اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)

بررسی دلیل سوم و چهارم

0
منظومه

حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه به بیان دلیل سوم و چهارم مرحوم حاجی سبزواری در ردّ اصالةالماهیة پرداخته اند. مرحوم مصنف، استدلال خود بر صحت اصالةالوجود را با بیان دو مقدمه شروع می‌کند: اول، مقدمه‌ای در تقدم ذاتی علت بر معلول و دوم، عدم امکان تشکیک در ماهیات بر خلاف وجود. حضرت استاد، کلام مصنف را با بیانی روان و در قالب مثال، شرح داده و سپس آن را نقد کرده‌اند. ایشان امکان تشکیک در ماهیت را نیز بنابر انتساب آن به جاعل، جایز دانسته و همین نکته را عامل ضعف دلیل حاجی بشمار می‌آورند. در ادامه درس به دلیل چهارم برای اثبات اصالة الوجود پرداخته شده و استاد حسینی طهرانی به تبیین مفهوم تحقق امور غیرمتناهی بین الحاصرین پرداخته‌اند. ایشان پس از بحث مفصلی در این موضوع،‌ نظر متفاوت خود را با فلاسفه بیان می‌کنند که برای روشن شدن این دیدگاه، لازم است به متن درس مراجعه گردد. این درس با پرسش‌هایی از سوی تلامیذ و پاسخ‌های استاد ادامه پیدا کرده و در پایان وجهی برای صحت دلیل چهارم مطرح می‌شود که تفصیل آن به جلسات بعدی موکول می‌گردد.

نسخه عربی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)

8
  • محال بودن علیت یک ماهیّت برای ماهیّت دیگر

  • این اشکالی است که مرحوم حاجی مطرح می‌کنند، که اگر ماهیّت بخواهد علّت برای ماهیّت دیگر باشد، از این نقطه‌نظر محالیّت لازم می‌آید؛ محالیّت این است که مثلاً گوسفندی که علّت برای یک برّه‌ای می‌شود، حالا اگر فرض بکنیم که این گوسفند علّت برای گوسفند دیگر است ـ چون در واقع این گوسفند معدّ است و اینها جزء معدّات هستند ـ پس گوسفندی این گوسفند باید اقویٰ باشد از آن بچه‌ای که می‌زاید، درحالی‌که این‌طور نیست و گوسفندی تفاوت پیدا نکرده است و به همان اندازه که به این می‌گویید گوسفند، به بچه‌اش هم می‌گویید گوسفند.

  • پس بین علّت و معلول از نقطه‌نظر اطلاق گوسفندی و غنمیّت، تساوی برقرار است. درحالی‌که ما گفتیم که علّت باید اقوای از معلول باشد؛ پس در اینجا این محالیّت پیش می‌آید.

  • اشکال بر دلیل سوم مصنف

  • عرض بنده این است که قائلین به اصالةالماهیّة می‌گویند که ما هم عدم تشکیک در ماهیّت را قبول داریم و می‌گوییم که در ماهیّت تشکیک نیست، ولی صحبت در این است که آیا این ماهیّت در خارج تعیّن پیدا کرده است یا تحقق پیدا نکرده؟، تعیّن خارجی آن، اقوای از دیگری است و این اشکالی ندارد.

  • یعنی ما می‌خواهیم بگوییم که محطّ بحث دوتا است؛ شما بحث را در اصل ماهیّت می‌برید و خود ماهیّت را در نظر می‌گیرید که یکی است، ولی ما ماهیّت متقرّره را با انتساب به جاعل در نظر می‌گیریم و می‌گوییم که شدّت و ضعف دارد.

  • مثلاً یک گاو پنجاه کیلویی است و یک گاو شش هزار کیلویی؛ بنا بر نظر قائلین به اصالةالماهیة کدام یکی از اینها قوی‌تر بر دیگری است؟ وجود را که ما اعتباری می‌دانیم پس باید بگوییم که ماهیّتشان است. ماهیّت را هم که می‌گویید استواء طرفین است، پس [فارق بین اینها] تقرّرشان است.

  • بنابراین بحث روی تقرّر و تعیّن می‌رود؛ حالا ما می‌گوییم که آن تعیّن، وجود است ولی آنها می‌گویند که آن تعیّن همان ماهیّتی است که تقرّر پیدا کرده است، سفت شده است، تو پُر شده است، مشت پر کن شده است، همان ماهیّتی است که به اصطلاح علمی به اضافه اشراقیّه انتساب به جاعل پیدا کرده است.