
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (4)
ذکر روایات دالّ بر وحدت حقّۀ حقیقیّه
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی روایات وارده در این باب میپردازند. ایشان با محوریت کتاب توحید شیخ صدوق مسئله وحدت وجود در روایات اهل بیت علیهم السلام را تبیین مینماید. حضرت استاد به بیش از 10 روایت در این مورد اشاره نموده و هر کدام را با توضیح دقیق و مختصری توضیح میدهند. در این روایات به مسئله کیفیت خلقت موجودات و تجلی ذات پروردگار در این عالم اشاره شده است. نکتع قابل توجه در این درس بیانات دقیق استاد حسینی طهرانی پیرامون مسئله واحدیت و احدیت و تفاوت آنها و همچنین بیان مبانی دقیق فلسفی و عرفانی در مسئله جبر و تفویض میباشد. حضرت استاد با تکیه بر مسئله توحید و اینکه تمامی مخلوقات در ذات پروردگار و از ذات پروردگار انشاء شده اند و هیچ بینونت و جدایی بین مخلوق و خالق نیست، راه حل غالب مشکلات فلسفی را مسئله توحید بشمار میآورند. در بخشی از این درس استاد به بررسی برخی ادله روایی مخالفین با وحدت وجود پرداخته و روایات مشهور به «خلو» را توضیح میدهند.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (4)
توضیحات:
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی روایات وارده در این باب میپردازند. ایشان با محوریت کتاب توحید شیخ صدوق مسئله وحدت وجود در روایات اهل بیت علیهم السلام را تبیین مینماید. حضرت استاد به بیش از 10 روایت در این مورد اشاره نموده و هر کدام را با توضیح دقیق و مختصری توضیح میدهند. در این روایات به مسئله کیفیت خلقت موجودات و تجلی ذات پروردگار در این عالم اشاره شده است. نکتع قابل توجه در این درس بیانات دقیق استاد حسینی طهرانی پیرامون مسئله واحدیت و احدیت و تفاوت آنها و همچنین بیان مبانی دقیق فلسفی و عرفانی در مسئله جبر و تفویض میباشد. حضرت استاد با تکیه بر مسئله توحید و اینکه تمامی مخلوقات در ذات پروردگار و از ذات پروردگار انشاء شده اند و هیچ بینونت و جدایی بین مخلوق و خالق نیست، راه حل غالب مشکلات فلسفی را مسئله توحید بشمار میآورند. در بخشی از این درس استاد به بررسی برخی ادله روایی مخالفین با وحدت وجود پرداخته و روایات مشهور به «خلو» را توضیح میدهند.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (4)
13تمسّک مخالفین وحدت وجود به روایات خِلْو و توضیح آن
روایاتی که در اینجا هست و آقایان مخالفین خیلی به آنها تمسّک کردهاند، همین روایاتی است که حدود وجودی پرودگار را جدای از حدود وجودی مادّی میداند. بهعبارتدیگر تسمیۀ تداخلِ وجود پرودگار را در وجود ممکنات سلب میکند. که اینها را روایات «خِلْو» میشمارند، و روایات زیادی هم دربارۀ این مطلب هست.
یک روایت از زراره از امام صادق علیه السّلام است که میفرمایند:
«انّ اللهَ تبارکَ و تعالی خِلْوٌ مِن خَلقِه و خلقُه خِلْوٌ منه»1
این روایت دلالت بر مقام علیّت و معلولیّت میکندکه علّت با معلول از نقطه نظر قدرت و نشئت تفاوت دارد.
مرحوم میرداماد هم روی همین روایات خیلی مانور دادهاند و در آن کتاب خودشان که ظاهراً الافق المبین2 است، این روایات را معنا کردهاند.
این معنا هم کاملاً روشن است و معنای «خِلو» در روایات، همان «داخلٌ فی الاشیاءِ لا بالمُمازَجة خارجٌ عنها لا بالمُفارَقة»3 است؛ یعنی معنای «خِلوٌ» که این همه دربارۀ آن، سر و صدا در آوردهاند همین است و با هم فرق نمیکنند.
یا روایتی است از أبیجعفر علیه السّلام:
«انّ اللهَ تبارک و تَعالی خِلْوٌ مِن خَلقه و خلقَه خِلْوٌ منه».4
روایت دیگر، روایت ماجیلَوَیْه است از یونس بن عبدالرّحمن از أبیالمَغْراء از امام باقر علیه السّلام است که نظیر همین است.5 چند تا روایت دیگر هم داریم که در آنها معنای خِلو آمده است.
اینها خیال میکنند که خِلو به معنای بینونیّت و جدایی است. درحالیکه عرض شد که اصلاً نهتنها بینونیّت محال است، بلکه طبق خود روایات اصلاً بینونیّت در اینجا بینونیّتِ جدایی نیست.
روایت دهم: خلقت، تنها حجاب بین پروردگار و مخلوقات
یک روایت دیگری در اینجا بود که هیچ حجابی بین پروردگار و بین خلق نیست مگر خود خلقت.6 پس فقط نفسِ خلقت خودش حجاب است. این مطلب هم در همین روایاتی بود که قبلاً عرض کردیم. یعنی فقط چون اینها مخلوق هستند، خود نفسِ خلقت که نفس تغیّر و تبدّل است، خودش حجاب است.
- التوحید للصدوق، ص 105: حدّثنا محمدُ بنُ الحسن بنِ أحمدَ بنِ الولیدِ رضی اللهُ عنه قال حدّثَنا محمدُ بنُ الحسنِ الصّفّارُ عن أحمدَ بنِ محمدِ بنِ خالدٍ عن النَّضْر بنِ سُوَیْدِ عن یحیی الحَلبی عن ابن مُسکانَ عن زرارةَ قال سمعتُ أبا عبد اللهِ علیه السّلام یقول: إنّ الله تبارک و تعالیٰ خِلْوٌ مِن خلقِه و خلقُه خِلوٌ منه و کلُّ ما وقع علیه اسمُ شیءٍ ما خلا اللهَ عزّوجلّ فهو مخلوقٌ و اللهُ خالقُ کلِّ شیءٍ تبارک الّذی لیس کمثلِه شیءٌ.
- التعلیقة علی کتاب الکافی (میرداماد)، ص 196.
- نهج البلاغة، خطبۀ اول.
- التوحید صدوق، ص 105:
حدّثنا حمزةُ بنُ محمدٍ العَلَویّ رحِمهُ الله قال أخبَرَنا علیُّ بنُ إبراهیمَ عن أبیه عن ابنِ أبی عُمَیرٍ عن علیِّ بنِ عَطیَّةَ عن خَیثَمَةَ عن أبی جعفرٍ علیه السّلام قال: إنّ الله تبارک و تعالی خِلْوٌ مِن خلقِه و خلقُه خلوٌ منه و کلُّ ما وقعَ علیه اسمُ شیءٍ ما خلا اللهَ عزّوجلّ فهو مخلوقٌ و اللهُ تعالی خالقُ کلِّ شیءٍ. - التوحید صدوق، ص 105:
حدّثَنا محمدُ بنُ علیٍّ ماجیلَوَیْه رحِمهُ الله قال حدّثَنا علیُّ بنُ إبراهیمَ بنِ هاشمٍ عن محمدِ بنِ عیسی عن یونُسَ بنِ عبدِ الرّحمنِ عن أبی المَغْراءِ رَفَعَه عن أبی جعفرٍ علیه السّلام قال: قال إنّ اللهَ تبارکَ و تَعالی خِلْوٌ مِن خَلقِه و خلقُه خِلْوٌ مِنه و کلُّ ما وَقَعَ علیه اسمُ شیءٍ فهو مَخلوقٌ ما خَلا اللهَ عزّوجلّ» - التوحید للصدوق، ص 178: حَدّثنا علیُّ بنُ أحمدَ بنِ محمدِ بنِ عِمرانَ الدَّقّاقُ رحِمهُ الله قال حدّثنا محمدُ بنُ أبی عبد اللهِ الکوفیُّ قال حدّثنا محمدُ بنُ إسماعیلَ البَرْمَکیُّ عن علیِّ بنِ العبّاس عن الحسنِ بنِ راشدٍ عن یعقوبَ بنِ جعفرٍ الجعفریِّ عن أبی إبراهیمَ موسی بنِ جعفرٍ علیه السّلام أنَّهُ قال: إنَّ اللهَ تبارَکَ و تعالی کان لَمْ یَزَلْ بلا زمانٍ و لا مکانٍ، و هو الانَ کَما کان؛ لا یَخْلو منه مَکانٌ، وَ لا یَشْغَلُ به مکانٌ، و لا یَحِلُّ فی مکانٍ. ما یَکونُ مِن نَجْوَی ثلثةٍ إلَّا هو رَابِعُهُمْ وَ لَا خمسةٍ إلّا هو سادسُهُمْ وَ لَآ أَدْنَی مِن ذلک و لا أکثر إلّا هو مَعَهُمْ أَیْنَ ما کانوا؛ لیسَ بینه و بَیْنَ خَلْقِهِ حجابٌ غیرُ خَلْقِه؛ احْتَجَبَ بغیرِ حجابٍ محجوبٍ؛ و اسْتَتَرَ بِغَیْرِ سِتْرٍ مَسْتورٍ؛ لا إلهَ إلّا هو الکبیرُ المُتعالِ.
