
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. در این بخش مرحوم مصنف با استدلال به امکان ایجاد ثنویت در صورت اعتقاد به اصالة الماهیة، اصالة الوجود را صحیح میداند. حضرت استاد اشکالی بر این استدلال داشته و آن را در برخی صور غیر وارد می دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به توضیح نتایج استدلال مصنف بر بطلان اصالة الماهیة پرداخته و سه نتیجه این استدلالا را بیان میکنند. ایشان در ادامه به تطبیق متن شرح منظومه پرداخته و در ضمن مطالعه و ترجمه متن به توضیح و بیان نظرات پیرامون این مبحث پرداختهاند. بخش پایانی این درس به پاسخهای استاد به سئوالات حضار در درس اختصاص دارد.
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
14عدم اثبات توحید صفاتی بنا براصالةالماهیّة
و لا توحید الصّفات؛ و توحید صفاتی هم اثبات نمیشود؛ لأنَّه إذا کان الوجودُ اعتباریًّا زیرا اگر وجود را اعتباری و عدمی بگیریم، لایُمکن ان یحکم العقلُ دیگر عقل حکم نمیکند بأنّ مفاهیمَ العلم و الارادة و القدرة و غیرها به اینکه مفاهیم علم و اراده و قدرت و غیر اینها مثل حیات و غضب و قدرت و رأفت و رزق و امثالذلک من الصّفات الحقیقیَّة واحدةٌ،از صفات حقیقیّه، واحد هستند
عقل حکم نمیکند که این مفاهیم واحد هستند. البتّه منظور تحقّق خارجی این مفاهیم است نه در خودشان، چون در خود این مفاهیم مشخّص است که علم و اراده فرق میکنند.
وَلا هي مَعَ الذّاتِ المقدّسة الوجوبیَّة واحدة، و همینطور عقل حکم نمیکند به اینکه حقیقت اینها با ذات مقدّسۀ وجوبیّه واحد است. پس عقل نه حکم میکند به اینکه اینها مصداقاً با هم واحد هستند و نه حکم میکند به اینکه اینها با ذات، واحد هستند. اِذِ الْمَفْرُوضُ زیرا مفروض این است که أنْ لاجَهَة وَحْدَةٍ ـ هی الْوُجوُدُ ـ فیها جهت وحدتی ـ که وجود است ـ در اینجا نیست حتّی تکونَ هی فی مقامِ وجُودِها واحدة تا اینکه این ماهیّات در مقام وجودشان واحد باشند و في مرتبة مفاهیمها متغایرة کلًّ مع الآخر و الکلُّ مع الذّات المقدَّسة الموصوفة بها، و در مرتبۀ مفاهیم، فرق داشته باشند و هر کدام از آنها با دیگری و همۀ اینها با ذات مقدسّهای که موصوف به اینها هست، فرق داشته باشند؛ لأنّها أیضًا علی هذا التّقدیر چون بنا براصالةالماهیة همین صفات، ماهیّةٌ من الماهیّات ماهیّتی از ماهیّات هستند،فیلزم الکثرةُ حسب کثره الصفات مع الذات؛1 پس به اندازۀ هر صفتی تکثّر در ذات پیدا میشود.
بنابراین این ذات مرکّب شده است از یک آشی که امروز میل فرمودید! یکی از آن صفات، قدرت است که مثلاً نخود این آش است؛ یکی از آن صفات، حیات است که مثلاً لوبیا برای آش است، خلاصه این آش شلهقلمکاری میشود که من نخوردم و نمیدانم قضیّهاش چه چیزی است؟!
- شرح المنظومه، ج 2، ص 76.
