اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دلیل چهارم مرحوم حاجی در زیادی وجود بر ماهیّت

و بررسی نظریات در وحدت وجود و موجود

0
منظومه
منظومه

این جلسه ادامه مبحث زیادة الوجود علی الماهیة از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد حاج سید محمد حسن حسینی طهرانی می‌باشد. در ابتدای این درس استاد به بیان دلیل چهارم مرحوم سبزواری بر زیادی وجود بر ماهیت پرداخته است. اشان برای توضیح کامل این معنا به مبحث مهم و کلیدی وحدت وجود ورود می‌کنند. حضرت استاد در ابتدا نظریات مختلف پیرامون مسئله وحدت وجود و وحدت موجو را بیان کرده و ادامه به طور مفصل به تشریح مبانی حکما و عرفا می‌پردازند. استاد حسینی طهرانی مبنای عرفا در وحدت وجود و وحدت موجود را مرتبه‌ای بالاتر از نظریه حکما دانسته و با ذکر امثله‌ای این موضوع را به طور شفاف تبیین می‌کنند. در خلال بحث با توجه به دقت بالای مطالب و ظرافت آن به تمامی سوالات مطروحه توسط تلامیذ پاسخ می‌دهند. آیة الله حسینی طهرانی برخی کلمات توحیدیه عرفا را از مقوله وحدت وجود و وحدت موجود دانسته و هر گونه ایراد بر آنها را نابجا می‌دانند. بخش پایانی این درس به تطبیق و مطالعه متن شرح منظومه پیرامون دلایل اول تا چهارم مصنف برای زیادی وجود بر ماهیت اختصاص دارد. مطالعه این درس نگرش متفاوتی نسبت به مسئله وحدت وجود را برای خوانندگان به ارمغان خواهد داشت.

دلیل چهارم مرحوم حاجی در زیادی وجود بر ماهیّت

12
  • توضیح جایگاه اتّحاد و تغایر وجود و ماهیت

  • تلمیذاین مطلب به نظر ما صحیح نیست؛ چون ما در مقامِ عقل می‌گوییم که ماهیّت غیر از وجود است نه در خارج و ذهن. حالا بر اساس حرفی که فرمودید در مقامِ خارج یک قیدی را تصوّر می‌کنیم و آن را به وجود مطلق می‌زنیم.

  • استاد: ایشان هم همین را می‌گویند که این وجود و ماهیّت از نظر خارجی عین هم هستند ولی از نظر ذهنی، وجود جدای از ماهیّت است. این وجود در ذهن، عارض بر ماهیّت می‌شود؛ به این عنوان که ذهن می‌آید وجود را حمل بر این ماهیّت می‌کند و می‌گوید که مثلاً زید موجود است.

  • بنابراین بین مفهوم وجود و بین ماهیّت اختلاف و تغایر است و ما فقط می‌خواهیم همین را بگوییم و چیز دیگری غیر از این نمی‌خواهیم بگوییم. در عالمِ خارج که یکی بیشتر نیست و آن هم وجود است ولی در عالمِ ذهن می‌بینیم که دو چیز است.

  • تلمیذدر عالم ذهن هم یک چیز بیشتر نیست چون در ذهن هم اتّحاد است!

  • استاد: اگر در ذهن هم اتّحاد است پس چرا شما مفاهیم مختلفه را می‌فهمید؟

  • تلمیذمفاهیم مختلفه را با وجود ذهنی آنها می‌فهمیم.

  • استاد: با هر وجودی که بفهمید فرق نمی‌کند؛ مگر وجود ذهنی تفاوت دارد و وجود نیست؟! آیا وجود ذهنی از اشتراک معنوی وجود جدا است؟! اگر جدا نیست پس این مفاهیم متفاوت از کجا آمده‌اند؟

  • تلمیذاختلاف در آن قیودی است که ذهن با وجود ذهنی تصوّر کرده است.

  • استاد: این همان تعمّل شدید است؛ همان تعمّل ذهنی است که این کار را می‌کند، همان تعمّل است که این وجود را از صورت خودش جدا می‌کند و می‌گوید گرچه من در ذهنم این وجود را آورده‌ام ولی می‌توانستم این وجود را به صورت دیگری بیاورم؛ پس آن صورت با این‌وجود دوتا است.

  • تلمیذمی‌خواهم بگویم که قید «تصوّرا»ً در اینجا غلط است و باید بگوییم «عقلاً»؛ چون تصوّراً دوتا نیستند.