
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
و تبیین کیفیت ثبات اصل وجود
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی در بیستمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه ملاهادی سبزواری به تبیین دلایل سوم و چهارم مصنف بر اشتراک وجود پرداختهاند. ایشان با بیان این نکته که اختلاف و تغییرات در ماهیات تاثیری بر ثبات مفهوم وجود ندارد به این نکته اشاره میفرمایند که اختلاف در عوارض از اختلاف در ذات نشئات میگیرد نه از اختلاف و در خصوصیات و موارد خارج ار ذات. حضرت استاد در ادامه با ذکر چند مثال به طور مشروح دلیل سوم مصنف را توضیح میدهند. استاد حسینی طهرانی با تبییت کیفیت ثبات اصل وجود در خداوند تعالی مبحث مهم تشکیک وجود را بیان کرده و سپس به توضیح دلیل چهارم مصنف درباره اشتراک معنوی وجود میپردازند.
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
7چنانچه فرض کنید وقتی که من الآن چشمم را بستهام و در ذهن خودم اینطور خیال میکنم یک چیزی در مقابل من هست ولی نمیدانم که میکروفن با پایهاش در مقابل من است یا پارچ آب در مقابل من است؟ از اول دو وضع در ذهن من میآید نه یک وضع. یعنی از اول ذهن من میگوید که اگر میکروفن با پایهاش باشد باید اینطور باشد و اگر پارچ آب باشد باید اینطور باشد؛ مثلاً میگوید که اگر میکروفن باشد باید این رنگ را داشته باشد و....
یعنی ذهن من به یکی از این دوتا نمیرود بلکه به امر مبهم میرود، یعنی به یکی از این دو به صورت مبهم میرود. یعنی رنگ این، وضع این، تحیّز این به صورت جدا در ذهنم میآید و رنگ و وضع و تحیّز و زمان و خصوصیّات آن هم جدا در ذهنم میآید. یعنی نه تنها جنس این یکی جدای از دیگری در ذهن میآید بلکه عوارض مشخّصهاش هم جدای از دیگری در ذهن میآید. هر کدام جدای از دیگری است.
حالا من یکدفعه چشمم را باز میکنم و میبینم که در مقابل من میکروفن است. تا میکروفن را میبینم یکدفعه تمام آن عوارض کنار میرود نهاینکه باز هم سر جایشان باقی هستند. دیگر نه استوانهای در ذهنم میماند، نه رنگ سفید در ذهنم میماند، نه آن تحیّز در ذهنم میماند. دیگر هیچی نیست و همۀ آنها کنار میروند.
تبیین دلیل سوم مرحوم حاجی با ذکر مثال
منبابمثال وقتی که یک چیزی از دور میآید و شما نمیدانید که چه چیزی است و خیال میکنید که آدم است. بعد وقتی که جلو میآید یکدفعه میبینید که گوسفند است. با دیدن گوسفند تمام آن عوارض مشخّصۀ انسان کنار میروند؛ مثلاً استقامت انسان کنار میرود چون انسان مستقیمالقامة است و گوسفند نیست، تکلّم که از خصوصیّات انسان است از بین میرود، آن انسانیّت و ماهیّتی که از انسان در ذهن بوده است از بین میرود. پس آن ماهیّت کنار میرود و دیگر سر جایش نمیایستد.
