اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)

بررسی دلیل سوم و چهارم

0
منظومه

حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه به بیان دلیل سوم و چهارم مرحوم حاجی سبزواری در ردّ اصالةالماهیة پرداخته اند. مرحوم مصنف، استدلال خود بر صحت اصالةالوجود را با بیان دو مقدمه شروع می‌کند: اول، مقدمه‌ای در تقدم ذاتی علت بر معلول و دوم، عدم امکان تشکیک در ماهیات بر خلاف وجود. حضرت استاد، کلام مصنف را با بیانی روان و در قالب مثال، شرح داده و سپس آن را نقد کرده‌اند. ایشان امکان تشکیک در ماهیت را نیز بنابر انتساب آن به جاعل، جایز دانسته و همین نکته را عامل ضعف دلیل حاجی بشمار می‌آورند. در ادامه درس به دلیل چهارم برای اثبات اصالة الوجود پرداخته شده و استاد حسینی طهرانی به تبیین مفهوم تحقق امور غیرمتناهی بین الحاصرین پرداخته‌اند. ایشان پس از بحث مفصلی در این موضوع،‌ نظر متفاوت خود را با فلاسفه بیان می‌کنند که برای روشن شدن این دیدگاه، لازم است به متن درس مراجعه گردد. این درس با پرسش‌هایی از سوی تلامیذ و پاسخ‌های استاد ادامه پیدا کرده و در پایان وجهی برای صحت دلیل چهارم مطرح می‌شود که تفصیل آن به جلسات بعدی موکول می‌گردد.

نسخه عربی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)

3
  • یک‌وقت شما می‌بینید که یک بقر است و یک حیوانی شبیه به بقر است، در این‌صورت می‌گویید که این بقر است و از آن حیوان دیگر در بقریّت اقویٰ است؛ به‌خاطر اینکه ما شکّ در ماهیّت آن حیوان دیگر داریم و اگر شکّ در ماهیّتش نداشتیم دیگر نمی‌توانستیم بگوییم که اقویٰ است.

  • ولی اگر دوتا بقر هستند؛ یکی لاغر و مردنی است که فردا می‌میرد، یکی هم چاق است و استرالیایی و اسرائیلی که روزی سی کیلو، چهل کیلو شیر می‌دهد. هر دو بقر هستند و ما نمی‌توانیم بگوییم که این خوب گاوی است. مثلاً می‌گوییم که عجب خری است! مثلاً خیلی خر است! مثل‌اینکه این مطلب در اینجا استثناء خورده است و خریّت هم مقول به تشکیک است! منظور از خر در اینجا همان بلاهت است و اتفاقاً این حرف‌ها اشتباه است و خر خوب می‌فهمد.

  • پس ماهیّت تشکیک بردار نیست. ولی قائلین به اصالةالماهیّه هم می‌توانند ادّعا بکنند که ماهیّت در تحقّق خارجی و در تقرّر خودش اقوای از دیگری است، ولی در خود ماهیّت اقوائیّت که یکی اقویٰ از دیگری باشد، معنا ندارد. مطلبی که در اینجا پیش می‌آید این است که اگر ما این دو مقدّمه را به هم ضمیمه بکنیم که یک ماهیّت علّت برای یک ماهیّت دیگر بشود، پس این ماهیّت در عین اینکه ماهیّت است، اقویٰ است از آن متولّد خودش که ماهیّت دیگر است.

  • مطلب در اینجا باید روشن بشود؛ وقتی که ما گفتیم که ماهیّت مقول به تشکیک نیست و اقوائیّت و اضعفیّت در ماهیّت معنا ندارد، پس بنابراین چطور ممکن است که یک ماهیّت علّت برای ماهیّت دیگر بشود؟! درحالی‌که علّت باید اقوای از معلول باشد؛ اقویٰ در اشتداد. حالا اشتداد وجودی اسمش را نمی‌گذاریم بلکه اقویٰ در اشتداد هویّت خودش. حالا آن هویّت را قائلین به اصالةالماهیة ماهیّت می‌گیرند و ما آن هویّت را وجود می‌گیریم؛ هویّت یعنی همان تعیّن خارجی.