
بررسی دلیل ششم مرحوم حاجی بر اصالةالوجود
و امکان تحقق قسم سوم قضایا
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. ایشان ابتدا به بررسی لزوم اتحاد بین موضوع و محمول در حمل پرداخته و از همین طریق امکان وجود قسم سومی برای قضایا را مردود میدانند. در ادامه حضرت استاد به تحلیل دقیق کیفیت صدق و کذب در قضایا پرداخته و مبانیاین مسئله را تشریح مینمایند. استاد حسینی طهرانی بحث لزوم مفید بودن قضایا را در علم نحو و عدم جواز ابتدا به نکره را مورد نقد قرار داده و مبنای بدیعی را در این مسئله مطرح میفرمایند که این مسئله از ابداعات ایشان در این بحث نحوی میباشد. در پایان به تقریر دلیل ششم مصنف در اثبات اصالة الوجود پرداخته و طبق کلام مصنف ثنویت را لازمه اعتقاد به اصالة الماهیة میدانند.
بررسی دلیل ششم مرحوم حاجی بر اصالةالوجود
10بله، همین «یک مردی داخل خیابان راه می رود» در وقتی که حکومت نظامی است معنا پیدا میکند؛ یعنی یک مردی را دیدم که در حکومت نظامی دارد در خیابان راه میرود. پس همین نکره هم در یک موقعیّتی معنا پیدا میکند و از لغویّت بیرون میآید. و همین معرفه در یکوقت لغو میشود.
بنابراین اگر ملاک، عدم لغویّت است ـ که ملاک صحیحی است و قبول هم داریم ـ تمام این قواعد برای ابتداء به نکره بههم میریزد و برای ابتداء به نکره نه مسوّغ میخواهیم و نه هیچچیز دیگری! پس نه از معرفهای که لغو است میشود خبر داد و نه نکرهای که مفید است احتیاج به مسوّغ دارد! این ماحصل یک قاعده نحوی بود که خواستم خدمتتان عرض کنم.
افادۀ معنا، ملاک در جواز ابتدائیّت
تلمیذ: شاید جاهل به حکم باشد؛ آقایان هم همین را میگویند و مسوّغات را یکی از مصادیق این قاعده میدانند!
استاد: اولاً جاهل به حکم بودن آن یک معنای است که ممکن است در همین تشکیک کنیم که نهخیر جاهل به حکم نباشیم بلکه برای تاکید یا جوانب دیگر میآید و این حرف را میزند و لغو هم نباشد صحبت ما این است که چرا شما این قاعده را در مورد نکره میآورید و چرا در مورد معرفه نمیآورید؟ درحالیکه قاعده کلّی است و در هرجا که جملۀ ما مفید فایده است ابتداء به آن جایز است؛ میخواهد معرفه باشد یا نکره!
ایشان این را نمیگویند، اگر میگویند که مسوّغات یکی از مصادیق این قاعده است چرا این حرف را در معرفه نمیگویند؟! چرا نگفتهاند که اگر معرفهای لغو باشد ابتداء به آن جایز نیست؟! حکم را روی معرفه بردهاند نه روی مفید بودن. در سیوطی ببینید:
وَ لا یَجُوزُ الابتداءُ بالنکّرة *** ما لَم تُفِد کَعِندَ زیدٍ نَمِرَه1 افاده را ملاک قرار دادهاند و وقتی که افاده ملاک است پس همین افاده ممکن است یک قضیّه معرفه را رد بکند، و همین افاده ممکن است که مجوّز برای یک قضیّۀ نکره باشد؛ بنابراین در باب ابتدائیّت و در باب مبتدا و خبر آن چیزی که برای ما ملاک است این است که مبتدا و خبر، مفید باشند.
- البهجة المرضیّة، الجزء الأوّل، ص 88.
