اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ مشائین دربارۀ وجود

0
منظومه
منظومه

درس بیست و هفتم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس سره،‌ دومین جلسه از مجموعه مباحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها می‌باشد. در این جلسه حضرت استاد به بررسی و نقد نظر مشائین پیرامون وحدت حقیقت وجود پرداخته‌اند. در ابتدای درس استاد با تاکید بر این نکته که مسئله وحدت وجود صرفا یک مسئله نظری نبوده بلکه تعین خارجی دارد، این موضوع را با مثالی از دریا و موج توضیح می‌دهند. در ادامه ایشان تعدد مظاهر وجود را تاکیدی بر وحدت حقیقت وجود دانسته و به تبیین این موضوع می‌پردازند. ادامه بحث در این جلسه به نقد نظریه برخی از مشائین پیرامون وجود اختصاص دارد. حضرت استاد حسینی طهرانی در نقد این نظریه که وجود عبارتست از حقایق متباینه در ذات سخن را شروع کرده و به طور مفصل به بررسی این نظریه و ریشه‌یابی آن پرداخته اند. حضرت استاد در پایان با توجه به سوال برخی از تلامذه به توضیح معنای لابشرط و بشرط‌لا در مبحث وحدت وجود پرداخته و نمونه‌های از داستان‌های مشهور تاریخی را به عنوان شواهدی بر وحدت وجود و عدم فرق بین ماده و مجرد در این مبحث بیان می‌نمایند.

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ مشائین دربارۀ وجود

4
  • پس یک‌هم‌چنین وجودی با یک همچنین سعه‌ای یک وحدتی دارد؛ که هرچه تعداد مظاهر بیشتر باشد، آن سعه را بیشتر می‌رساند. و آن سعه هرچه بیشتر باشد، وحدت بیشتر است؛ به‌خاطر اینکه وحدت، مفهومی است که حکایت از آن سعۀ اطلاقی دارد، چون یک وحدتی است که دو ندارد. نه‌اینکه مثلِ سایر وحدات باشد، او به اصطلاح یکتا است نه یک!

  • هرچه تعداد افراد بیشتر باشد، اطلاقِ حقیقت وجود، خودش را بیشتر نشان می‌دهد. تا اینکه فرض کنید که این وجود، دو فرد در خارج داشته باشد؛ که در این‌صورت ممکن است بگوییم که چون فقط این دو فرد را در خارج دارد، پس این وجود محدود است و حدّش به بیشتر از این نمی‌رسد. اگر این وجود، ده فرد در خارج داشته باشد، می‌گوییم که این وجود فقط ده تا فرد دارد، پس خیلی محدود است و حدّ وجودی او حدّ محدودی است و بیش از این مقدار نیست؛ بنابراین ممکن است که در مقابل وجود چیز دیگری تحقّق داشته باشد.

  • ولی اگر شما تمام این مقیّدات و مظاهر را داخل در آن معنای وجود دانستید، دیگر جای خالی برای مقابلِ وجود و وحدت وجود، باقی نمی‌ماند. پس هرچه مقدار آن تقیّدِ وجود در خارج بیشتر باشد، بساطتِ وجود بیشتر اثبات می‌شود؛ به‌خاطر اینکه ما آن بساطت را یک بساطت اطلاقی گرفتیم که هیچ تخلّل و تطرّقِ نقصان در او راه ندارد. بنابراین هرچه افراد بیشتری در خارج باشند، بساطت و اطلاق او بیشتر اثبات می‌شود و سعۀ او بیشتر تأکید می‌شود.

  • اشاره به وحدت وجود در شعر حافظ

  • و اینکه حکماء این شعر حافظ را حمل بر این معنا کرده‌اند، تا آنجایی است که آنها رسیده‌اند. البتّه این شعر، معنای دیگری هم دارد. می‌گوید:

  • در خلاف‌آمدِ عادت بطلب کام که من***کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم1
  • یعنی از همۀ اشیائی که در این عالم پیدا شد و از این مسائلی که در عالم هست؛ اضداد و نقایض و...، و اینکه تمام این عالم، عالم تضادّ و خلاف است، و از اینکه در این عالم، خلاف عادت می‌آید؛ این شخص می‌آید بر آن شخص حاکم می‌شود این قانون می‌آید بر او حاکم می‌شود. از همۀ مسائلی که در این عالم است، دانستم که تمام اینها راه به یک ریشه و یک وحدت و یک مَبدئی دارد؛ که من کسب جمعیّت خودم را از همین مسائل متفرقّه کردم و از اینجا به او رسیدم.

    1.  دیوان حافظ، غزل 319.