اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دلیل پنجم و ششم اشتراک معنوی وجود

و نقد کلام متکلمین در معرفت پروردگار

0
منظومه
منظومه

این جلسه آخرین مجلس از مباحث اشتراک وجود از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می‌باشد. در این درس به بررسی دلیل پنجم و ششم مرحوم سبزواری بر اشتراک معنوی وجود اختصاص دارد، استاد حسینی طهرانی به نقد برخی از مبانی متکلمین در موضوع معرفت الله پرداخته است. ایشان اشتراک معنوی وجود را لازمه معرفت پرودگار دانسته و از همین موضوع به نقد کلام متکلمین پیرامون عدم امکان معرفت اسماء و صفات الهی پرداخته است. ایشان با بیان دو اشکال بر کلام متکلمین، اعتقاد به این عقیده را مستلزم لغو دانستن کلمات توحیدی ائمه علیهم السلام در خطاب به مردم می‌دانند. طردا للباب حضرت استاد به بیان مطالبی از بزرگان پیرامون تشیع و برخی از بزرگان اهل سنت و نظرات آنها پیرامون امیرالمومنین و خلفای غاصب پرداخته‌اند. در پایان مبحث اشتراک معنوی وجود را با تطبیق متن مربوط به دلیل سوم تا ششم خاتمه می‌دهند.

دلیل پنجم و ششم اشتراک معنوی وجود

4
  • اگر من‌باب‌مثال بگوییم «زیدٌ قائمٌ»؛ انتساب قیام به زید است و بین قیام و غذا خوردن و أکل اختلاف ذاتی است و اصلاً ربطی به هم ندارند و هیچ مابه‌الإشتراکی بین ماهیّت قیام و ماهیّت أکل وجود ندارد؛ اصلاً أکل در یک مقوله است و قیام در یک مقولۀ دیگری است.

  • اگر این زید دارد می‌خورد و برایش فرقی نمی‌کند که چه محمولی را بر او حمل بکنیم؛ یعنی هم نسبتِ قیام به زید اشتباه است و هم نسبتِ أکل به زید اشتباه است؛ پس چرا شما «زیدٌ قائمٌ» می‌گویید؟! به جای آن بگویید «زیدٌ آکلٌ»!

  • در این‌صورت هم حملِ عالم بر پروردگار اشتباه است و هم حملِ قادر بر پروردگار اشتباه است، هم حمل حیّ بر پروردگار خطا است و هم حمل رحیم و رئوف بر پروردگار خطا است. همۀ اینها اشتباه هستند؛ چون آن وصفی را که ما به پروردگار نسبت می‌دهیم، آن وصف را ادراک نکرده‌ایم، و وقتی که ادراک نکرده‌ایم پس چرا این را نسبت می‌دهیم؟! بیاییم و یک وصف دیگر را نسبت بدهیم.

  • تلمیذ: درست است که ما دقیقاً اوصاف پروردگار را ادراک نمی‌کنیم چون ادراکات ما یک ادراکات محدودی است؛ ولی آنها را به نحو اجمال و شَبَحاً ادراک می‌کنیم.

  • استاد: حمل در پروردگار اشتباه است؛ شما می‌توانید اینها را بر خودتان حمل بکنید و به خودتان قادر و عالم بگویید، ولی وقتی که شما می‌گویید ما عالمیّت و قادریّت پروردگار را نمی‌فهمیم؛ چرا اینها را بر پروردگار حمل می‌کنید؟ چرا پای خدا را جلو می‌کشید؟

  • آیا ممکن است شما قبل از اینکه یک موجودی را واقعاً بشناسید عوارضی را بر این موجود بار بکنید؟ من‌باب‌مثال یک عنقایی به گوش شما می‌رسد؛ قبل از اینکه بدانید این عنقا پر دارد، دم دارد، چشم دارد، اصلاً این را ادراک نکرده‌اید و به هیچ وجهی هم خصوصیّات آن را هم نمی‌دانید، آیا می‌توانید بگویید که العنقاءُ یَطیر؟ آیا می‌توانید بگویید که العنقاء فی ناحیة قاف عنقاء در کوهی به نام قاف است؟ نمی‌توانید این را بگویید؛ چون هیچ اطلاعی از آن ندارید. پس لازمۀ حملِ یک وصف بر ذات، اطلاع از آن ذات است.