
بررسی امکان تحقّق امور غیرمتناهی بین حاصرین
و مفهوم حرکت جوهری ملاصدرا
حضرت استاد آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس سره در این درس به بررسی دقیقتر و موشکافانه امکان تحقق امور غیر متناهی بین حاصرین پرداختهاند. امکان تحقق امور غیر متناهی بین حاصرین یکی از دلایل مصنف در اثبات اصالة الوجود است. حضرت استاد در ابتدا با بیان مثالی درباره کیفیت و حقیقت حرکت در عالم نقد خود نسبت به کلام مرحوم سبزواری را توضیح میدهند. ایشان در ادامه با مطرح کردن کیفیت انتزاع و تصور در ذهن به نقد امکان تحقق امور غیر متناهی بین الحاصرین میپردازند. در اینجا استاد حسینی طهرانی وارد بحثی پیرامون حرکت جوهریه شده و اصطلاح «واحد سیّال» را جایگزین امور غیر متناهیه میکنند. در بخش پایانی و قبل از تطبیق متن شرح منظومه به نکته مهمی اشاره مینمایند که همان عقلی بودن امکان تقسیم ماده و عدم تخصیص آن است. در پایان این درس متن دلیل سوم و چهارم مرحوم سبزواری را تطبیق کرده و توپیحاتی پیرامون آن ارائه میفرمایند.
بررسی امکان تحقّق امور غیرمتناهی بین حاصرین
3و اما حقّ مطلب این است که اصلاً بحث را در وجود ذهنی نمیبریم و میگوییم که اصلاً ذهن در اینجا اشتباه میکند. و آیا به صِرف این مطلب که ذهن در خارج یک انقساماتی را تصویر و تصوّر میکند، آن انقسامات صحیح هستند یا نه؟ چون همانطوریکه عرض کردیم ذهن بیانگر خارج است و منشاء انتزاع ذهن، خارج است و ذهن از پیش خودش که تصویر نمیکند بلکه ذهن در خارج یک مطلب را میبیند، یک کمّ را میبیند، یک حرکت را میبیند، یک جزئی را میبیند و بعد آن جزء خارجی را تصویر میکند، منتها چون وسیله ندارد لاجرم ذهن آن تقسیم را در خودش تصوّر میکند و الاّ اگر وسیله داشت آن را در خارج هم تقسیم میکرد. این کاری است که ذهن دارد انجام میدهد یعنی ذهن میگوید که این امر گرچه در خارج تحقّق پیدا نکرده است ولی میتواند تحقّق پیدا بکند؛ اگر شما وسیلهاش را پیدا کنید میتوانید آن را محقق کنید.
بناءعلیهذا در تحقّق امور غیرمتناهی بین حاصرین ما میخواهیم این را ببینیم که آیا تحقّق امور غیرمتناهی بین حاصرین ممتنع است یا ممتنع نیست؟ البتّه این قضیّه و مطلب در تجزیۀ کمّ؛ چه کمّ قارّالذات و چه کمّ غیرقارّالذّات مثل زمان و حرکت پیش میآید. ذهن میگوید که کمّ قابل قسمت به امور غیرمتناهیه است؛ مثلاً ما میخواهیم یک دسیمتر را به امور غیرمتناهی تقسیم بکنیم و همه هم میگویند که ذهن یک دسیمتر را به امور غیرمتناهی تقسیم میکند. و همینطور ذهن حرکت را هم به امور غیرمتناهی تقسیم میکند؛ البتّه مطلب در حرکت روشنتر است تا در مورد کمّ قارالذّات که خط و سطح و جسم تعلیمی و... باشد. و فعلاً ما در مورد حرکت صحبت میکنیم که حرکت قابل انقسام ذهنی است به امور غیرمتناهی.
تبیین محلّ بحث با مثال حرکت
فرض میکنیم یک مبدأ و منتها داریم که یک متحرِّک؛ یک انسان یا یک مورچه، از این طرف فرش حرکت میکند و به آن طرف فرش میرود؛ مسافت دو متر است و متحرِّک جناب مورچه. ما در این حرکت این دو متر را به امور غیرمتناهیه تقسیم میکنیم چرا به امور غیرمتناهیه تقسیم میکنیم؟ چون یا این حرکت را در زمان فرض میکنیم و زمان را بهحسب فرض ذهنی به امور غیرمتناهیه تقسیم میکنیم یا اینکه آن مکان را به امور غیرمتناهیه تقسیم میکنیم البتّه منظور از مکان همان سطحی است که این مورچه روی آن حرکت میکند. بهعبارتدیگر آن کمّ قارّالذات را که یک خط ممتدّی است به امور غیرمتناهی تقسیم میکنیم.
