اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود

نقد کلام حاجی سبزواری در امکان تحقق امور غیرمتناهی بین حاصرین

14٬340
منظومه

حضرت استاد حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در این جلسه از درس شرح منظومه به ادامه بحث پیرامون دلیل چهارم مرحوم سبزواری برای رد یر قائلین به اصالة الماهیة پرداخته‌اند. ایشان در ابتدای این درس خلاصه‌ای از دروس گذشته را بیان می‌کنندو در ادامه برای تقریر بیشتر محل نزاع بین ایشان و شارح منظومه مثال‌هایی زا ذکر می‌نمایند. وجوه عدم کفایت دلیل چهارم شارح منظومه را برای رد بر قائلین به اصالة الماهیة بیان می‌کنند و سپس استاد حسینی طهرانی توجیه و محملی را برای پذیرش این دلیل مطرح می‌نمایند. ایشان فعلیت دادن به نامتناهی در خارج را نقطه اشکال و اشتباه مرحوم حاجی سبزواری دانسته و نتیجه بحث را در دلیل چهارم را به ذکر چنئ مثال پیرامون مفهوم بینهایت و کیفیت تحقق یا عدم تحقق آن بیان می‌فرمایند. در پایان دلیل پنجم مصنف را که مشتمل بر عدم اصالت ماهیت و نیاز آن به جاعل و علت موجده است را بیان کرده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه در دلیل پنجم به پایان می‌رسانند.

بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود

توضیحات:

حضرت استاد حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در این جلسه از درس شرح منظومه به ادامه بحث پیرامون دلیل چهارم مرحوم سبزواری برای رد یر قائلین به اصالة الماهیة پرداخته‌اند. ایشان در ابتدای این درس خلاصه‌ای از دروس گذشته را بیان می‌کنندو در ادامه برای تقریر بیشتر محل نزاع بین ایشان و شارح منظومه مثال‌هایی زا ذکر می‌نمایند. وجوه عدم کفایت دلیل چهارم شارح منظومه را برای رد بر قائلین به اصالة الماهیة بیان می‌کنند و سپس استاد حسینی طهرانی توجیه و محملی را برای پذیرش این دلیل مطرح می‌نمایند. ایشان فعلیت دادن به نامتناهی در خارج را نقطه اشکال و اشتباه مرحوم حاجی سبزواری دانسته و نتیجه بحث را در دلیل چهارم را به ذکر چنئ مثال پیرامون مفهوم بینهایت و کیفیت تحقق یا عدم تحقق آن بیان می‌فرمایند. در پایان دلیل پنجم مصنف را که مشتمل بر عدم اصالت ماهیت و نیاز آن به جاعل و علت موجده است را بیان کرده و این درس را با تطبیق متن شرح منظومه در دلیل پنجم به پایان می‌رسانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی دلیل چهارم و پنجم مصنف بر اصالةالوجود

17
  • پس اینکه شما بالفعل در خارج تقسیم شده می‌بینید ولی تصوّر تقسیم را می‌کنید نشان می‌دهد که ذاتاً اباء از غیرمتناهی نمی‌کند، اما آن چیزی که در خارج هست با آن چیزی که در ذاتش هست دوتا است؛ آن چیزی که در خارج هست تقسیم نشده است ولی آن چیزی که در ذاتش هست تقسیم شده است.

  • مثال عدد برای عدم فعلیّت بی‌نهایت و امکان تصور آن

  • در عدد ذاتاً تقسیم به بی‌نهایت خوابیده است، اما اگر شما یک عدد خارجی را به من نشان بدهید که بی‌نهایت باشد من دست شما را می‌بوسم! بالأخره همین‌که نشان می‌دهید یعنی نهایت به آن زدید، حدّش زدید.

  • و ذهن می‌گوید باز از این می‌توانی بالاتر بروی؛ همین‌که می‌توانی بالاتر بروی یعنی در ذاتش اباء از عدم تناهی نمی‌کند. و اینکه من در ذات خودم اباء از عدم تناهی نمی‌کنم با آنکه می‌توانم در خارج پیدا بشوم دوتا است. اینکه در خارج خودم را ارائه می‌دهم یعنی خودم را به تناهی آورده‌ام ولی اینکه ذات من اباء از عدم تناهی نمی‌کند یعنی باز از آن چیزی که در خارج است بالاتر می‌رود.

  • مثال وجود پروردگار برای عدم تناهی ذاتی

  • درست مثل وجود پروردگار؛ که هرچه شما می‌خواهید برای خدا اوصاف حمیده توصیف کنید باز خدا می‌گوید که من از آن بالاتر هستم. «الله اکبرُ مِنْ أن یوصَف»؛1 خدایا تو جمیل هستی! بندۀ خدا تو نفهمیده‌ای که جمیل چه چیزی است؟! ما قشنگی در این دنیا نمی‌بینیم! یکی را که می‌بینی یک مقدار چشمش این‌طرف و آن‌طرف است اینکه جمیل نشد! صدای این آقا خوب است! ما صدای خوب نمی‌دانیم که چه چیزی است!

  • بنده خودم یک صدایی را شنیده‌ام که گمان نمی‌کنم کسی از شما تا به حال شنیده باشید و من دیگر تا حالا مانند آن را نشنیده‌ام. از آن صداهایی که شاید انسان نتواند تاب بیاورد و بعید است که کسی بتواند تاب بیاورد! آن یک بنده خدایی است که نمی‌دانم کجا است؟! یک وقتی با او ارتباط داشتیم. حالا من به آن صدای خوب می‌گویم! ولی یک صدایی روی دست آن می‌آید. آیا آن صدای خوب است؟ نه، یک صدای دیگری هم روی دست آن می‌آید. هرچه شما بیایید بگویید باز بالاتر از آن هم وجود دارد تا به مرحله کمال مطلق برسد.

    1.  الکافی، ج 1، ص 117، حدیث 8؛ معانی الأخبار، ص 11 و ص 12، حدیث شماره 2. «خدا بزرگ‌تر از آن است که قابل وصف باشد.»
/ 260