اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ مشائین دربارۀ وجود

14٬105
منظومه

درس بیست و هفتم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس سره،‌ دومین جلسه از مجموعه مباحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها می‌باشد. در این جلسه حضرت استاد به بررسی و نقد نظر مشائین پیرامون وحدت حقیقت وجود پرداخته‌اند. در ابتدای درس استاد با تاکید بر این نکته که مسئله وحدت وجود صرفا یک مسئله نظری نبوده بلکه تعین خارجی دارد، این موضوع را با مثالی از دریا و موج توضیح می‌دهند. در ادامه ایشان تعدد مظاهر وجود را تاکیدی بر وحدت حقیقت وجود دانسته و به تبیین این موضوع می‌پردازند. ادامه بحث در این جلسه به نقد نظریه برخی از مشائین پیرامون وجود اختصاص دارد. حضرت استاد حسینی طهرانی در نقد این نظریه که وجود عبارتست از حقایق متباینه در ذات سخن را شروع کرده و به طور مفصل به بررسی این نظریه و ریشه‌یابی آن پرداخته اند. حضرت استاد در پایان با توجه به سوال برخی از تلامذه به توضیح معنای لابشرط و بشرط‌لا در مبحث وحدت وجود پرداخته و نمونه‌های از داستان‌های مشهور تاریخی را به عنوان شواهدی بر وحدت وجود و عدم فرق بین ماده و مجرد در این مبحث بیان می‌نمایند.

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ مشائین دربارۀ وجود

توضیحات:

درس بیست و هفتم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس سره،‌ دومین جلسه از مجموعه مباحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها می‌باشد. در این جلسه حضرت استاد به بررسی و نقد نظر مشائین پیرامون وحدت حقیقت وجود پرداخته‌اند. در ابتدای درس استاد با تاکید بر این نکته که مسئله وحدت وجود صرفا یک مسئله نظری نبوده بلکه تعین خارجی دارد، این موضوع را با مثالی از دریا و موج توضیح می‌دهند. در ادامه ایشان تعدد مظاهر وجود را تاکیدی بر وحدت حقیقت وجود دانسته و به تبیین این موضوع می‌پردازند. ادامه بحث در این جلسه به نقد نظریه برخی از مشائین پیرامون وجود اختصاص دارد. حضرت استاد حسینی طهرانی در نقد این نظریه که وجود عبارتست از حقایق متباینه در ذات سخن را شروع کرده و به طور مفصل به بررسی این نظریه و ریشه‌یابی آن پرداخته اند. حضرت استاد در پایان با توجه به سوال برخی از تلامذه به توضیح معنای لابشرط و بشرط‌لا در مبحث وحدت وجود پرداخته و نمونه‌های از داستان‌های مشهور تاریخی را به عنوان شواهدی بر وحدت وجود و عدم فرق بین ماده و مجرد در این مبحث بیان می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ مشائین دربارۀ وجود

15
  • یا اینکه همان نفسِ ارادۀ حضرت، مفیضِ وجود است! و مگر اراده در مرتبۀ علّت غیر از این است؟ پس خود ارادۀ حضرت، مفیضِ وجود و سرچشمۀ وجود است. ارادۀ حضرت، وجود را به صورت مادّه درمی‌آورد؛ یعنی از آن تجرد پایین می‌آورد و تبدیل به مادّه می‌کند.

  • آن شیر تبدیل به مادّه شد و آن فرد را گرفت و خورد و در شکمش کرد، حتّی زمین را هم لیسید و به امام رضا علیه السّلام عرض کرد که می‌خواهید این دومی را هم بخورم؟ که مأمون یک‌دفعه غش کرد و افتاد. حضرت فرمودند نه، همین یکی بس است!

  • بعد دوباره با یک اشارۀ حضرت، آن مادّه برمی‌گردد. حالا آن مادّه کجا می‌رود؟ دیگر معلوم نیست که کجا می‌رود! در اینجا هم آن مادّۀ شیر برمی‌گردد و هم خود آن شخص می‌رود. حالا آیا حضرت آن شخص را به جایی می‌برند و دفنش می‌کند و آن شیر را هم به بیابانی می‌برند که برای خودش بگردد؟! می‌توانیم بگوییم که ممکن است این باشد؛ مثلاً حضرت این شیر را با یک اشاره به بیابان‌های آفریقا فرستادند و گفتند که برای خودت بگرد؛ یعنی واقعاً یک شیر درست کردند!

  • اما می‌توانیم بگوییم که در اول کار که شیری نبود؛ یعنی این‌طور نبود که حضرت یک شیر را از یک‌جایی برداردند و فوراً به اینجا بیاورند و بگویند که حساب این را برس! و یا اینکه یک مشت خاک را از یک‌جا بردارند، شیر درست کنند، و آن‌قدر این کار سریع باشد که ما نفهمیم! نه، این‌طور نیست، بلکه نفسِ ارادۀ حضرت، خلقِ شیر می‌کند.

  • و حالا بعداً این بحث در خود منظومه هم می‌آید. در آنجا می‌گوییم که اعجاز چگونه است و آیا مطلبی که علامه در المیزان در مورد اعجاز فرمودند،1 صحیح است یا ممکن است ما اعجاز را به نحوِ دیگری قبول داشته باشیم؟ که بحث‌هایی است که در آنجا می‌آیند.

  • علیٰ أیّ نحوٍ کان، آنچه به نظر می‌رسد این است که با همان ارادۀ حضرت، شیر مادّی خلق شد و دوباره مادّه برگشت و مجرّد شد. یا در آن داستان قبل با همان ارادۀ حضرت، این طَبَقِ میوه تبدیل به مادّه شد؛ یعنی وجودِ مجرّد تبدیل به مادّه می‌شود.

    1.  المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 79.
/ 0