اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی فعلیّت اجزاء لا یتناهیٰ

تبیین معنای حرکت و اقسام آن

0
منظومه
منظومه

حضرت استاد حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در این جلسه از سلسله مباحث شرح منظومه به توضیح مطلبی که در جلسات سابق به آن اشاره کرده بودند می‌پردازند. مفهوم دقیق حرکت و ارتباط آن با فعلیت یا عدم فعلیت اجزاء لایتناهی در خارج موضوع این مبحث می‌باشد. حضرت استاد در ابتدا مفهوم حرکت در کلام ملاصدرا و حرکت جوهریه را مفصلا توضیح می‌دهند. تقسیم حرکت به قطعیه و توسطیه و چگونگی تبدّل انواع در حرکت جوهری مبحث بعدی این درس است. در ادامه با ذکر مثالی از تبدّل جماد به نبات و حیوان به کیفیت استفاده از حرکت توسطیه در موارد مختلف اشاره می‌نمایند. بخش پایانی این درس به بیان اشکال ابوریحان در باب عدم حرکت و فعلیت اجزاء بی‌نهایت در خارج می‌پردازند و با استناد به معنای مکان و زمان در فلسفه، جواب بوعلی به این مسئله را متقن و دقیق می‌دانند.

نقد و بررسی فعلیّت اجزاء لا یتناهیٰ

7
  • پس بنابراین آنچه که در خارج داریم فقط متحرِّک است و حرکتی نیست. این متحرِّک می‌خواهد تغییری در وضع خودش ایجاد بکند و به‌واسطۀ آن تغییر، مسافتی طی بشود یعنی من که الآن در اینجا به این کیفیت نشسته‌ام بعد در سه متر، چهار متر جلوتر قرار می‌گیرم. چه فعل و انفعالی در من که با این وضع و با این خصوصیّت الآن هستم پیدا می‌شود که من در چند متر جلوتر قرار می‌گیرم؟ در من که الآن این مکان را حیازت کرده‌ام؟

  • معنای دقیق مکان در فلسفه

  • چون در خود مکان هم صحبت و بحث است که آیا مکان عبارت از همان سطح خارجی جسم است یا اینکه نه، ما غیر از سطح خارجیِ جسم یک چیز دیگری به نام مکان داریم؟

  • قول صحیح این است که مکان همان سطح خارجی جسم است. نه‌اینکه ما غیر از سطح خارجیِ جسم یک چیزی داریم که اسمش مکان است. مثلاً غیر از من یک جایی هست که اسمش مکان است و من آنجا می‌روم! نه این‌طور نیست، بلکه به همان سطح خارجیِ من، مکان می‌گویند. با این سطح خارجی که الآن من دارم اگر در اینجا واقع بشوم مکان من اینجا است، اگر در جای دیگری واقع بشوم مکان من آنجا است؛ پس اگر در اینجا باشم اصلاً در آنجا مکانی نداریم، و اگر در آنجا باشم اصلاً در اینجا مکانی وجود ندارد!

  • اینکه می‌گویم اینجا و آنجا، خودش یک تسامح است، البتّه در واقع تسامح هم نیست و اصلاً این را نمی‌توانیم بگوییم چون خود سطح خارجی این کتاب، مکان برای کتاب است، سطح خارجی این فرش، مکان برای فرش است. یعنی به‌عبارت‌دیگر سطح تعلیمی که عارض بر این فرش یا دیوار یا منزل شده است، خودش مکان آن را تشکیل می‌دهد.

  • کره زمین در مکان واقع نشده است بلکه خود سطح خارجیِ کرۀ زمین مکان برای او است. به عبارت دیگر اگر ما آمدیم تمام ستارگان و سیّارات را از بین بردیم، یک‌دفعه شما صبح چشم از خواب باز می‌کنید و هیچ چیزی نمی‌بینید؛ نه کرۀ زمین می‌بینید، نه کرۀ قمر می‌بینید، نه شمسی می‌بینید و نه ستاره‌ای می‌بینید، در این‌صورت می‌توانید بگویید که اصلاً مکانی وجود ندارد؛ چون مکان عبارت از سطح خارجی جسم است و وقتی که جسمی نبود مکان هم نیست.