اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود

14٬182
منظومه

جلسه بیست و ششم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اولین جلسه از مبحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها می‌باشد. حضرت استاد در ابتدای این درس به تبیین خطای برخی در مسئله وحدت و کثرت حقیقت وجود پرداخته‌اند. ایشان در ادامه با ذکر مثالی نظر حکماء در وحدت و کثرت حقیقت وجود را توشضیح می‌دهند. در بخشی از این درس استاد حسینی طهرانی به تبیین عدم تنافی بین تجلیات متکثره در عالم خلقت و حقیقت واحده وجود می‌پردازند. یکی از مهمترین مطالب در این درس بررسی نظریه مرحوم مطهری پیرامون کیفیت نگرش عرفا به ما سوی الله است، که حضرت استاد به نقد کلام ایشان پرداخته‌اند. استاد با بیان تفاوت اساسی بین دیدگاه عرفا و حکما در مسئله وحدت حقیقت وجود به این موضوع اشاره می‌نمایند که دیدگاه یک عارف به مظاهر دنیا و کثرات خلقت با دیدگاه خداوند به مخلوقات یکسان است. این درس با بیان دیدگاه جناب محیی الدین در مسئله وحئت حقیقت وجود و تحلیل لزوم وحدت ذات وجود در خارج به پایان می‌رسد. آخرین بخش از این درس تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه به همراه توضیحاتی از حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می باشد.

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود

توضیحات:

جلسه بیست و ششم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اولین جلسه از مبحث غرر فی بیان الأقوال فی وحدة حقیقة الوجود و کثرتها می‌باشد. حضرت استاد در ابتدای این درس به تبیین خطای برخی در مسئله وحدت و کثرت حقیقت وجود پرداخته‌اند. ایشان در ادامه با ذکر مثالی نظر حکماء در وحدت و کثرت حقیقت وجود را توشضیح می‌دهند. در بخشی از این درس استاد حسینی طهرانی به تبیین عدم تنافی بین تجلیات متکثره در عالم خلقت و حقیقت واحده وجود می‌پردازند. یکی از مهمترین مطالب در این درس بررسی نظریه مرحوم مطهری پیرامون کیفیت نگرش عرفا به ما سوی الله است، که حضرت استاد به نقد کلام ایشان پرداخته‌اند. استاد با بیان تفاوت اساسی بین دیدگاه عرفا و حکما در مسئله وحدت حقیقت وجود به این موضوع اشاره می‌نمایند که دیدگاه یک عارف به مظاهر دنیا و کثرات خلقت با دیدگاه خداوند به مخلوقات یکسان است. این درس با بیان دیدگاه جناب محیی الدین در مسئله وحئت حقیقت وجود و تحلیل لزوم وحدت ذات وجود در خارج به پایان می‌رسد. آخرین بخش از این درس تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه به همراه توضیحاتی از حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدتِ حقیقت وجود و عقیدۀ فهلویّون دربارۀ وجود

13
  • پس تعیّن او انبساط پیدا کرده و به همه‌جا رسیده است، به نحوی که هر وقت خودش را می‌بیند خدا را دیده است. نه‌اینکه در آنجا «أنا ربّکم الأعلیٰ» بگوید و خود را جدای از او فرض بکند. نه‌خیر این‌طور نیست و به این قِسم نیست.

  • تلمیذ: پس قبل از رسیدن به این مرتبه کسی نمی‌تواند یک‌هم‌چنین چیزی را داشته باشد؟

  • استاد: بله، اگر به آن حدّ نرسد دیگر مسئله، مسئلۀ نفسانیّاتش است؛ یعنی آمده است و خودش را دیده است، و به اصطلاح طلوعات نفسش است. که در این‌صورت خدا را از خودش جدا می‌بیند و دوتا می‌بیند، که این کفر و شرک است.

  • بله، اگر در یک مقامی باشد که جز خود هیچ چیز نبیند، آن وقت او در اینجا درست دیده است! ولی اینکه خودش را ببیند و خدا را هم ببیند و برای خودش در مقابل خدا یک سعه ببیند، این خطر است! یعنی تو در مقابل خدا دیگر نباید خودت را ببینی! یا اینکه برای خودت سعه ببینی!

  • ولی اگر آمدی خود را دیدی و غیر از خودت هیچ ندیدی، این همان معنای جذب و فناء و تجرد است و معنای فناء همین است! اصلاً در فناء دوئیّت معنا ندارد و در فناء دوئیّت نیست. اگر دوئیّت باشد فنا نیست، و اگر فناء باشد دوئیّت نیست؛ این دو در مقابل همدیگر هستند و مانند آب و آتش هستند که به‌هیچ‌وجه با هم جمع نمی‌شوند.

  • معنای فناء در داستان بایزید رضوان الله علیه

  • لذا بایزید ـ رضوان الله علیه ـ هم به شاگردانش گفت ـ در وقتی که به ایشان گفتند که گاهی اوقات از شما در حالاتتان «أنا الله الّذی لا إله إلّا أنا» می‌شنویم، «لا إله إلّا هو» می‌شنویم ـ اگر این دفعه این حرف‌ها را از من شنیدید، من را بکشید. بعد دیدند که شمشیرها کارگر نشد! بایزید گفت:

  • شمشیر که او را نمی کشد. من وقتی این حرف را می‌زنم که نه خود را می‌بینم و نه چیز دیگری می‌بینم! این که من دارم «اَنا» می‌گویم، یعنی او دارد «اَنا» می‌گوید؛ یعنی فرقی با همدیگر ندارند. نه‌اینکه دو چیز هستیم که با هم فرق نداریم، بلکه خلاصه یعنی یک زبان است که دارد این حرف را می‌زند.1

    1.  مثنوی معنوی، دفتر چهارم.
/ 0