اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت

بطلان توحید ذات صفات و افعال بنا بر اصالت ماهیت

14٬356
منظومه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نقد اصالةالماهیة و اثبات عدم تحقق توحید با اتکا به این مبنا می‌پردازد. ایشان با تحلیل برهان مرحوم سبزواری در شرح منظومه نشان می‌دهد که ماهیت ذاتا منشأ کثرت و اختلاف است و نمی‌تواند وحدت حقیقی را بسازد. در صورت اصالت ماهیت اتکا به وجود اعتباری مانع از تحقق هوهویت و اتحاد در قضایا می‌شود و استدلال بر نفی کثرت در ذات را مخدوش می‌کند. همچنین با نفی وجود اصیل عینیّت ذات و صفات و نیز وحدت فعل الهی فرو می‌ریزد و توحید ذاتی صفاتی و افعالی غیرقابل اثبات می‌شود. در نهایت ایشان تحقق توحید و ربط میان کثرت‌های عالم را صرفاً در سایه اصالت وجود و تنزل نور واحد آن ممکن می‌داند.

عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نقد اصالةالماهیة و اثبات عدم تحقق توحید با اتکا به این مبنا می‌پردازد. ایشان با تحلیل برهان مرحوم سبزواری در شرح منظومه نشان می‌دهد که ماهیت ذاتا منشأ کثرت و اختلاف است و نمی‌تواند وحدت حقیقی را بسازد. در صورت اصالت ماهیت اتکا به وجود اعتباری مانع از تحقق هوهویت و اتحاد در قضایا می‌شود و استدلال بر نفی کثرت در ذات را مخدوش می‌کند. همچنین با نفی وجود اصیل عینیّت ذات و صفات و نیز وحدت فعل الهی فرو می‌ریزد و توحید ذاتی صفاتی و افعالی غیرقابل اثبات می‌شود. در نهایت ایشان تحقق توحید و ربط میان کثرت‌های عالم را صرفاً در سایه اصالت وجود و تنزل نور واحد آن ممکن می‌داند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت

12
  • اتّحاد و هو هویت در حمل لازمۀ اصالت وجود

  • و إذا لم یَحصل وحدةٌ و وقتی که وحدتی در کار نباشد، لم یَحصل الاتِّحاد الّذی هو «الهوهُویَّة»  اتّحادی که عبارت از هو هویت است هم حاصل نمی‌شود چون در قضیّه نیاز به هو هویت داریم و می‌خواهیم بگوییم که این موضوع، همان محمول است و این محمول، همان موضوع است. ولی در صورت عدم اتّحاد، آن هوهویّتِ در قضیّه از بین می‌رود.

  • ک«الآنسان کاتِبٌ» و «الکاتب ضاحکٌ»؛ پس الآن در «الآنسان کاتبٌ»، هوهویّتی بین انسان و کاتب وجود ندارد؛ چون انسان یک ماهیّت دارد، کاتب هم یک ماهیّت دارد، و در «الکاتب ضاحکٌ»، هم هوهویّتی وجود ندارد چون کاتب یک ماهیّت دارد، ضاحک هم یک ماهیّت دیگری دارد پس بین کاتب و ضاحک اصلاً ارتباطی نیست، آن می‌خندد و آن می‌نویسد! بین این دوتا خیلی تفاوت است. در اینجا اتّحاد حاصل نمی‌شود؛

  • إذ المفروض أنّ جهة الوحدةِ و هی الوجود  اعتباریَّة چون فرض ما این است که جهت وحدت که وجود می‌باشد اعتباری است 

  • و اعتباری که شد یعنی عدمی است. 

  • و الأصلُ هو شیئیَّة مهیَّة الآنسان و اصل هم همان شیئیّت ماهیّت انسان است

  • یعنی همان چیزی که سبب این است که ما به انسان، انسان می‌گوییم نه وجودش؛ 

  • و مفهوم الکاتب و الضاحک، و مفهوم کاتب و ضاحک اصل است نه وجود خارجی.

  • المفاهیمُ ذاتیُّها الاختلاف، و ذاتیِ مفاهیم، اختلاف است و تُصَحِّحُ الغیریّة و غیریّت را تصحیح می‌کنند 

  • این مفهوم می‌گوید که من غیر از آن هستم، آن یکی می‌گوید که من غیر از این هستم، هر دو می‌گویند که ما غیر از ثالث هستیم، نه‌اینکه هو هویت داریم! بلکه از همدیگر جدا هستیم. و وقتی که غیریّت شد پس اتّحادی در کار نیست؛ پس هیچ‌گونه اتّحادی بین ضاحک و کاتب به وجود نمی‌آید و این قضیّه که می‌گوییم: «الکاتب ضاحکٌ» باطل می‌شود. 

  • و أین أحدها من الآخر، و یکی از اینها چه ربطی به دیگری دارد؟ و لا الهوهویّة.1 نه هو هویت را؛چون هوهویّتی در کار نیست.

    1. شرح المنظومه، ج 2، ص 74.
/