
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. در این بخش مرحوم مصنف با استدلال به امکان ایجاد ثنویت در صورت اعتقاد به اصالة الماهیة، اصالة الوجود را صحیح میداند. حضرت استاد اشکالی بر این استدلال داشته و آن را در برخی صور غیر وارد می دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به توضیح نتایج استدلال مصنف بر بطلان اصالة الماهیة پرداخته و سه نتیجه این استدلالا را بیان میکنند. ایشان در ادامه به تطبیق متن شرح منظومه پرداخته و در ضمن مطالعه و ترجمه متن به توضیح و بیان نظرات پیرامون این مبحث پرداختهاند. بخش پایانی این درس به پاسخهای استاد به سئوالات حضار در درس اختصاص دارد.
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
3یک وقتی شما میگویید که این ماهیّات از آن ماهیّت بسیطه و مجرّده انتزاع نشدهاند و از آنجا تراوش پیدا نکردهاند؛ پس بنابراین نه تنها ثنویّت اثبات میشود بلکه باید به عدد هر ماهیّتی یک واجبِ قدیم بالذّات داشته باشیم چون فرض بر این است که قوام و تقرّر این ماهیّاتی که در خارج هستند محفوظ است و وجود هم که یک امر اعتباری و عدمی است.
اشکال در تحقّق ماهیّات در صورت اعتباری بودن وجود
برفرض اینکه ماهیّت، در عالم خارج محقق باشد و وجود هم در کار نباشد، این ماهیات از کجا پیدا شدهاند؟
اگر میگویید که این ماهیّات از آن ذات واجبالماهیّه به وجود نیامدهاند پس این ماهیّت قدیمِ ذاتی میشود و وقتی که قدیم ذاتی شد در اینصورت به عدد ماهیّات، واجبالماهیّه داریم. که بطلان این مسئله خیلی روشن و بدیهی است و هیچکسی نمیتواند که قائل به این مطلب شود.
اگر شما بگویید که این ماهیّات در صقع آن ماهیّت بسیطه وجود داشتهاند؛ میگوییم که ماهیّات تخالف ذاتی دارند و خود شما هم میگویید که آنها ماهیّاتی هستند که بالذّات متخالف هستند؛ گرچه اشتراک دارند ولی فصلشان با هم مخالف است. پس چون این ماهیّات تخالف ذاتی دارند، ترکّب در بسیط لازم میآید و این خلاف فرض است.
چون اگر ترکّب در امر بسیط پیدا بشود، این ترکّب موجب احتیاج میشود و احتیاج نیاز به علّت دارد و در اینصورت بساطِ واجبالوجود یا واجبالماهیّه برچیده میشود. بههرحال چه قائل به اصالةالماهیّه بشویم یا اینکه قائل به اصالةالوجود بشویم قطعاً این ثنویّت واجب و تعدّد الهه از بین میرود.
راههای دیگری هم برای نفی این مسئله هست که دیگر نیازی به گفتن آنها نیست و إنشاءالله بعداً این بحث در شبهۀ ابنکمونه میآید. و این بحث را باید در صفات باری مطرح کنیم و حالا در اینجا یک اشارهای به آن شد و دیگر باید رد شویم.
این مطلب و فرمایش مرحوم حاجی بود که البتّه بسیار متین و درست است؛ که بنا براصالةالماهیّه لازم میآید که قائل به تعدّد ذات واجب بشویم. ولی با این بیان که عرض شد شاید بتوانیم بگوییم که باز خیلی نیازی به این جهت هم نداریم که بگوییم برای نفی تعدّد الهه باید به اصالةالوجود تشبّث پیدا بکنیم چون با اصالةالماهیّه هم میتوانیم مسئله را جواب بدهیم ولی با اصالةالوجود قضیّه خیلی روشن است.
