اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی امکان تحقّق امور غیرمتناهی بین حاصرین

و مفهوم حرکت جوهری ملاصدرا

0
منظومه
منظومه

حضرت استاد آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس سره در این درس به بررسی دقیقتر و موشکافانه امکان تحقق امور غیر متناهی بین حاصرین پرداخته‌اند. امکان تحقق امور غیر متناهی بین حاصرین یکی از دلایل مصنف در اثبات اصالة الوجود است. حضرت استاد در ابتدا با بیان مثالی درباره کیفیت و حقیقت حرکت در عالم نقد خود نسبت به کلام مرحوم سبزواری را توضیح می‌دهند. ایشان در ادامه با مطرح کردن کیفیت انتزاع و تصور در ذهن به نقد امکان تحقق امور غیر متناهی بین الحاصرین می‌پردازند. در اینجا استاد حسینی طهرانی وارد بحثی پیرامون حرکت جوهریه شده و اصطلاح «واحد سیّال» را جایگزین امور غیر متناهیه می‌کنند. در بخش پایانی و قبل از تطبیق متن شرح منظومه به نکته مهمی اشاره می‌نمایند که همان عقلی بودن امکان تقسیم ماده و عدم تخصیص آن است. در پایان این درس متن دلیل سوم و چهارم مرحوم سبزواری را تطبیق کرده و توپیحاتی پیرامون آن ارائه می‌فرمایند.

بررسی امکان تحقّق امور غیرمتناهی بین حاصرین

5
  • تقسیمات اعتباری و حقیقی ذهن

  • این را همیشه در ذهن داشته باشید که وقتی که ذهن می‌خواهد تقسیم بکند یک چیزی را می‌بیند و تقسیم می‌کند؛ حالا اگر یک چیزی را دید و تقسیم اعتباری کرد، این از باب همان تقسیم وجود و ماهیّت می‌شود. اگر یک چیزی را دید و تقسیم حقیقی کرد، مثلاً نمک را می‌بیند و تقسیم به ید و سدیم می‌کند، یعنی درست است که شما در اینجا نمک می‌بینید ولی نمک در اینجا مرکّب شده، مزج شده، خلط شده و تبدیل به یک واحد شده است که اگر شما این را در لابراتوار تجزیه کنید تبدیل به این دو عنصر می‌شود.

  • پس اینکه ذهن الآن بنا بر اصطلاح آقایان دارد تقسیم فرضی و انتزاعی می‌کند؛ یعنی خارج را در ذهن خودش حلاّجی می‌کند و حکم به اعتباریّت خارج می‌کند نه به فعلیّت خارج! یعنی حکم می‌کند به اینکه ماهیّتی که من الآن دارم آن را تقسیم می‌کنم اعتباری است، پوچ است و هرچه هست وجود است. نه‌اینکه در خارج یک وجودی است و یک ماهیّتی است مانند ید و سدیم که این دوتا با همدیگر مخلوط شده‌اند و این بلور (نمک) شده‌اند، این‌طور نیست! بلکه ذهن می‌گوید که اینکه در خارج هست و فعلیّت و حقیقت دارد، وجود است و آن ماهیّتی را که من انتزاع می‌کنم اعتبار است و آن اعتبار به‌خاطر تقیّد وجود است و تقیّد، داخل در وجود است، نه‌اینکه از خارج به وجود اضافه شده است.

  • ذهن همۀ اینها را تجزیه و تحلیل می‌کند و بعد حکم می‌کند که آنچه که الآن در خارج هست، واقعاً در خارج یکی است، گرچه من آمده‌ام این را به دو شیء تقسیم کرده‌ام و گفته‌ام که یک شیء آن حقیقی است و یک شیء آن اعتباری است.

  • ذهن می‌گوید که در خارج این خط و این کمّ قابل تقسیم به غیرمتناهی است؛ یعنی وقوع تقسیم غیرمتناهی در خارج بالقوّه و بالامکان است، یعنی امتناع را بر می‌دارد و وقتی که امتناع را برداشت امکان سر جای آن می‌آید. و وقتی که امکان سر جایش آمد بالفعل هم می‌تواند سر جای آن بیاید. منتها الآن در خارج بالفعل نیامده است و اگر وسیله برای تقسیم پیدا بشود در خارج هم می‌تواند بالفعل تقسیم بکند.