
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. در این بخش مرحوم مصنف با استدلال به امکان ایجاد ثنویت در صورت اعتقاد به اصالة الماهیة، اصالة الوجود را صحیح میداند. حضرت استاد اشکالی بر این استدلال داشته و آن را در برخی صور غیر وارد می دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به توضیح نتایج استدلال مصنف بر بطلان اصالة الماهیة پرداخته و سه نتیجه این استدلالا را بیان میکنند. ایشان در ادامه به تطبیق متن شرح منظومه پرداخته و در ضمن مطالعه و ترجمه متن به توضیح و بیان نظرات پیرامون این مبحث پرداختهاند. بخش پایانی این درس به پاسخهای استاد به سئوالات حضار در درس اختصاص دارد.
عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة
10توضیح کیفیت برگشت افعال به صفات
تلمیذ: آیا افعال به صفات بر میگردند؟
استاد: ریشۀ هر فعلی صفت است و اراده و مشیّت هم از صفت نشئت میگیرند؛ آدم دزد ارادۀ دزدی میکند، آدم صادق هیچوقت ارادۀ دزدی نمیکند و همیشه فعلِ امانت از او سر میزند. ارادۀ آدم خائن ـ که خیانت یک اتّحادی با نفس او پیدا کرده است ـ سبب میشود که همیشه به سمت خیانت برود. در هر قضیّهای که در خیانت و امانت ذوطرفین است شما میبیند که همیشه عقربۀ این فرد خائن به سمت خلاف حرکت میکند. یعنی حتّی درصورتیکه هر دو طرف هم برای او امکان داشته باشند ولی این فرد، تمایلش بهجهت خیانت است و دیگر این مسئله فکر او میشود و سبب میشود که همیشه به سمت آن خیانت برود. بعضیها طوری هستند که نمیتوانند لقمه را حرام نکنند و خلاصه باید آن را حرام کنند! به قول شما مزه ندارد؟!
یک روز امیرالمؤمنین علیه السّلام استرشان را جلوی مسجد به شخصی سپردند و گفتند که میروند نماز بخوانند. آن شخص افسار اسب را دزدید! حضرت به یکی از غلامانشان گفتند که با این دو درهم برو و یکی دیگر بخر و بیاور. او رفت و همان را پیدا کرد و خرید و دو درهم را به آن شخص داد.
حضرت فرمودند که میخواستم این دو درهم را به او بدهم ولی او از راه حلال راضی نشد و خدا هم از راه حرام برایش پیش آورد.1
این خیلی عجیب است و انسان همیشه باید متوجّه این قضیّه باشد که در هر کیفیت و در هر شرایط و در هر حالی، استواء آن شاغول و عقربۀ میزانِ بین حقّ و باطلش روی میزان حقّ بایستد و اینطرف و آنطرف نشود. خدا خودش آدم را حفظ کند! یعنی آدم میبیند که خیلی مشکل است؛ مگر اینکه انسان به خود خدا پناه ببرد!
اگر در اینجا بخواهیم وارد مسائل دیگر بشویم قضیه خیلی کش پیدا میکند. پس این توحید حقّ و توحید کلمه و توحید صفات حقّ بهواسطۀ وجود است.
- شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید، ج 3، ص 160.
