اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل معنای قضیه حقیقیه و کیفیت جعل احکام شرعی

نقد نظر مرحوم نائینی در جعلِ شرعی

14٬070
منظومه

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی چیستی قضایای حقیقیه و تعریف آن پرداخته اند. حضرت استاد در ابتدا به مفاد قضیه حقیقیه اشاره کرده و مفاد آن را حاوی یک قضیه شرطیه می‌دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به کیفیت جعل شارع نسبت به احکام می‌پردازند. نکته مهمی که ایشان نسبت به بررسی آن اهتمام زیادی دارند تعیین کیفیت تعلق احکام به مکلفین با توجه به شرایط مختلف آنها می باشد. در پایان این درس استاد با نقد کلام مرحوم نائینی در جعل شرعی و کیفیت آن، دلیل دوم مرحوم سبزواری بر وجود ذهنی را توضیح داده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می رسانند.

تحلیل معنای قضیه حقیقیه و کیفیت جعل احکام شرعی

توضیحات:

این درس از سلسله دروس شرح منظومه در موضوع وجود ذهنی است که توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد شده است. ایشان در این درس به بررسی چیستی قضایای حقیقیه و تعریف آن پرداخته اند. حضرت استاد در ابتدا به مفاد قضیه حقیقیه اشاره کرده و مفاد آن را حاوی یک قضیه شرطیه می‌دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به کیفیت جعل شارع نسبت به احکام می‌پردازند. نکته مهمی که ایشان نسبت به بررسی آن اهتمام زیادی دارند تعیین کیفیت تعلق احکام به مکلفین با توجه به شرایط مختلف آنها می باشد. در پایان این درس استاد با نقد کلام مرحوم نائینی در جعل شرعی و کیفیت آن، دلیل دوم مرحوم سبزواری بر وجود ذهنی را توضیح داده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می رسانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل معنای قضیه حقیقیه و کیفیت جعل احکام شرعی

7
  • یعنی من‌باب‌مثال این‌طور می‌گوییم: همان‌طور مکلَّفی که در سفر است باید نماز را شکسته بخواند و این یک حکم کلّی است، از آن طرف هم باید این را بگوییم که هر مکلَّفی که این خصوصیّت را دارد ـ چه محقّق‌الوجود و چه مقدّرالوجود ـ باید نماز را به‌این‌صورت بخواند. یعنی از نقطه‌نظر ادراک، ادراکاتی داشته باشد که امکان داشته باشد که تکلیف به او تعلّق بگیرد؛ بی‌هوش نباشد، خُل و دیوانه نباشد، مَرَضی بر او عارض نشده باشد، از نقطه‌نظر وضع جسمانی به نحوی باشد که بتواند نماز را در حال قیام بخواند، استعدادِ برای قیام در حدّ متعارف را باید داشته باشد، موقعیّت خارجی او اجازه بدهد نماز را تمام و ایستاده بخواند چون ممکن است یک وقتی الأهمّ فالأهم پیش بیاید، به‌طورکلّی اگر مکلَّفی به این نحوه پیدا شد باید نماز را ایستاده بخواند، اگر مکلَّفی با شرایط دیگری پیدا شد باید نماز را نشسته بخواند و اگر مکلَّف دیگری با شرایط دیگر پیدا شد باید نماز را مستلقیاً بخواند. یک‌دفعه شما می‌بینید یک نماز هزار طور حکم کلّی دارد و هر کدام از اینها در تحتِ یک قضیّۀ حقیقیّه داخل می‌شوند. نه‌اینکه صرفِ «إنّ لِله أحکامًا یشترک فیه العالِمُ و الجاهل»؛ یعنی اینکه هر مکلَّفی باید نماز بخواند، این‌طورکه نیست! خیلی اوقات مکلَّف نباید نماز بخواند؛ من‌باب‌مثال مکلَّفی که بی‌هوش است نباید نماز بخواند یا مکلَّف در دوران جنون که دیگر نباید نماز بخواند و امثال‌ذلک.

  • پس ما نمی‌توانیم به‌عنوان یک حکم کلّی در همۀ موارد بگوییم که إنّ لِله أحکامًا یشترک فیه العالِمُ و الجاهل. بله اگر ما بخواهیم مسئله را از قضیّۀ شخصیّه بیرون بیاوریم و در قضیّۀ حقیقیّه داخل بکنیم باید بگوییم هر کسی که دارای این خصوصیّات، این شرایط و این مقتضیات است این حکم به او تعلّق می‌گیرد. حالا شاید اشخاصی که دارای این خصوصیّات و این شرایط هستند، از اول جعل حکم تا روز قیامت ده نفر هم نباشند! شاید یک نفر هم پیدا نشود یا دو نفر پیدا بشود، صد نفر پیدا بشود، یک میلیون پیدا بشود، ده میلیارد پیدا بشود!

/