
بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود
نقد کلام حاجی سبزواری در امکان تحقق امور غیرمتناهی بین حاصرین
حضرت استاد حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در این جلسه از درس شرح منظومه به ادامه بحث پیرامون دلیل چهارم مرحوم سبزواری برای رد یر قائلین به اصالة الماهیة پرداختهاند. ایشان در ابتدای این درس خلاصهای از دروس گذشته را بیان میکنندو در ادامه برای تقریر بیشتر محل نزاع بین ایشان و شارح منظومه مثالهایی زا ذکر مینمایند. وجوه عدم کفایت دلیل چهارم شارح منظومه را برای رد بر قائلین به اصالة الماهیة بیان میکنند و سپس استاد حسینی طهرانی توجیه و محملی را برای پذیرش این دلیل مطرح مینمایند. ایشان فعلیت دادن به نامتناهی در خارج را نقطه اشکال و اشتباه مرحوم حاجی سبزواری دانسته و نتیجه بحث را در دلیل چهارم را به ذکر چنئ مثال پیرامون مفهوم بینهایت و کیفیت تحقق یا عدم تحقق آن بیان میفرمایند. در پایان دلیل پنجم مصنف را که مشتمل بر عدم اصالت ماهیت و نیاز آن به جاعل و علت موجده است را بیان کرده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه در دلیل پنجم به پایان میرسانند.
بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود
توضیحات:
حضرت استاد حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در این جلسه از درس شرح منظومه به ادامه بحث پیرامون دلیل چهارم مرحوم سبزواری برای رد یر قائلین به اصالة الماهیة پرداختهاند. ایشان در ابتدای این درس خلاصهای از دروس گذشته را بیان میکنندو در ادامه برای تقریر بیشتر محل نزاع بین ایشان و شارح منظومه مثالهایی زا ذکر مینمایند. وجوه عدم کفایت دلیل چهارم شارح منظومه را برای رد بر قائلین به اصالة الماهیة بیان میکنند و سپس استاد حسینی طهرانی توجیه و محملی را برای پذیرش این دلیل مطرح مینمایند. ایشان فعلیت دادن به نامتناهی در خارج را نقطه اشکال و اشتباه مرحوم حاجی سبزواری دانسته و نتیجه بحث را در دلیل چهارم را به ذکر چنئ مثال پیرامون مفهوم بینهایت و کیفیت تحقق یا عدم تحقق آن بیان میفرمایند. در پایان دلیل پنجم مصنف را که مشتمل بر عدم اصالت ماهیت و نیاز آن به جاعل و علت موجده است را بیان کرده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه در دلیل پنجم به پایان میرسانند.
بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود
21پس این مسئله بین قائلین به اصالةالماهیه و بین ما یک مطلب روشنی است؛ در اینکه هر ماهیّتی را که تصور بکنیم، بودن و نبودن از آن انتزاع نمیشود و برای حملِ بودن و نبودن نیاز به علّت داریم؛ برای نبودن، همان نبودِ علّت کفایت میکند ولی بودن، علّت موجِده و وجودی میخواهد.
اشکال به دلیل پنجم مصنف و جواب آن
قائلین به اصالةالماهیة در اینجا میتوانند بگویند که ما هم قبول داریم که در ماهیّات، هستی و نیستی اخذ نشده است اما بهواسطۀ انتسابش به جاعل، هستی را از آن انتزاع میکنیم.
بحث ما با آنها این است که کلمهای به نام «و» و «ج» و «و» و «د» وجود ندارد. ولی شما که قبول دارید ماهیّت قبل از انتساب به جاعل نه میتوانید وجود را از او انتزاع بکنید و نه میتوانید عدم را از او انتزاع بکنید، پس چه چیزی سبب شده است که شما توانستهاید وجود را از او انتزاع بکنید؟ آنها میگویند که انتساب به جاعل سبب آن شده است. ما میگوییم این همان وجود است؛ چونکه ماهیّت در اینجا تحقّق و قرار نداشت. یک چیزی آمد به این ماهیّت اضافه شد و وقتی که اضافه شد آنوقت ما وجود را از آن انتزاع میکنیم. ما هم مثل شما قبول داریم که وجود را از این ماهیّت انتزاع میکنیم ولی اسم آن چیزی که به این ماهیّت اضافه شده است چیست؟
اگر شما اسم آن را انتساب میگذارید، انتساب که یک امر اضافی است. اگر شما میبینید که دست جاعل در اینجا آمده و یک کاری کرده است، خلاصه به ما بگویید که او با ماهیّت چهکار کرده است؟ چه چیزی را به این شیء که وجود و تحقّق نداشت و به حساب شما تقوّم نداشت، تعیّن نداشت، تشخّص نداشت، اضافه کرد و قرار داد؟ هر چیزی میخواهد باشد! یعنی چه چیزی این ماهیّت را از مرحله استواء طرفین درآورد؟ ما اسم او را وجود میگذاریم، شما حالا بگویید اسمش وجود نباشد تقرّر باشد، قبول داریم.
