
دلیل اول تا سوم مرحوم حاجی برای زیادی وجود بر ماهیّت
دلیل اول تا سوم مرحوم حاجی برای زیادی وجود بر ماهیّت
درس بیست و دوم از سلسله دروس شرح منظومه از منشئات حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی اولین جلسه از مبحث زیادت وجود بر ماهیت میباشد. حضرت استاد در ابتدای این جلسه به انفکاک ذهنی وجود از ماهیت و اتحاد این دو در خارج پرداختهاند. حضرت استاد حسینی طهرانی کیفیت عملکرد ذهن در فهم ماهیت و وجود را بیان کردهاند. اعتقاد اساد بر این است که تخلیه واهیت از وجود مستلزم تحلیه آن به وجود است. ایشان هرگونه رابطه بین جزئیت بین وجود و ماهیت را نفی کرده و این دو مقوله را دو مبحث کاملا مجزا ای یکدیگر میداند. در بخش از این درس استاد با بیان این نکته که با توجه به بحث اشتراک معنوی وجود دیگر نیازی به مطرح کردن بحث زیادت وجود بر ماهیت نبودهاست، به این نکته اشاره مینمایند که شایسته بود تا بحث زیادت وجود بر ماهیت قبل از مبحث اشتراک وجود مطرح شود. در این درس استاد برای رفع هر گونه ابهام از ای بحث به سوالات مطرح شده متعددی پاسخ میدهند، که مطالعه آن برای ایضاح مطلب مفید است.
دلیل اول تا سوم مرحوم حاجی برای زیادی وجود بر ماهیّت
6به هر مقدار که نفس شما وجود دارد و بعداً هم وجود خواهد داشت، آنچه را که با آن نفس در وجودات ذهنی عینیّت پیدا کرده است تمام آنها در این نفس منطوی هستند و شما دوباره بر میگردید و آنها را استحضار میکنید و همینطور آن صورت دیگر را هم استحضار میکنید و هلمّ جرّا.
ذهنی بودن انفکاک وجود از ماهیّت
بنابراین بحث زیادی وجود بر ماهیّت، یک بحث ذهنی است یعنی ذهن است که میگوید که در ذهن نه در خارج، وجود زائد بر ماهیّت است؛ و الاّ ـ به قول مرحوم حاجی ـ کسی نیامده است بگوید که ما در خارج دو چیز داریم: یکی به عنوان ماهیّت و دیگری به عنوان وجود، و این وجود میآید و زائد بر آن ماهیّت میشود! درست مانند شکر و آب؛ که شکر در یک طرف است و آب هم در طرف دیگر است و شما این شکر را در این آب میریزید و این آب شیرین میشود.
مسئله در اینجا اینطور نیست؛ بلکه تمام اینها حکایت از این میکند که وجود، عبارت از یک مفهومی است که این مفهوم در ذهن ـ نه در خارج ـ، زائد بر ماهیّت است.
تحقق تحلیه و تخلیۀ ماهیّت از وجود در نفس
ولی اینکه میگوییم در ذهن، زائد بر این ماهیّت است یعنی در تأمّلِ ذهن، زائد بر ماهیّت است اما در حاقِّ ذهن باز همان ماهیّتی را که ما از وجود تخلیه و تجرید میکنیم، همین کار تخلیه مگر یک فعلی از افعال نفس نیست؟ تا وجود تحقّق نداشته باشد که این فعل از افعال نفس انجام نمیگیرد؛ فرق نمیکند که شما از یک چاه خاک یا آب در بیاورید که در اینصورت یک وجودی در اینجا دارد تحقّق پیدا میکند و چه در یک چاهی آب بریزید، در اینصورت هم باز یک وجودی در اینجا تحقّق پیدا میکند. فرق نمیکند که شما از یک حوضی آب بیرون بکشید یا در آن آب بریزید، از یک زمین خاک دربیاورید یا در آن خاک بریزید؛ بالأخره هر دو کار، دو فعل از افعال آدمی و انسان هستند و فرقی نمیکند.
