اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تنافی اصالة الماهیة با آیتیّت آیات الهی

و شروع مبحث اشتراک مفهوم وجود

0
منظومه
منظومه

این جلسه آخرین جلسه از دروس حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره در مبحث ابتدایی شرح منظومه، اصالة الوجود می‌باشد. در ابتدای درس استاد به تطبیق باقیمانده متن از جلسه سابق پیرامون دلیل ششم پرداخته‌اند. در ادامه ایشان با بیان معنای دقیق نشانه بودن در آیه فاینما تولوا فثم وجه الله، مفهوم آیتیت مخلوقات نسبت به خالق را تبیین می‌نمایند. استاد حسینی طهرانی اشکال در آیت بودن معلول برای علت را یکی از ایرادات اساسی بر اصالة الماهیة می‌شمارند. یکی از نکات مهم در این درس بیان نکته‌ای ظریف پیرامون کیفیت نگرش عرفا به مخلوقات است. استاد حسینی طهرانی غره دوم از مباحث شرح منظومه به نام اشتراک وجود را در این جلسه شروع نموده و برخی مقدمات لازم برای این بحث را بیان می‌فرمایند. ایشان قول به اشتراک لفظی وجود را ثمره فهم ناقص افراد از حقیقت وجود و رابطه خلقت دانسته و به نقد آن و بیان ثمرات منفی این عقیده می‌پردازند. یکی از مهمترین ثمرات منفی این اعتقاد اعتقاد به غیرقابل فهم بودن کلمات توحیدی ائمه علیهم السلام خواهد بود که حضرت استاد این مبحث را مفصلا تشریح فرموده‌اند.

تنافی اصالة الماهیة با آیتیّت آیات الهی

4
  • و اگر اشتراکی بین آن وجوه و ذی‌الوجوه وجود نداشته باشد دیگر معنا ندارد که وجه بیاید و آن ذوالوجه را ارائه بدهد. ماهیّات ـ که متخالفات بالذّات هستند ـ سنخیّتی نسبت به هم ندارند تا یکی از آنها بخواهد حکایت از دیگری بکند؛ ماهیّت حجر نمی‌تواند حکایت از شجر بکند، اگر ماهیّت حجر بخواهد حکایت از أرض کند باید سنخیّتی بین أرض و حجر باشد؛ یعنی أرض باید ریشۀ حجر باشد. به‌عبارت‌دیگر باید آن ذرّاتی که حجر را تشکیل می‌دهند همان ذرّاتی باشند که أرض را تشکیل می‌دهند، منتها آن ذرّات در اثر به‌هم پیوستگی و تراکم به صورتی درمی‌آیند که یک تعیّن ممتازی از بقیّۀ تعیّنات به خود می‌گیرند و یک هویّت مختصّ به خودی از سایر هویّات خارجیّه به خود می‌گیرند و روی این اساس از خاک و تراب متمایز می‌شوند. اما اگر همین ذرّات را باز کنید همان خاک و تراب است و فرقی نمی‌کنند. لذا سنگ می‌تواند حکایت از أرضیّت و کرۀ خاکی کند، اما معنا ندارد که سنگ بخواهد حکایت از شجر کند، امکان ندارد که این‌طور حکایتی کند. امکان ندارد که شجر حکایت از حجر کند چون سنخیّتی وجود ندارد.

  • اشکال در رابطه علت و معلول بنا بر قول به اصالت ماهیت

  • پس جهت آیتیّت و حکایی در این قضیّه با توجه به اصالةالماهیه دیگر منتفی می‌شود، چون پروردگار متعال از دو حال خارج نیست:

  • در پروردگار متعال قائل به اصالة وجود هستیم و ماهیّت را در او اعتباری می‌دانیم یعنی برای او ماهیّتی لحاظ نمی‌کنیم ـ که خیلی از قائلین به اصالةالماهیه هم قائل به این مسئله هستند ـ در این‌صورت وقتی که اصل و حقیقت و هویّت پروردگار وجود باشد و ماهیّتی در کار نباشد، چگونه ماهیّت که با وجود از دو سنخه است می‌تواند حکایت از وجود بکند؟!

  • آیا ماهیّت هیچ‌گاه شما را به وجود دلالت کرده است؟ آیا هیچ‌گاه تصوّر ذهنی شما از یک چیستی و ماهیّتی شما را دلالت بر وجود او در خارج می‌کند؟ ابداً! اگر شما هزار ماهیّت از ماهیّات را هم در ذهن بیاورید، هیچ‌کدام از آنها دلالت بر وجود خارجی نمی‌کند؛ چه آن ماهیّاتی که در خارج تحقّق داشته باشند و چه ماهیّات فرضی و خیالی انیاب و اغوال باشند. هیچ‌کدام حکایت از وجود خارجی نمی‌کنند.