
بررسی دلیل ششم مرحوم حاجی بر اصالةالوجود
و امکان تحقق قسم سوم قضایا
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. ایشان ابتدا به بررسی لزوم اتحاد بین موضوع و محمول در حمل پرداخته و از همین طریق امکان وجود قسم سومی برای قضایا را مردود میدانند. در ادامه حضرت استاد به تحلیل دقیق کیفیت صدق و کذب در قضایا پرداخته و مبانیاین مسئله را تشریح مینمایند. استاد حسینی طهرانی بحث لزوم مفید بودن قضایا را در علم نحو و عدم جواز ابتدا به نکره را مورد نقد قرار داده و مبنای بدیعی را در این مسئله مطرح میفرمایند که این مسئله از ابداعات ایشان در این بحث نحوی میباشد. در پایان به تقریر دلیل ششم مصنف در اثبات اصالة الوجود پرداخته و طبق کلام مصنف ثنویت را لازمه اعتقاد به اصالة الماهیة میدانند.
بررسی دلیل ششم مرحوم حاجی بر اصالةالوجود
8داستان آیةالله سید میرزا مهدی شیرازی و حفظ کردن اشعار سیوطی
آقا[حضرت علامه طهرانی] نقل میکردند که شخصی میگفت: میدیدم که مرحوم آقا سید میرزا مهدی شیرازی ـ رحمة الله علیه ـ که مرد مرجع، عالم و محترمی بود و منزلشان در کربلا بود، صبحها در بین الطّلوعین از منزل بیرون میآید و کنار رود فرات میرود، ـ رود فرات بیرون از کربلا است و یک شریعهای از فرات میآید و از کربلا عبور میکند ـ صبحها به آنجا میرود و برمیگردد و با خودش زمزمه میکند و یک چیزی میگوید. دو سه مرتبه او را در این حال میبیند و در یک روز که با هم مصادف میشوند میگوید که آقا شما دعائی میخوانید؟ قرآن میخوانید؟ میگوید که نه آقا! من دارم شعرهای سیوطی را حفظ میکنم.
با این کهولت سن شعرهای سیوطی را حفظ میکرده است! خدا خیرش بدهد! اجرش بدهد! بالأخره کسی که این کار را میکند معلوم است که یک هدفی دارد گرچه ما میتوانیم بگوییم که حالا در این موقع و در این سن بهتر از شعر سیوطی را میتوانید حفظ بکنید! ولی بههرصورت معلوم است که یک مرد هدفداری بوده است و غایتی برای فعلش در نظر گرفته بوده است و... خدا رحتمش کند.
دلیل عدم جواز ابتداء به نکره
مسوّغات ابتداء به نکره را میشمارند که هفتتا، هشتتا، ده تا، بیستتا! خلاصه در آن باب رابع ایشان مفصّلاً آنها را ذکر میکنند.1 اما حقّ مسئله این است که مسوّغ اصلاً در تحتِ قاعده نمیگنجد. چرا میگویند که ابتداء به نکره اشکال دارد؟ چون کلام لغو میشود. فرض کنید که شما از یک امر مجهول خبر بدهید: «رجلٌ فی البادیة»، «رجلٌ فی الشارع»؛ خبر دادن از یک امر مجهول لغو و عبث است، بنابراین وقتی که عبث شد هیچوقت در تحتِ قانون نحوی نمیگنجد؛ زیرا نحوی در صدد این است که کلام عبث را از عبثیّت دربیاورد و به آن معنا بدهد و برای معنا دادن، اِعراب را وضع کرده است. مانند اینکه فاعل از مفعول....
- مغنی اللبیب، ج 2، ص 467.
