
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
و تبیین کیفیت ثبات اصل وجود
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی در بیستمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه ملاهادی سبزواری به تبیین دلایل سوم و چهارم مصنف بر اشتراک وجود پرداختهاند. ایشان با بیان این نکته که اختلاف و تغییرات در ماهیات تاثیری بر ثبات مفهوم وجود ندارد به این نکته اشاره میفرمایند که اختلاف در عوارض از اختلاف در ذات نشئات میگیرد نه از اختلاف و در خصوصیات و موارد خارج ار ذات. حضرت استاد در ادامه با ذکر چند مثال به طور مشروح دلیل سوم مصنف را توضیح میدهند. استاد حسینی طهرانی با تبییت کیفیت ثبات اصل وجود در خداوند تعالی مبحث مهم تشکیک وجود را بیان کرده و سپس به توضیح دلیل چهارم مصنف درباره اشتراک معنوی وجود میپردازند.
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
6حالا آن چیزی که در این مکعب هست، یک ماهیّت و یک وجودی دارد. همانطوریکه گفتیم ماهیّات با همدیگر اختلاف ذاتی دارند؛ پس کاری با ماهیّت نداریم یعنی بین برنج و گندم هیچ سنخیّتی وجود ندارد مگر در جنس که مثلاً جنس هر دوتا نباتیّت است. ولی عمدۀ اختلاف به صورت نوعیّه برمیگردد و آن اختلاف، اختلاف حقیقی است و جنس که چیزی نیست.
ماهیّت که یک امر اعتباری شد پس وجود باقی میماند. اسم آن چیزی که مشت پر کن است را وجود میگذاریم. اگر آن وجود مفهوماً یکی باشد ولی ذاتاً دوتا باشد؛ یعنی ذات این وجود و ذات آن وجودِ دیگر دو سنخۀ از وجود باشند، پس ما نمیتوانیم به هر دو بگوییم وجود.
مثلاینکه باید اسم شیر در بیابان را شیر بگذاریم ولی به شیری که میخوریم اصلاً نباید شیر بگوئیم بلکه باید حلیب بگوئیم، یا باید به آن یک اسم دیگری بگوییم؛ یک اسم انگلیسی بگوئیم مانند milk و دیگر نباید به آن شیر بگوئیم؛ اصلاً باید بنابراین باشد که لفظ مشترک نداشته باشیم.
حالا آن واضع لغت ـ یا هر شخص دیگری ـ یا به ضیق خناق افتاده است و نتوانسته است که اسمی را جعل بکند یا اینکه منبابمثال دو نفر در دو مکان بودهاند و از همدیگر خبر نداشتهاند؛ این یکی شیر را در این ده برای شیر بیابان وضع کرده است، آن یکی هم آن طرف دنیا شیر را برای شیر خوردنی وضع کرده است. بعد این دو اتفاقاً در یک جا میآیند و لفظ مشترک درست میشود. لفظ مشترک اینطوری درست میشود که در هنگام وضع، این از آن خبر ندارد و آن هم از این خبر ندارد و هر دو یک لفظی را برای دو معنای متفاوت وضع میکنند ولی در واقع باید دو لفظ وضع بشود چون این معنا چه ربطی به آن معنای دیگر دارد؟
حالا صحبت در این است که در چنین موقعی که این وجود اصلاً ربطی به آن وجود دیگر ندارد و با همدیگر اختلاف ذاتی دارند، باید مشخّصات این وجود هم با آن وجودِ دیگر اختلاف ذاتی داشته باشند. همانطور که مشخّصۀ این با مشخّصۀ آن، دوتا است و این وضع ربطی با آن وضع ندارد.
