
نقد و بررسی فعلیّت اجزاء لا یتناهیٰ
تبیین معنای حرکت و اقسام آن
حضرت استاد حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در این جلسه از سلسله مباحث شرح منظومه به توضیح مطلبی که در جلسات سابق به آن اشاره کرده بودند میپردازند. مفهوم دقیق حرکت و ارتباط آن با فعلیت یا عدم فعلیت اجزاء لایتناهی در خارج موضوع این مبحث میباشد. حضرت استاد در ابتدا مفهوم حرکت در کلام ملاصدرا و حرکت جوهریه را مفصلا توضیح میدهند. تقسیم حرکت به قطعیه و توسطیه و چگونگی تبدّل انواع در حرکت جوهری مبحث بعدی این درس است. در ادامه با ذکر مثالی از تبدّل جماد به نبات و حیوان به کیفیت استفاده از حرکت توسطیه در موارد مختلف اشاره مینمایند. بخش پایانی این درس به بیان اشکال ابوریحان در باب عدم حرکت و فعلیت اجزاء بینهایت در خارج میپردازند و با استناد به معنای مکان و زمان در فلسفه، جواب بوعلی به این مسئله را متقن و دقیق میدانند.
نقد و بررسی فعلیّت اجزاء لا یتناهیٰ
5بعد این شروع میکند پای خودش را از این حرکت توسّطیه به یک مقطع دیگری میگذارد که آن مقطع دیگر، اول نباتیّت است. میگوییم که الآن جوهر ما تبدیل به نبات شد و همینطور این نباتیّت ادامه دارد و میگوییم که الآن جوهر ما در نباتیّت است. همینطور در نباتیّت است تا وقتی که پای خودش را از نباتیّت به یک مرحله دیگری که مرحلۀ حیوانیّت است میگذارد.
مثالی برای مقاطع مختلف حرکت توسطیّه
مثلاً گوسفندی میآید و این علف را میخورد؛ وقتی که این علف را خورد تا وقتی که در شکم او است باز هنوز نبات است و اگر شما آن موقع او را ذبح بفرمایید میبینید که باز در شکم او نبات وجود دارد منتها صورت و شکل آن عوض شده است ولی باز همان نبات است. وقتی که شروع به حرکت میکند تا به شکم میرسد، حرکت توسّطیه نباتیّه را طی میکند و ما نوع نبات را به آن اطلاق میکنیم. اینها یک مطالبی است که در مباحث بعدی خیلی بهدرد میخورد که چطور تمام عالم بهطور دائم درحال تغییر و حرکت است و بهسوی کمال حرکت میکند. در بحث نفس «النَّفْسُ جِسْمَانِيَّة الحُدُوثِ وَ رُوحَانِيَّةِ البَقَاء»، همۀ این مباحث میآید.1
سپس همینکه از داخل معده رفت و شروع به یک فعل و انفعالاتی در داخل بدن انسان یا آن حیوان کرد حرکت توسّطیۀ حیوانیّه شروع میشود؛ و از این به بعد حیوان است.
و بعد دوباره حرکت خودش را ادامه میدهد و به انسان تبدیل میشود. البتّه آنوقت تازه بین حیوانیّت و بین انسانیّت هم در اینجا فرق است؛ وقتی که نطفه میخواهد تبدیل به انسان بشود، آن نطفه حیوان نیست بلکه بین حیوان و انسان است. آن نطفه از حیوانیّت در آمده است و دارد یک برزخ بین حیوان و انسان را طی میکند. لذا هیچوقت نطفۀ گوسفند تبدیل به انسان نمیشود. پس به نطفۀ انسان که الآن دارد انسان میشود شما نمیتوانید بالفعل انسان بگویید و همچنین به آن نمیتوانید بالفعل حیوان بگویید. بله، از باب جنس اعم میتوانید به آن، حیوان بگویید؛ از باب جنس مشترکی که بین آنها هست.
- شرح المنظومة، ج5، ص 113؛ الحكمة المتعالية، ج8، ص 347.
