
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. در این بخش مرحوم مصنف با استدلال به امکان ایجاد ثنویت در صورت اعتقاد به اصالة الماهیة، اصالة الوجود را صحیح میداند. حضرت استاد اشکالی بر این استدلال داشته و آن را در برخی صور غیر وارد می دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به توضیح نتایج استدلال مصنف بر بطلان اصالة الماهیة پرداخته و سه نتیجه این استدلالا را بیان میکنند. ایشان در ادامه به تطبیق متن شرح منظومه پرداخته و در ضمن مطالعه و ترجمه متن به توضیح و بیان نظرات پیرامون این مبحث پرداختهاند. بخش پایانی این درس به پاسخهای استاد به سئوالات حضار در درس اختصاص دارد.
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
8لذا من دیدم که بهتر است ابتدا یک بحث کلّی کنیم و ببینیم که کلّیات قضیّه از چه قرار است و بعد إنشاءالله یا مطالعه میکنید و یا اگر فرصت شد با همدیگر بحث کنید. اگر ما هم بودیم مینشینیم و با هم اینقدر بحث میکنیم تا بالأخره ببینیم کار به کجا میرسد!
تلمیذ: آیا امکان دارد که الآن کتاب توحید علمی و عینی را در یک وقت دیگری بحث کنیم؟
استاد: در شرایط فعلی امکان ندارد و اصلاً نمیشود که آن را بحث کرد چون در آنجا که یک بحث را پیش نگرفتهاند؛ مثلاً یک و نیم صفحه است که در آن همه چیز آمده است و از همان اول کتاب هم همینطور است و همۀ قضایا در آنجا تلگرافی صحبت شده است. بحث راجع به آن إنشاءالله میماند برای بعد و طبعاً راجع به اتّحاد بین ذات و صفات هم باید بعداً صحبت شود.
نتیجۀ سوم: عدم تحقّق توحید کلمه
و دیگر اینکه کلمۀ پروردگار که افعال پروردگار است هم متّحد نمیشود؛ بهخاطر اینکه خدا باید به عدد هر ماهیّتی یک فعل انجام بدهد، پس خدا باید بنشیند و همینطور ماهیّت درست کند درحالیکه «الواحد لایصدُرُ عنه الّا الواحد»1؛ صدور از واحد غیر از یک وحدت نیست و این نیست مگر همان تنزّل نور وجود بسیطه در قوالب امکانیّه. پس این تنزّل به یک وحدت انجام میگیرد و همان یک وحدت در ارتباط تمام آن تعیّنات با نور وجود بسیط ثابت است و ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وٰحِدَةٞ﴾2.
اگر قائل به اصالةالماهیّه باشیم تمام اینها دیگر کنار میروند یعنی به تعداد هر ماهیّتی خدا یک «کُن» وجودیّه دارد. پس برای همۀ این ماهیّات با انواع فرضیِ لایتناهایشان یک «کُن» وجودیّه در فعل پروردگار هست. و در اینصورت دیگر اشکال خیلی عمیق میشود. این هم مطلب دیگری که مرحوم حاجی آن را داخل در فلسفه کردهاند!
تطبیق متن دلیل ششم برای اصالةالوجود
و لا صفاته (إلّا بِمَا) أی بحقیقة الوجود الّذی (الْوَحْدَةُ دَارَتْ مَعَهُ)؛3
- نهایة الحکمة، ص 165.
- سورة القمر (54)، آیه 50.
- شرح المنظومه، ج 2، ص 74.
