
بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود
نقد کلام حاجی سبزواری در امکان تحقق امور غیرمتناهی بین حاصرین
حضرت استاد حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در این جلسه از درس شرح منظومه به ادامه بحث پیرامون دلیل چهارم مرحوم سبزواری برای رد یر قائلین به اصالة الماهیة پرداختهاند. ایشان در ابتدای این درس خلاصهای از دروس گذشته را بیان میکنندو در ادامه برای تقریر بیشتر محل نزاع بین ایشان و شارح منظومه مثالهایی زا ذکر مینمایند. وجوه عدم کفایت دلیل چهارم شارح منظومه را برای رد بر قائلین به اصالة الماهیة بیان میکنند و سپس استاد حسینی طهرانی توجیه و محملی را برای پذیرش این دلیل مطرح مینمایند. ایشان فعلیت دادن به نامتناهی در خارج را نقطه اشکال و اشتباه مرحوم حاجی سبزواری دانسته و نتیجه بحث را در دلیل چهارم را به ذکر چنئ مثال پیرامون مفهوم بینهایت و کیفیت تحقق یا عدم تحقق آن بیان میفرمایند. در پایان دلیل پنجم مصنف را که مشتمل بر عدم اصالت ماهیت و نیاز آن به جاعل و علت موجده است را بیان کرده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه در دلیل پنجم به پایان میرسانند.
بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود
4تفاوت امکان تحقق بینهایت و فعلیّت آن
و همین مسئله راجع به عدد هم هست؛ آیا عدد حدّی دارد؟ خود عدد حدّ ندارد ولی شما هر عددی را که بنویسید باز یک حدّی برای او تعیین میکنید. یعنی اگر شما یک عدد یک بگذارید و تا کهکشان هم صفر بچینید ـ از این دیگر بالاتر؟! ـ باز حدّ است، اگر بالاتر از کهکشان هم صفر بچینید باز حدّ است. آن عددی که الآن فعلیّت دارد محدود و منتها است؛ یعنی هرچه را که شما بخواهید به رخ بکشانید، منتها و محدود میشود.
ولی در ذات عدد، کشش به بینهایت خوابیده و منطوی است. در ذات مادّه کشش به تقسیم الی ما لا نهایه خوابیده و منطوی است و پیچیده و مخفی است. ولی شما نمیتوانید این کشش را در بیرون به نمایش بگذارید و نشان بدهید؛ چون به هرجا که برسید باز آنجا حدّ دارد. اما در ذاتش تقسیم به بینهایت خوابیده است؛ چون ذهن میگوید که شما میتوانید این مادّه را به بینهایت تقسیم کنید.
توانستن و فعلیّت داشتنِ این توانستن دوتا است؛ یک وقت من میتوانم یک عملی را انجام بدهم، و یکوقت میگویم که این عمل من در خارج فعلیّت دارد، اینها دو مطلب هستند. توانستنِ این کار را کردن با فعلیّت داشتن دوتا است. ممکن است من بتوانم این کار را انجام بدهم اما موانع و صوارفی بیایند و جلوی من را بگیرند. اگر خدا یک میلیون سال هم به من عمر بدهد، باز به اندازه یک میلیون سال این مادّه را تجزیه میکنم.
نقد قول به جزء لایتجزّی
البتّه اقوال مختلفی در اینجا هست؛1 جزء لایتجزّی داریم، جزء لایتجزّیٰ دارای بُعد، جزء لایتجزّیٰ غیر قابل بُعد. و اشکالات مفصّلی هم بر آنها وارد میشود.
اگر جزء لایتجزّیٰ غیر قابل بُعد است، چطور از ضمّ غیر بُعد، بُعد تشکیل میشود؟ شما اگر هزارتا صفر را کنار هم بگذارید هیچوقت عددی بهدست نمیآید. آن افرادی که قائل هستند به اینکه واحد فرد جسم، جزء لایتجزّی غیر قابل ابعاد هندسی و ریاضی در ابعاد ثلاثه است، چطور شما از ضمّ اجزاء غیر بُعددار در اینجا تشکیل بُعد میدهید؟ این نمیشود.
- نهایة الحکمة، ص 94.
