
ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)
بررسی دلیل سوم و چهارم
حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه به بیان دلیل سوم و چهارم مرحوم حاجی سبزواری در ردّ اصالةالماهیة پرداخته اند. مرحوم مصنف، استدلال خود بر صحت اصالةالوجود را با بیان دو مقدمه شروع میکند: اول، مقدمهای در تقدم ذاتی علت بر معلول و دوم، عدم امکان تشکیک در ماهیات بر خلاف وجود. حضرت استاد، کلام مصنف را با بیانی روان و در قالب مثال، شرح داده و سپس آن را نقد کردهاند. ایشان امکان تشکیک در ماهیت را نیز بنابر انتساب آن به جاعل، جایز دانسته و همین نکته را عامل ضعف دلیل حاجی بشمار میآورند. در ادامه درس به دلیل چهارم برای اثبات اصالة الوجود پرداخته شده و استاد حسینی طهرانی به تبیین مفهوم تحقق امور غیرمتناهی بین الحاصرین پرداختهاند. ایشان پس از بحث مفصلی در این موضوع، نظر متفاوت خود را با فلاسفه بیان میکنند که برای روشن شدن این دیدگاه، لازم است به متن درس مراجعه گردد. این درس با پرسشهایی از سوی تلامیذ و پاسخهای استاد ادامه پیدا کرده و در پایان وجهی برای صحت دلیل چهارم مطرح میشود که تفصیل آن به جلسات بعدی موکول میگردد.
ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)
17یکدفعه منبابمثال طبق تئوری که فعلاً هست، هسته شکافته میشود و تبدیل به انرژی میشود. اگر انرژی مادّه است، شما سراغ همان انرژی میروید. بالأخره ما وسیله تقسیم را نداریم ولی اگر وسیلۀ تقسیم را داشتیم تا قیامت مینشستیم و همین یک ذرّه را به بینهایت قسمت تقسیم میکردیم.
مطلبی که آقایان در مورد محالیّت حصر غیرمتناهی در بین دو حاصر فرمودهاند؛ که در ذهن اشکال ندارد ولی در خارج اشکال دارد، این مطلب در مورد جزء لا یتجزّی هم به ذهن میرسد.
تحقق امور غیرمتناهیه بینالحاصرین حتّی بنا بر اصالةالوجود
أضِف علی ذلک اینکه شما بنا بر فرضی که قائل به اصالةالوجود هم باشید این مطلب وجود دارد. و بهطورکلّی این مسئله اشتداد مراتب به نحو غیرمتناهی در هر مسئلۀ سیّالی وجود دارد؛ در زمان وجود دارد، در کمّ وجود دارد، در حرکت وجود دارد، در حرکت کیفی و امثالذلک وجود دارد.
شما یک سیب را در نظر بگیرید که این سیب از سبزی میخواهد تبدیل به قرمزی بشود؛ اول سبزی را طی میکند و سفید میشود، بعد سفیدی را طی میکند و زرد میشود، زرد را طی میکند و زرد پررنگ میشود، زرد پررنگ را طی میکند و نارنجی میشود، نارنجی را طی میکند و قرمز کمرنگ و ارغوانی میشود، قرمز کمرنگ را طی میکند و قرمز پررنگ میشود تا جایی که میشود یک سیب لبنان سرخ که از قرمزی میخواهد به سیاهی بزند.
حالا آیا این حرکت محصور بین حاصرین است یا نه؟ و آیا بینهایت تبدّل کیف در خارج بر این واقع شده است یا نشده؟. من از شما سؤال میکنم که این سبزی و سفیدی و زردی و ارغوانی و قرمزی ـ حالا ما چهارتا را میگوییم ـ آیا واقعاً چهار رنگ یا پنج رنگ در بین این دو حاصر انجام پذیرفته است؟ میبینیم که پنج رنگ است، ده رنگ است، بیست رنگ است، دویست رنگ است، دو هزار رنگ است، دو میلیارد رنگ است، پس میشود بینهایت. یعنی شما در هر آنی از آنات که تصوّر بکنید میبینید که این سیب یک رنگ است.
