اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)

بررسی دلیل سوم و چهارم

0
منظومه

حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه به بیان دلیل سوم و چهارم مرحوم حاجی سبزواری در ردّ اصالةالماهیة پرداخته اند. مرحوم مصنف، استدلال خود بر صحت اصالةالوجود را با بیان دو مقدمه شروع می‌کند: اول، مقدمه‌ای در تقدم ذاتی علت بر معلول و دوم، عدم امکان تشکیک در ماهیات بر خلاف وجود. حضرت استاد، کلام مصنف را با بیانی روان و در قالب مثال، شرح داده و سپس آن را نقد کرده‌اند. ایشان امکان تشکیک در ماهیت را نیز بنابر انتساب آن به جاعل، جایز دانسته و همین نکته را عامل ضعف دلیل حاجی بشمار می‌آورند. در ادامه درس به دلیل چهارم برای اثبات اصالة الوجود پرداخته شده و استاد حسینی طهرانی به تبیین مفهوم تحقق امور غیرمتناهی بین الحاصرین پرداخته‌اند. ایشان پس از بحث مفصلی در این موضوع،‌ نظر متفاوت خود را با فلاسفه بیان می‌کنند که برای روشن شدن این دیدگاه، لازم است به متن درس مراجعه گردد. این درس با پرسش‌هایی از سوی تلامیذ و پاسخ‌های استاد ادامه پیدا کرده و در پایان وجهی برای صحت دلیل چهارم مطرح می‌شود که تفصیل آن به جلسات بعدی موکول می‌گردد.

نسخه عربی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (2)

15
  • به‌عبارت دیگر ذهن ما می‌تواند محصور بین دو حاصر را به امور غیرمتناهیه تقسیم بکند. به‌عبارت‌دیگر این تقسیم می‌شود تقسیم بالقوّه نه تقسیم بالفعل. اما تحقّق یک امر غیرمتناهی که حد نداشته باشد، در خارج محال است؛ چون بالأخره شما که می‌خواهید این خط را تقسیم بکنید؛ تقسیم می‌کنید به ده تا تقسیم، صدتا تقسیم، هزارتا تقسیم، ده هزارتا! بالأخره باید یک‌جا بایستید.

  • اما اینکه این خط بخواهد در خارج بی‌نهایت تقسیم بشود می‌گویند که امکانش نیست. بله، بالقوّة می‌شود یعنی ذهن می‌تواند این را در ظرف خودش تقسیم بکند اما در خارج این امر انجام نمی‌گیرد. لذا گفته‌اند که وعاء ذهن وعائی است که آنچه در خارج نشدنی است، ذهن می‌تواند آن را تصوّر بکند.

  • اشکال استاد به تحقق امور غیرمتناهیه در ذهن 

  • عرض بنده این است که آیا ذهن به‌عنوان حکایت از واقع تقسیم می‌کند یا جدای از واقع تقسیم می‌کند؟ به‌عبارت‌دیگر اگر در خارج، تقسیم محصور بین دو حاصر ممتنع بود مانند شریک‌الباری، چطور ذهن می‌توانست این را تقسیم بکند؟ این بالقوّه که ذهن به خارج می‌دهد که خارج بالقوّة قابل قسمت است، آیا معنای آن این است که امکان قسمت شدن را فقط در ذهن دارد یا معنا این است که امکان قسمت شدن در خارج را هم دارد ولی ما چون وسائلش را نداریم نمی‌توانیم تقسیم بکنیم؟

  • مثلاً می‌گویند که در سابق شمشیر آهنی درست می‌کردند ـ برای وقتی که می‌خواستند با آن سر یکی را ببرند ـ که یک سانتی‌متر قطرش بود؛ چون وسیله‌ای که با آن، آهن را تیز بکنند نداشتند. بعد یک مقدار ترقّی کردند و یک شمشیر آهنی درست کردند که قطرش نیم سانت بود و سر فرد و مثلاً حیوان بیچاره راحت‌تر جدا می‌شد. بعد یک کم جلوتر آمدند و شمشیری درست کردند که مثلاً قطرش یک میلی‌متر شد یعنی تیزی آن حربه یک میل شد، بعد همین‌طور جلوتر آمدند تا اینکه شمشیری درست کردند که ـ بنا بر آنچه که تعریف می‌کنند ـ می‌گویند همین‌که می‌زدند، اصلاً فرد متوجّه نمی‌شد که چه موقع مرد و تازه بعد از تکان خوردن، سرش می‌افتاد.