
ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)
و معنای خیر و شر از نظر الهیّون و مادیّون
حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در نهمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به بیان دلیل اول و دوم حاجی سبزواری بر اصالت وجود پرداختهاند. ایشان در ابتدا به جایگاه بحث از اصالت وجود اشاره دارند و در ادامه، دلیل اول را بیان میکنند: لانّه مَنبع کلّ شرفٍ. از آنجا که رکن این دلیل، خیر دانستن وجود است، استاد آیةالله حسینی طهرانی به بحث مهم و دقیق خیر و شر ورود کرده و به مسائل مختلفی از جمله معنای خیر و شر از نظر الهیون و مادیون، نسبی بودن معنای خیر و شر، توضیح معنای عدمی شر میپردازند. اشکال اصلی این دلیل، مصادره به مطلوب بودن آن است و از این جهت، ناتمام ارزیابی میشود. پاسخ مرحوم آشتیانی به این اشکال مطرح و نقد شده و سپس دیدگاه استاد در مورد حلّ آن اشکال بیان میشود. حضرت استاد در ادامه، دلیل دوم مرحوم مصنف را بر اصالت وجود بیان کرده و آن را دلیل متقن بشمار میآورند. این درس با تطبیق متن شرح منظومه به پایان میرسد.
ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)
2بسم الله الرحمن الرّحیم
لِأنّهُ مَنْبَعُ کُلِّ شَرَفٍ *** وَ الْفَرْقُ بَیْنَ نَحْوَیِ الْکَوْنِ یَفِی کَذٰا لُزُومُ السّبَقِ فِی العِلیَّة *** مَعَ عَدَمِ الْتَّشْکِیکِ فِی المَهِیّة 1 جایگاه صحیح بحث اصالةالوجود
مرحوم حاجی ادلهای را برای اثبات مطلوب که اصالت وجود است اقامه میکنند. البتّه مسئلۀ اصالت وجود را که ایشان در اینجا مطرح میکنند و به نظرشان اصل میآید، خوب بود این مسئله را بعد مطرح میکردند؛ چون اصالت وجود یک مسئلهای است که از مسائل آن، بعد از مسئلۀ اشتراک وجود یا بحث زیادت وجود بر ماهیّت و... بحث میشود. ولی ایشان آن را در اینجا ذکر کردهاند و به همینخاطر در ادلّۀ خودشان یک قدری دچار پیچش و تعقید شدهاند.
دلیل اول برای اصالةالوجود: «لانّه مَنبع کلّ شرفٍ»
ایشان چند دلیل را بر اصالت وجود اقامه میکنند، تا ببینیم این ادلّۀ ایشان تا چه حد وافی و کافی به مقصود است و کدام ضعیف است و کدام قوی است؟
دلیل اول این است که میفرمایند: «لانّه مَنبع کلّ شرفٍ»؛ وجود، منبع هر خیر و برکت و شرافت است، شرافت از این نقطه نظر است که در این امر یک خیری وجود دارد به آن شریف میگویند. شرافت یعنی خیر بودن، ارزش داشتن و چیزی که خیری در او نیست ارزشی هم ندارد، شریف هم نیست. پس ما میتوانیم بهجای شرف خیر را بگذاریم، «لانّه منبعُ کلّ خیر».
اولاً ما در اینجا معنای خیر و شر را بیان بکنیم و ببینیم که آیا خیر و شر از امور اعتباریه هستند یا از امور واقعیّه؟ یا کدامیک واقعی است و کدامیک اعتباری؟ و بعد ببینیم که آیا دلیل مرحوم حاجی با ابتناء بر مسئلۀ خیر و شر چقدر میتواند به مقصود کمک بکند؟ چون ایشان دلیل اول را مبتنی بر مسئله خیر و شر کردهاند و خیر را زائیده وجود پنداشتهاند و ماهیّت را منشأ و سرچشمه خیر ندانستهاند.
اشکال بر دلیل اول
در وهله ابتدایی به نظر میرسد که دلیل مرحوم حاجی مصادره به مطلوب باشد، چون ایشان میفرمایند که وجود منبع هر خیر است و مفهوم اعتباری منشأ برای خیر نمیشود.خب لقائلٍ من اصالةالماهیّهایها بگویند که ماهیّت منبع هر خیری است و وجود یک امر اعتباری است! و شما چه دلیلی بر این قضیّه دارید؟ خیر عبارت از ارزش است و ارزش یک مفهوم ذهنی است که یک مابإزای خارجی دارد.
- شرح منظومه، ج 2 ص 63.
