
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
و تبیین کیفیت ثبات اصل وجود
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی در بیستمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه ملاهادی سبزواری به تبیین دلایل سوم و چهارم مصنف بر اشتراک وجود پرداختهاند. ایشان با بیان این نکته که اختلاف و تغییرات در ماهیات تاثیری بر ثبات مفهوم وجود ندارد به این نکته اشاره میفرمایند که اختلاف در عوارض از اختلاف در ذات نشئات میگیرد نه از اختلاف و در خصوصیات و موارد خارج ار ذات. حضرت استاد در ادامه با ذکر چند مثال به طور مشروح دلیل سوم مصنف را توضیح میدهند. استاد حسینی طهرانی با تبییت کیفیت ثبات اصل وجود در خداوند تعالی مبحث مهم تشکیک وجود را بیان کرده و سپس به توضیح دلیل چهارم مصنف درباره اشتراک معنوی وجود میپردازند.
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
توضیحات:
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی در بیستمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه ملاهادی سبزواری به تبیین دلایل سوم و چهارم مصنف بر اشتراک وجود پرداختهاند. ایشان با بیان این نکته که اختلاف و تغییرات در ماهیات تاثیری بر ثبات مفهوم وجود ندارد به این نکته اشاره میفرمایند که اختلاف در عوارض از اختلاف در ذات نشئات میگیرد نه از اختلاف و در خصوصیات و موارد خارج ار ذات. حضرت استاد در ادامه با ذکر چند مثال به طور مشروح دلیل سوم مصنف را توضیح میدهند. استاد حسینی طهرانی با تبییت کیفیت ثبات اصل وجود در خداوند تعالی مبحث مهم تشکیک وجود را بیان کرده و سپس به توضیح دلیل چهارم مصنف درباره اشتراک معنوی وجود میپردازند.
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
16پس میبینید که نقاط مشترک را ملاک برای مثلیّت قرار میدهند نهاینکه مثلاً پدرش مو ندارد ولی کلّۀ بچه مو دارد بگوییم این مثل آن است! آن کلّهاش کچل است، این کلّهاش مو دارد پس این که مثل او نمیشود و این که بابا را نشان نمیدهد.
بله، طرزِ سر بچه را نگاه بکنید میبینید که شبیه پدر است، چشم و ابروش را نگاه بکنید میبینید که این چشم و ابرو شبیه به چشم و ابرو پدر است، جود و بخشش را نگاه بکنید میبینید که مثل پدر است و مانند پدرش نم پس نمیدهد و کنس است پس میگویید که این هم در این امر عدمی شبیه پدرش است. این یک مابهالاشترکی بین این بچه و بابا هست این مابهالاشترکی در اصل هست و یک مابهالافتراق هم هست که این مابهالافتراق به این دو است و به بخاطر آن نمیگویند این مثل آن است در این خصوصیت، بلکه میگویند در یک خصوصیت اصلی مثل اوست بههرصورت هر شیئی که بخواهد مثلیّت را ثابت بکند، باید مابهالاشتراکی بین آن و دیگری وجود داشته باشد. سردی حکایت از گرمی نمیکند و آتش حکایت از خاموشی نمیکند و اینها باید فرق بکنند.
حالا این بحث در باب علیّت و معلولیّت خیلی به درد میخورد. یعنی این مسئله در بحث اشتراک بین علّت و معلول میآید که بین ممکنات و بین پروردگار چه سنخیّتی هست؟ مرحوم حاجی در اینجا میفرمایند که سنخیّت، سنخیّت وجود است؛ چون ماهیّات اختلاف ذاتی با ذات باری دارند.
البتّه ما در بحث کیفیت نزولِ وجود منبسط در تعیّنات و تقیّدات، سنخیّت را اثبات میکنیم که بالأخره باید سنخیّت باشد؛ نه تنها سنخیّت در اصل وجود بلکه باید سنخیّت هویّتی داشته باشد یعنی باید سنخیّت به نحوۀ تعیّن داشته باشد که بتواند پیدا بشود.
حالا آن را یا با عقول عشرة و یا با مُثُل افلاطونی ثابت میکنیم یا میگوییم که نیازی به اینها نداریم ولی بالأخره ما باید در آنجا یک سلسله مراتب طولیّهای را لحاظ بکنیم تا اینکه بالأخره این سنخیّت را ثابت بکنیم تا معلوم شود که حالا این لیوان چرا به این کیفیت شده است؟ بله، باید یک حساب و کتابی درکار باشد. بحث از این مطلب برای آنجا میماند.
