اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة

0
منظومه
منظومه

حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. در این بخش مرحوم مصنف با استدلال به امکان ایجاد ثنویت در صورت اعتقاد به اصالة الماهیة، اصالة الوجود را صحیح می‌داند. حضرت استاد اشکالی بر این استدلال داشته و آن را در برخی صور غیر وارد می دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به توضیح نتایج استدلال مصنف بر بطلان اصالة الماهیة پرداخته و سه نتیجه این استدلالا را بیان می‌کنند. ایشان در ادامه به تطبیق متن شرح منظومه پرداخته و در ضمن مطالعه و ترجمه متن به توضیح و بیان نظرات پیرامون این مبحث پرداخته‌اند. بخش پایانی این درس به پاسخ‌های استاد به سئوالات حضار در درس اختصاص دارد.

عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة

12
  • اتّحاد و هو هویت در حمل لازمۀ اصالت وجود

  • و إذا لم یَحصل وحدةٌ و وقتی که وحدتی در کار نباشد، لم یَحصل الاتِّحاد الّذی هو «الهوهُویَّة»  اتّحادی که عبارت از هو هویت است هم حاصل نمی‌شود چون در قضیّه نیاز به هو هویت داریم و می‌خواهیم بگوییم که این موضوع، همان محمول است و این محمول، همان موضوع است. ولی در صورت عدم اتّحاد، آن هوهویّتِ در قضیّه از بین می‌رود.

  • ک«الآنسان کاتِبٌ» و «الکاتب ضاحکٌ»؛ پس الآن در «الآنسان کاتبٌ»، هوهویّتی بین انسان و کاتب وجود ندارد؛ چون انسان یک ماهیّت دارد، کاتب هم یک ماهیّت دارد، و در «الکاتب ضاحکٌ»، هم هوهویّتی وجود ندارد چون کاتب یک ماهیّت دارد، ضاحک هم یک ماهیّت دیگری دارد پس بین کاتب و ضاحک اصلاً ارتباطی نیست، آن می‌خندد و آن می‌نویسد! بین این دوتا خیلی تفاوت است. در اینجا اتّحاد حاصل نمی‌شود؛

  • إذ المفروض أنّ جهة الوحدةِ و هی الوجود  اعتباریَّة چون فرض ما این است که جهت وحدت که وجود می‌باشد اعتباری است 

  • و اعتباری که شد یعنی عدمی است. 

  • و الأصلُ هو شیئیَّة مهیَّة الآنسان و اصل هم همان شیئیّت ماهیّت انسان است

  • یعنی همان چیزی که سبب این است که ما به انسان، انسان می‌گوییم نه وجودش؛ 

  • و مفهوم الکاتب و الضاحک، و مفهوم کاتب و ضاحک اصل است نه وجود خارجی.

  • المفاهیمُ ذاتیُّها الاختلاف، و ذاتیِ مفاهیم، اختلاف است و تُصَحِّحُ الغیریّة و غیریّت را تصحیح می‌کنند 

  • این مفهوم می‌گوید که من غیر از آن هستم، آن یکی می‌گوید که من غیر از این هستم، هر دو می‌گویند که ما غیر از ثالث هستیم، نه‌اینکه هو هویت داریم! بلکه از همدیگر جدا هستیم. و وقتی که غیریّت شد پس اتّحادی در کار نیست؛ پس هیچ‌گونه اتّحادی بین ضاحک و کاتب به وجود نمی‌آید و این قضیّه که می‌گوییم: «الکاتب ضاحکٌ» باطل می‌شود. 

  • و أین أحدها من الآخر، و یکی از اینها چه ربطی به دیگری دارد؟ و لا الهوهویّة.1 نه هو هویت را؛چون هوهویّتی در کار نیست.

    1. شرح المنظومه، ج 2، ص 74.