اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دلیل پنجم و ششم اشتراک معنوی وجود

و نقد کلام متکلمین در معرفت پروردگار

14٬230
منظومه

این جلسه آخرین مجلس از مباحث اشتراک وجود از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می‌باشد. در این درس به بررسی دلیل پنجم و ششم مرحوم سبزواری بر اشتراک معنوی وجود اختصاص دارد، استاد حسینی طهرانی به نقد برخی از مبانی متکلمین در موضوع معرفت الله پرداخته است. ایشان اشتراک معنوی وجود را لازمه معرفت پرودگار دانسته و از همین موضوع به نقد کلام متکلمین پیرامون عدم امکان معرفت اسماء و صفات الهی پرداخته است. ایشان با بیان دو اشکال بر کلام متکلمین، اعتقاد به این عقیده را مستلزم لغو دانستن کلمات توحیدی ائمه علیهم السلام در خطاب به مردم می‌دانند. طردا للباب حضرت استاد به بیان مطالبی از بزرگان پیرامون تشیع و برخی از بزرگان اهل سنت و نظرات آنها پیرامون امیرالمومنین و خلفای غاصب پرداخته‌اند. در پایان مبحث اشتراک معنوی وجود را با تطبیق متن مربوط به دلیل سوم تا ششم خاتمه می‌دهند.

دلیل پنجم و ششم اشتراک معنوی وجود

توضیحات:

این جلسه آخرین مجلس از مباحث اشتراک وجود از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می‌باشد. در این درس به بررسی دلیل پنجم و ششم مرحوم سبزواری بر اشتراک معنوی وجود اختصاص دارد، استاد حسینی طهرانی به نقد برخی از مبانی متکلمین در موضوع معرفت الله پرداخته است. ایشان اشتراک معنوی وجود را لازمه معرفت پرودگار دانسته و از همین موضوع به نقد کلام متکلمین پیرامون عدم امکان معرفت اسماء و صفات الهی پرداخته است. ایشان با بیان دو اشکال بر کلام متکلمین، اعتقاد به این عقیده را مستلزم لغو دانستن کلمات توحیدی ائمه علیهم السلام در خطاب به مردم می‌دانند. طردا للباب حضرت استاد به بیان مطالبی از بزرگان پیرامون تشیع و برخی از بزرگان اهل سنت و نظرات آنها پیرامون امیرالمومنین و خلفای غاصب پرداخته‌اند. در پایان مبحث اشتراک معنوی وجود را با تطبیق متن مربوط به دلیل سوم تا ششم خاتمه می‌دهند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دلیل پنجم و ششم اشتراک معنوی وجود

15
  • یعنی همان‌طوری‌که وجود کتبی و لفظی با وجود عینی موافقت دارند این کتاب تدوینی قرآن هم با هر دو عالَم موافقت دارد؛ یعنی تمام آنچه که در عالم تکوین است در قرآن مجید موجود است.

  • متن دلیل پنجم مرحوم حاجی

  • (وَ) الخامس: دلیل پنجم این است أنَّ (خَصْمُنَا) کأبی الحسن الأشعری و أبی الحسین البصری و کثیرٍ من معاصرینا که خصم ما مثل أبی‌الحسن الأشعری و أبی‌الحسین البصری و همین الآن بسیاری از معاصرین ما من غیر أهل النّظر، ـ النّافین للاشتراک المعنويِّ از کسانی که اهل دقّت و نظر نیستند که اشتراک معنوی وجود را نفی می‌کنند حذرًا من المشابهة و السّنخیَّة بین العلَّة و المعلول، به‌خاطر ترس از اینکه خدا شبیه مخلوقات شود، و الحال أنَّ السّنخیّة کسنخیَّة الشيء و الفيء من شرائط العلیَّة و المعلولیَّة، و حال اینکه سنخیّت مثل سنخیّت شیء و فیء از شرایط علیّت و معلولیّت است، (قَدْ قَالَ بِالْتَّعْطِیلِ) قائل به تعطیل هستند. 

  • (اینها این‌قدر خدا را دوست دارند که اصلاً می‌خواهند دست کسی به خدا نرسد، چنان‌که اگر انسان یک چیز قیمتی داشته باشد در هفت صندوق آن را پنهان و قایم می‌کند.

  • آقا در کتاب روح مجرّد می‌فرمایند:

  • آقای حدّاد خدا را می‌آورد پایین و در اختیار همه می‌گذاشت. اینها با تعجّب می‌گفتند که این سید هاشم عجب کاری می‌کند! خدا را که نمی‌شود پایین آورد! خدا منزّه است، خدا بالا است، این سید هاشم لخت و عریانش می‌کند و او را در بغل همه می‌گذارد، اینکه نمی‌شود!1

  • خب آن خدایی که پنهان و قایم باشد چه فایده‌ای دارد؟! خدا باید پیش همه باشد؛ هم پیش بنده باشد، هم پیش سرکار باشد، پیش همه باید باشد.

  • (قَدْ قَالَ بِالْتَّعْطِیلِ) أی عن معرفة ذاته تعالی و صفاته؛ اینها قائل به تعطیلِ از معرفت ذات پروردگار تعالی و صفاتش هستند؛ لأنَّا إذا قلنا: «إنّه موجودٌ» به‌خاطر اینکه اگر ما بگوییم که خدا موجود است و فَهِمْنا منه ذلک المفهوم البدیهیُّ الواحد فی جمیع المصادیق و از این موجود یک مفهوم بدیهی واحدی را بفهمیم که در همۀ مصادیق هست 

    1.  روح مجرّد، ص 58:
      اباء از پذیرفتن ولایت آقای حداد، سرّ اظهارات اشکال کنندگان
      «باری، سرّ واقعی اظهارات آن مرد و تأیید این، آن بود که نمی‌خواستند زیر بار ولایت و هیمنه استاد سید هاشم حدّاد بروند؛ با آنکه همگی به‌خوبی وی را می‌شناختند و نسبت به مقامات روحانی و کمالات معنوی او اعتراف داشتند. او یگانه مرد میدان آسمان توحید و ولایت بود، و در میان تلامذه مرحوم انصاری کسی که همه بدو بگروند موجود نبود، لهذا این تشتّت پیش آمد. اما از بدون استادی طرْفی نبستند؛ و از استاد حدّاد هم بهره‌ای نگرفتند؛ وَ النّاسُ حَیارَی، لا مُسْلِمونَ وَ لا نَصارَی؛ نعوذ بالله.
      آن دسته و جمع بالاخصّ آن مرد محرّک، جرئت نمی‌کردند در حضور حقیر از حضرت آقای حدّاد انتقادی به‌عمل آورند، ولی گاه و بیگاه شنیده می‌شد که بسیار محترمانه و مؤدّبانه تنقید می‌کردند. یکبار حقیر در مجلس گفتم: الحَدّادُ وَ ما أدْراکَ ما الْحَدّادُ؟! چهره برخی تغییر کرد و سرخ شد، و شنیدم که بعداً به‌بعضی گفته بود: این چه توصیفی است که او از یک مرد ساده معمولی می‌کند؟!
      یک شب که باز سخن از حضرت حدّاد به‌میان آمد همان شخص محرّک رو به من نموده گفت: ”حدّاد خدا را لُخت و عریان معرّفی می‌کند. آخر خدا که عریان نمی‌شود!“
      حقیر ابداً لب به سخن نگشودم. همان شب در عالم رؤیا دیدم: او در مقابل من ایستاده است؛ و دهان خود را باز کرده بود به‌طوری‌که دندانهایش پیدا بود. من مشت دست راست خود را گره کردم و به او گفتم: ”دیگر اگر درباره توحید حضرت حقّ تعالی اشکالی کنی، چنان بر دهانت می‌کوبم که لبها و دندانهایت با حلقومت یکی شوند!“
      آری، این گناه حدّاد است که خداوند را بدون زر و زیور و بدون آرایش، پاک و منزّه بیان می‌کند و حقیقت مُفاد و معنی «لا إلهَ إلّا اللهُ» و «اللهُ لا إلهَ إلّا هو» را مشخّص و مبیّن می‌دارد؛ ولی چه فائده که گوش‌ها کر است و چشم‌ها کور!
      ﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾*
      «و در موقعی‌که خداوند به وحدانیّت یاد شود، دل‌های آنانکه به آخرت ایمان ندارند مشمئزّ و ناراحت می‌گردد؛ و زمانیکه سخن از غیر وحدت ذات اقدس او به میان آید، ایشان خوشحال و مسرور می‌شوند.»
      ﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَ وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا وَإِن يَرَوۡاْ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواْ بِهَا حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هٰذَآ إِلَّآ أَسٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾**
      «و ما بر روی دل‌هایشان غلافهائی و پوشش‌هائی قرار داده‌ایم تا نفهمند و ادراک ننمایند، و در گوش‌هایشان سنگینی گذارده‌ایم. و زمانی‌که تو پروردگارت را در قرآن به وحدانیّت یاد کنی، پشت نموده و با نفرت و انزجار دور می‌شوند.»
      ﴿ذٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِيَ ٱللَهُ وَحۡدَهُۥ كَفَرۡتُمۡ وَإِن يُشۡرَكۡ بِهِۦ تُؤۡمِنُواْ فَٱلۡحُكۡمُ لِلَّهِ ٱلۡعَلِيِّ ٱلۡكَبِيرِ﴾***
      ”ای مردم! این بدان علّت است که چون خداوند به وحدانیّت یاد شود، شما کافر می‌شوید؛ و اگر با خدا شریکی قرار داده شود ایمان می‌آورید. پس حکم و فرمان مختصّ خداوند بالا مرتبه و بزرگ صفت است!“»
      * سوره زمر (39)، آیه 45.
      ** سوره إسراء (17)، آیه 46.
      *** سوره غافر (40)، آیه 12.
/ 260