اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

و معنای خیر و شر از نظر الهیّون و مادیّون

0
منظومه

حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در نهمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به بیان دلیل اول و دوم حاجی سبزواری بر اصالت وجود پرداخته‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه بحث از اصالت وجود اشاره دارند و در ادامه، دلیل اول را بیان می‌کنند: لانّه مَنبع کلّ شرفٍ. از آنجا که رکن این دلیل، خیر دانستن وجود است، استاد آیةالله حسینی طهرانی به بحث مهم و دقیق خیر و شر ورود کرده و به مسائل مختلفی از جمله معنای خیر و شر از نظر الهیون و مادیون، نسبی بودن معنای خیر و شر، توضیح معنای عدمی شر می‌پردازند. اشکال اصلی این دلیل، مصادره به مطلوب بودن آن است و از این جهت، ناتمام ارزیابی می‌شود. پاسخ مرحوم آشتیانی به این اشکال مطرح و نقد شده و سپس دیدگاه استاد در مورد حلّ آن اشکال بیان می‌شود. حضرت استاد در ادامه، دلیل دوم مرحوم مصنف را بر اصالت وجود بیان کرده و آن را دلیل متقن بشمار می‌آورند. این درس با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می‌رسد.

نسخه عربی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

5
  • فقر چیست؟ همین که جیب حاج آقا خالی بشود می‌گویند که فقیر است! یعنی حالا به جای این پول چیز دیگری که در جیبش نیست تا وقتی که پول رفت، در آن چیز دیگری آمد و ما به او بگوییم فقیر. نه! همین‌قدر که این جیب از سنگینی افتاد، از سنگینی آن سکه‌های پنج پهلوی قدیم افتاد، از زمرد و برلیان افتاد، به این فقر می‌گویند. پس فقر عبارت از نبود مال است و فقیر عبارت است از کسی که مال ندارد؛ یعنی یک امر عدمی را واجد است.

  • آیا این شر امر وجودی است؟ نه، یک امر عدمی است. اما خیر چطور است؟ وقتی به خیر نگاه بکنیم می‌بینیم که خیر یک مابإزای خارجی دارد و ما اسم همان مابإزای خارجی را خیر می‌گذاریم. و به‌عبارت‌دیگر می‌توانیم بگوییم که اصلاً معنای خیر عبارت است از مقدّمۀ موصله؛ یا خود آن ذی‌المقدمّه اسمش خیر است که همان کمال مطلق باشد یا اسم مقدّمۀ موصلۀ آن، خیر است.

  • بنابراین نمی‌شود که خیر یک امر انتزاعی باشد، بلکه اسم مقدمۀ موصله به کمال می‌شود خیر. پس خیر یک امر وجودی است و حالاکه امر وجودی شد، آقایان بحثی دارند در اینکه آیا این وجود خیر است یا اینکه این وجود شر هم می‌شود باشد؟

  • عدم اطلاق خیر و شر به وجود متعیّن 

  • طبق آنچه که در این‌باره عرض کردیم باید این مطلب را بگوییم که وجود فی‌حدّ نفسه ـ البته وجودات متعیّنه حالا یک بحث ما در وجود منبسط هست ـ این وجود متعیّن فی‌حدّ نفسه نه‌خیر هست و نه شر! خلافاً به بعضی که می‌گویند: خود اصل الوجود یعنی خود وجود، خیر است.

  • چرا وجودِ متعیّن نه‌خیر است و نه شر؟ به جهت اینکه ما وقتی که یک وجود متعیّن را لحاظ می‌کنیم؛ یک وقت فقط نظر به او می‌اندازیم و او را با صرف نظر از جوانب لحاظ می‌کنیم و یک وقت او را در کنار جوانب و مقارناتش لحاظ می‌کنیم. اگر ما بخواهیم به خود او نگاه بکنیم و از مسائل دیگری که حول و حوش او می‌گذرد صرف نظر بکنیم، این معنای خیر و شر در اینجا مصداق پیدا نمی‌کند.