اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

و معنای خیر و شر از نظر الهیّون و مادیّون

0
منظومه

حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در نهمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به بیان دلیل اول و دوم حاجی سبزواری بر اصالت وجود پرداخته‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه بحث از اصالت وجود اشاره دارند و در ادامه، دلیل اول را بیان می‌کنند: لانّه مَنبع کلّ شرفٍ. از آنجا که رکن این دلیل، خیر دانستن وجود است، استاد آیةالله حسینی طهرانی به بحث مهم و دقیق خیر و شر ورود کرده و به مسائل مختلفی از جمله معنای خیر و شر از نظر الهیون و مادیون، نسبی بودن معنای خیر و شر، توضیح معنای عدمی شر می‌پردازند. اشکال اصلی این دلیل، مصادره به مطلوب بودن آن است و از این جهت، ناتمام ارزیابی می‌شود. پاسخ مرحوم آشتیانی به این اشکال مطرح و نقد شده و سپس دیدگاه استاد در مورد حلّ آن اشکال بیان می‌شود. حضرت استاد در ادامه، دلیل دوم مرحوم مصنف را بر اصالت وجود بیان کرده و آن را دلیل متقن بشمار می‌آورند. این درس با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می‌رسد.

نسخه عربی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

7
  • یک وقتی شما به اصل الوجود، خیر و کامل می‌گویید؛ یعنی در مورد خود اصل الوجود صحبت می‌کنید، که در این‌صورت نفع و ارزشی بر آن مترتّب نمی‌شود؛ فرض کنید که یک سنگی در یک‌جا افتاده است، چه ارزشی بر آن مترتّب است؟ خیری که مصطلح هست و به اصطلاح روی آن بحث می‌شود این‌طور نیست و اگر بخواهید این‌طور صحبت بکنید پس دیگر اصلاً شر وجود ندارد و شما باید شر را کنار بگذارید.

  • حالا در آینده عرض می‌کنیم که نه‌خیر علاوه بر خیر، شر هم وجود دارد. جهل، شر است، پس شما بگویید که جهل هم برای کمال است و جاهل هم به سمت کمال حرکت می‌کند، پس اصلاً جهل وجود ندارد! و مقدّمات موصولۀ جهل هم خیر هستند؛ به‌خاطر اینکه تمام عالم بر اساس کمال است!

  • نه، ما این‌طور نمی‌توانیم وارد بشویم؛ چون ما فعلاً در وجودات متعیّن صحبت می‌کنیم و بحث از وجود منبسط را بعداً مطرح می‌کنیم. فعلاً می‌خواهیم بگوییم که این وجود فی‌حدّ ‌ذاته و خودش به تنهایی خیری بر او مترتّب است یا نه؟ این چه ارزشی دارد؟ شما یک وقتی می‌گویید که هرچه در این عالم تحقّق پیدا بکند، خیر محض است، پس دیگر شرّی نیست و اصلاً نباید بگویید که شر یک امر عدمی است و اسم شر را دیگر نباید بیاورید، درحالی‌که در قرآن است که: ﴿مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ﴾1، ﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾2؛ خدا گفته است که شرّ مردم. مردم کجا شر دارند؟! پس از اینجا معلوم است که خیر و شر یک مبنای ارزشی دارد، یعنی یک مبنای ارزشی متعارف دارد که افراد و انسان‌ها این معنا را در نظر می‌گیرند و یک معنای نسبی است.

  • شباهت مسئلۀ خیر و شر با مسئلۀ صدق و کذب

  • حالا اگر ما خود وجودات متعیّن را در نظر بگیریم، می‌بینیم که نه‌خیر هستند و نه شر؛ یعنی هیچ‌یک از خیر و شر بر آنها صادق نیست. درست مثل صدق و کذب می‌ماند؛ آیا به این لیوان می‌شود صادق گفت؟ نه، آیا می‌شود به آن کاذب گفت؟ نه؛ چون صدق و کذب دو وصفی هستند که بر قضیّه بار می‌شوند، درحالی‌که این لیوان تعیّن خارجی است.

    1. سورۀ ناس (114) آیه 4.
    2. سورۀ فلق (113) آیه 2.