اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دلیل اول و دوم اشتراک معنوی وجود

اثبات وحدت حقیقت هستی بر پایه صلاحيت مقسم و اتحاد عدم

14٬220
منظومه

درس نوزدهم از سلسله دروس شرح منظومه توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره، آغاز مبحث غرر فی اشتراک الوجود است. استاد پس از فراغ از دعوای بین اصالة الوجود و اصالة الماهیة اکنون وارد در بحث اشتراک معنوی وجود شده‌اند. ایشان در ابتدا به تنقیح محل بحث در این غره و بیان برخی مقدمات می‌پردازند. این نحوه ورود به مبحث و بعد توضیح مفصل مطالب روش خاص استاد حسینی طهرانی در دروس ایشان بوده است. حضرت استاد در توضیح کلمات مرحوم سبزواری به بیان دلیل اول بر اشتراک معنوی وجود پرداخته اند. لزوم وجود مقسم در تمامی اقسام اولین دلیل بر اشتراک معنای وجود در همه وجودات است. برای توضیح واضحتر این مطلب استاد به بیان یک مثال در قالب حقیقت معنای امر و طلب می‌پردازند. در ادامه ایشان از مقایسه معنای عدم و وجود برای اثبات لزوم اشتراک معنوی وجود در همه وجودات استفاده می‌فرمایند. بخش پایانی این درس به تطبیق باقیمانده مطالب از مبحث قبل و شروع در تطبیق غرر فی اشتراک الوجود اختصاص یافته است. نکته پایانی و مهم در این درس توجه استاد حسینی طهرانی به لزوم تقدم بحث اشتراک وجود بر وحدت وجود است. استاد فهم درست از مباحث مقدماتی را راهی برای رسیدن به حقیقت وحدت وجود می‌دانند.

دلیل اول و دوم اشتراک معنوی وجود

توضیحات:

درس نوزدهم از سلسله دروس شرح منظومه توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره، آغاز مبحث غرر فی اشتراک الوجود است. استاد پس از فراغ از دعوای بین اصالة الوجود و اصالة الماهیة اکنون وارد در بحث اشتراک معنوی وجود شده‌اند. ایشان در ابتدا به تنقیح محل بحث در این غره و بیان برخی مقدمات می‌پردازند. این نحوه ورود به مبحث و بعد توضیح مفصل مطالب روش خاص استاد حسینی طهرانی در دروس ایشان بوده است. حضرت استاد در توضیح کلمات مرحوم سبزواری به بیان دلیل اول بر اشتراک معنوی وجود پرداخته اند. لزوم وجود مقسم در تمامی اقسام اولین دلیل بر اشتراک معنای وجود در همه وجودات است. برای توضیح واضحتر این مطلب استاد به بیان یک مثال در قالب حقیقت معنای امر و طلب می‌پردازند. در ادامه ایشان از مقایسه معنای عدم و وجود برای اثبات لزوم اشتراک معنوی وجود در همه وجودات استفاده می‌فرمایند. بخش پایانی این درس به تطبیق باقیمانده مطالب از مبحث قبل و شروع در تطبیق غرر فی اشتراک الوجود اختصاص یافته است. نکته پایانی و مهم در این درس توجه استاد حسینی طهرانی به لزوم تقدم بحث اشتراک وجود بر وحدت وجود است. استاد فهم درست از مباحث مقدماتی را راهی برای رسیدن به حقیقت وحدت وجود می‌دانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دلیل اول و دوم اشتراک معنوی وجود

10
  • فرض کنید من‌باب‌مثال زید یک حیوان است، گوسفند هم یک حیوان است، الاغ هم یک حیوان است. این سه‌تا وارد یک خانه می‌شوند و این‌قدر در این خانه رفت‌وآمد می‌کنند که به این سه‌تا اهل این منزل می‌گویند و می‌گویند در این خانه سه‌تا حیوان است: یک حیوان آقای زید، یکی هم گوسفند، یکی هم آن الاغ. همه با هم بر سر یک سفره می‌نشینند.

  • پس آن چیزی که الآن ما به‌الإشتراک آنها است ـ البتّه هر سه یکی هستند و مابه‌الاشتراکشان یکی است و فرقی نمی‌کند ـ برفرض‌مثال، ورود در این منزل می‌باشد که به عنوان یک عَرَض از عوارضی که عارض بر آنها شده است، متّفقٌ‌علیه بین این سه حیوان قرار می‌گیرد که به‌خاطر آن، یک وجه اشتراکی بین این سه‌تا پیدا می‌شود.

  • فرض کنید که اگر حیوانیّت را نداشتیم، بالأخره از این نقطه‌نظر یک وجه اشتراکی بین آنها پیدا می‌شود که به‌خاطر آن، دارای ما به‌الإشتراک می‌شوند (چون فرض این است که حقیقتشان مشترک نیست بلکه در عارض، مشترک هستند که آن عارض، همان بودن و ورود در این منزل است). تقسیم ، تقسیم مفهومی است نه تقسیم خارجی است

  • لذا این عوارض که همه اجناس عالی هستند و هیچ مابه‌الاتّفاقی بین آنها وجود ندارد ـ بین کمّ و کیف چه مابه‌الاتّفاقی وجود دارد؟! ـ از نظر عروضشان بر موضوع، دارای یک وصف مشترک می‌شوند که همان وصف عارضیّت بر موضوع است؛ و آن وصف عارضیّتی، ما به‌الإشتراک بین اجناس بسیطۀ عالیه می‌شود. این اجناس، بسیط و غیر مرکّب هستند چون مثلاً کیف، مرکّب نیست.

  • بله، وقتی که «کیف» پایین بیاید و دارای انواع بشود آن وقت ترکیب می‌شود از ترکیبات انتزاعی و ذهنی و....

  • همین‌طور «کمّ» هم در اصناف و انواع پایین‌تر، ترکیب می‌شود از خط و جسم و سطح و قارّ و غیر قارّ1 و... و تقسیم به آنها می‌شود. تقسیم آن به کم قارّ و کم غیر قارّ کم‌کم تقسیم در انواع پایینی و اصناف پایینی می‌شود

    1. یارو ایستاده بود دروازه غار یکسره می‌گفت دروازه غار دروازه غار خسته شد. بعد گفت غار غاز هر ماشینی که می‌آمد دروازه را نمی گفت دید ماشین می آید می گفت: غار غار
/