اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دلیل اول تا سوم مرحوم حاجی برای زیادی وجود بر ماهیّت

دلیل اول تا سوم مرحوم حاجی برای زیادی وجود بر ماهیّت

0
منظومه
منظومه

درس بیست و دوم از سلسله دروس شرح منظومه از منشئات حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی اولین جلسه از مبحث زیادت وجود بر ماهیت می‌باشد. حضرت استاد در ابتدای این جلسه به انفکاک ذهنی وجود از ماهیت و اتحاد این دو در خارج پرداخته‌اند. حضرت استاد حسینی طهرانی کیفیت عملکرد ذهن در فهم ماهیت و وجود را بیان کرده‌اند. اعتقاد اساد بر این است که تخلیه واهیت از وجود مستلزم تحلیه آن به وجود است. ایشان هرگونه رابطه بین جزئیت بین وجود و ماهیت را نفی کرده و این دو مقوله را دو مبحث کاملا مجزا ای یکدیگر می‌داند. در بخش از این درس استاد با بیان این نکته که با توجه به بحث اشتراک معنوی وجود دیگر نیازی به مطرح کردن بحث زیادت وجود بر ماهیت نبوده‌است، به این نکته اشاره می‌نمایند که شایسته بود تا بحث زیادت وجود بر ماهیت قبل از مبحث اشتراک وجود مطرح شود. در این درس استاد برای رفع هر گونه ابهام از ای بحث به سوالات مطرح شده متعددی پاسخ می‌دهند، که مطالعه آن برای ایضاح مطلب مفید است.

دلیل اول تا سوم مرحوم حاجی برای زیادی وجود بر ماهیّت

2
  •  

  •  

  • بسم الله الرحمن الرّحیم

  •  

  •  

  • إنّ الْوُجُودَ عَارِضُ المَهِیَّة***تَصَوُّرًا وَ اتَّحَدَا هُوِیّةً
  • لِصِحَّةِ السَّلْبِ عَلَیٰ الْکَوْنِ فَقَطْ***وَ لاِفْتِقَارِ حَمْلِهِ إلَی الْوَسَط
  • وَ لاِنْفِکَاکٍ مِنْهُ فِي التَّعَقُلِ***وَ لاِتَّحَادِ الْکُلِّ وَ التَّسَلْسُلِ
  • وَ الْفَرْدُ کَالْمُطْلَقِ مِنْهُ وَ الْحِصَص***زِیْدَ عَلَیْهَا مُطْلَقًا عَمًّا وَ خَصّ
  •  

  • غُرَرٌ فِی زِیٰادَة الوُجُود علی المَهِیّة

  • انفکاک ذهنی وجود از ماهیّت و اتحاد خارجی آنها

  • این بحث راجع به این مسئله است که وجود در وعاءِ ذهن غیر از ماهیّت است ولیکن در عالمِ خارج و تعیّن، عین همان ماهیّت خارج است و ما در خارج یک وجود و یک ماهیّت جدای از هم نداریم که یکی بر دیگری عارض شده باشد. اما در عالم ذهن، انفکاک بین وجود و ماهیّت یک امر بدیهی است.

  • البتّه اینکه ایشان می‌فرمایند که یک امر بدیهی است، به معنای این است که ما بالوجدان ماهیّت را لابشرط تعقّل می‌کنیم و وقتی که این ماهیّت، لابشرط تعقّل شد، لازمۀ یک مفهوم لابشرط این است که امکان داشته باشد که با یک شرطی اجتماع پیدا کند یا اجتماع پیدا نکند.

  • نکته‌ای که در اینجا هست این است که همان‌طوری‌که در خارج، وجود، عین ماهیّت است و انفکاک ناپذیر هستند، در وجود ذهنی هم ماهیّت با وجودِ سازندۀ آن ماهیّت ذهنی یکی است و انفکاک‌ناپذیر هستند.

  • به‌عبارت‌دیگر ما در ذهن یک حاقِّ ذهنی را تصوّر می‌کنیم و یک تأمّل و تعمّلِ ذهنی را تصوّر می‌کنیم؛ یعنی ذهن کارها و افعالی را انجام می‌دهد که تمام این افعال و کارها یک نحوۀ وجود هستند که در بحث وجود ذهنی آنها را می‌گوییم. در آنجا می‌گوییم که آنچه که در تصوّر ما از ماهیّات و مفاهیم می‌آید، یک عملی از اعمال و یک فعلی از افعال ذهن است که همین به‌وجود آمدن و در ذهن تحقّق پیدا کردن، نحوٌ من الوجود است. این وجود خاصِّ به وجود آورندۀ ماهیّت لاجرم و [ناگزیر] باید عین همان ماهیّتِ در عالم ذهن و در حاقِّ ذهن باشد، چون ماهیّتی که متساوی‌الطّرفینِ نسبت به وجود و عدم است، خارج و ذهن بر نمی‌دارد.