
تنافی اصالة الماهیة با آیتیّت آیات الهی
و شروع مبحث اشتراک مفهوم وجود
این جلسه آخرین جلسه از دروس حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره در مبحث ابتدایی شرح منظومه، اصالة الوجود میباشد. در ابتدای درس استاد به تطبیق باقیمانده متن از جلسه سابق پیرامون دلیل ششم پرداختهاند. در ادامه ایشان با بیان معنای دقیق نشانه بودن در آیه فاینما تولوا فثم وجه الله، مفهوم آیتیت مخلوقات نسبت به خالق را تبیین مینمایند. استاد حسینی طهرانی اشکال در آیت بودن معلول برای علت را یکی از ایرادات اساسی بر اصالة الماهیة میشمارند. یکی از نکات مهم در این درس بیان نکتهای ظریف پیرامون کیفیت نگرش عرفا به مخلوقات است. استاد حسینی طهرانی غره دوم از مباحث شرح منظومه به نام اشتراک وجود را در این جلسه شروع نموده و برخی مقدمات لازم برای این بحث را بیان میفرمایند. ایشان قول به اشتراک لفظی وجود را ثمره فهم ناقص افراد از حقیقت وجود و رابطه خلقت دانسته و به نقد آن و بیان ثمرات منفی این عقیده میپردازند. یکی از مهمترین ثمرات منفی این اعتقاد اعتقاد به غیرقابل فهم بودن کلمات توحیدی ائمه علیهم السلام خواهد بود که حضرت استاد این مبحث را مفصلا تشریح فرمودهاند.
تنافی اصالة الماهیة با آیتیّت آیات الهی
10اما در مورد اشتراک معنوی مانند انسان یا اسماء اجناس، گرچه اصناف آن جنس تفاوت میکند، مثلاً برنج گرچه اصناف متفاوتی دارد ولی حقیقت همۀ آنها حقیقت واحد است، خاصیّت همۀ آنها خاصیّت واحد است، و فقط صورت صنفیّۀ آنها تفاوت میکند نه صورت فصلیّه و نوعیّه. لذا اطلاق برنج به همۀ آنها به یک نحو و به یک معنا است.
در اشتراک معنوی وجود هم آقایان معتقد هستند بر اینکه وجود یک هویّت در خارج بیشتر ندارد ولی آن هویّت، مقول به تشکیک است که در پروردگار به نحو أعلی و اشدّ است؛ ولی سنخ آن هویّت و خمیرمایه و سرمایه و مایه فرق نمیکند.
مانند شیرینی که آن خمیر شیرینی یکی است؛ شیرینیپز این خمیر را یک وقتی به نحوه شیرینی گِرد درست میکند، یک وقت شیرینی دانمارکی درست میکند، یک وقت چکسلواکی درست میکند، یک وقت کانادایی درست میکند، یک وقت از این شرینیهای زبان درست میکند که بنده خیلی دوست دارم! البتّه آن شیرینی زبانی که در زمان اعلیٰ حضرت قدر قدرت بود ؟! نه این که الآن است؛ آن شیرینی زبان سابق خیلی معروف بود.1
مطلب از این قرار است که خمیرمایۀ شیرینی یکی است و نوعش یک نوع است ولی صورت صنفیّهاش متفاوت است و فرق میکند. قائلین به اشتراک معنوی وجود هم همین مطلب را میفرمایند و میگویند که خمیرمایۀ در پروردگار متعال جلّ اسمه با خمیرمایۀ در وجود بنده و سرکار یکی است؛ صورت صنفیّه متفاوت است ولی حقیقتش یکی است. البتّه مطلب یک قدری از این دقیقتر و بالاتر است، که إنشاءالله این مسئله برای بحثهای بعدی میماند.
اما بنا بر مسلک اصل تشکیک در وجود میتوانیم بگوئیم که تفاوت مطلب قائلین به اشتراک معنوی وجود با قائلین به اشتراک لفظی وجود در این مسئلهای است که ذکر شد و مسئله صرفاً یک مسئلۀ مفهومی نیست.
لغویّت کلمات توحیدی ائمه بنا بر اشتراک لفظی وجود
- در مسجد قائم هم که آقا جشن میگرفتند؛ جشنهای خیلی مفصّل میگرفتند. البتّه یادم است که قبل از پانزده خرداد این جشنها را میگرفتند و بعد از پانزده خرداد ـ بهخاطر مسائلی ـ دیگر آن جشنها را نگرفتند. جشن که میگرفتند یک زبانهایی بود ـ جای شما خالی! ـ به طول سی سانت و به عرض شاید چهار پنج سانت میشد. اگر یکی از آنها را میخوردی تا فردا سیر بودی! با شیر کاکائو! بله، خیلی عالی بود!
و ما تمام نیّت و عشقمان در طول سال این بود که جشن سوم شعبان یا نیمۀ شعبان بشود تا از آنها بدهند. تازه آن شیرینی با شیر کاکائو را جدا میدادند، و یک نایلونهایی هم بود که در آنها یک بسته شیرینی حاج بادام میگذاشتند، یک بسته نُقل میگذاشتند، یک کارت مبارکباد که آیه در آن بود میگذاشتند، و بعد یک دانه موز هم میگذاشتند؛ آنموقع موز دانهای یک تومان بود، بهنحویکه در آن زمان میگفتند که مسجد قائم موز میدهد! موزی که آنموقع یک تومان بود واقعاً شاید به پنجاه شصت تومان یا صد تومانِ الآن میرسید و خلاصه این قضیّه خیلی مهم بود! و باز هم شیرینی دیگری آنجا میگذاشتند و به هر نفری هم یکی از اینها میدادند.
الآن آن کارتهای میلاد و... هستند که به خط آقا سیّدحسن میرخانی که الآن هم حیات دارند بود و بعضی از آنها هم به خط مرحوم آقای همایونی بود. یادم است که خود آقا میرفتند و در چاپخانه میایستادند و به مرحوم آقا سید محمد کتابچی سر میزدند که کلیشهاش بد نباشد، رنگش رنگ خوبی باشد، اکلیل خوبی بزنند و....
خلاصه وقت فراغت آقا، آن موقعها بود که رفقا هر وقت گرسنه بودند، صبح در باز بود میآمدند صبحانه میخوردند؛ و هر کسی هم شام میخواست میآمد و نان و پنیری بود و... ولی حالا آقا از شیراز پا میشود تا مشهد میآید و آقا میگویند که وقت ندارم، بگویید چهکار دارند؟ یا میگویند که اگر صحبتی هست با خود شما صحبت کنند، بنده فرصت ندارم.
آنموقع گذشت آقا جان! آنموقع بود که وقت فراغت آقا بود. بههرصورت حالا چه بگذرد و چه نگذرد چه چیزی گیر ما میآید؟! ما همین هستیم که همان موقع هم بودیم و آنموقع هم همین که الآن هستیم بودیم. حالا بههرصورت هر کسی که بخواهد استفاده بکند استفاده کرده است و مسائل خیلی مهم است!
- در مسجد قائم هم که آقا جشن میگرفتند؛ جشنهای خیلی مفصّل میگرفتند. البتّه یادم است که قبل از پانزده خرداد این جشنها را میگرفتند و بعد از پانزده خرداد ـ بهخاطر مسائلی ـ دیگر آن جشنها را نگرفتند. جشن که میگرفتند یک زبانهایی بود ـ جای شما خالی! ـ به طول سی سانت و به عرض شاید چهار پنج سانت میشد. اگر یکی از آنها را میخوردی تا فردا سیر بودی! با شیر کاکائو! بله، خیلی عالی بود!
