اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

و معنای خیر و شر از نظر الهیّون و مادیّون

0
منظومه

حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در نهمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به بیان دلیل اول و دوم حاجی سبزواری بر اصالت وجود پرداخته‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه بحث از اصالت وجود اشاره دارند و در ادامه، دلیل اول را بیان می‌کنند: لانّه مَنبع کلّ شرفٍ. از آنجا که رکن این دلیل، خیر دانستن وجود است، استاد آیةالله حسینی طهرانی به بحث مهم و دقیق خیر و شر ورود کرده و به مسائل مختلفی از جمله معنای خیر و شر از نظر الهیون و مادیون، نسبی بودن معنای خیر و شر، توضیح معنای عدمی شر می‌پردازند. اشکال اصلی این دلیل، مصادره به مطلوب بودن آن است و از این جهت، ناتمام ارزیابی می‌شود. پاسخ مرحوم آشتیانی به این اشکال مطرح و نقد شده و سپس دیدگاه استاد در مورد حلّ آن اشکال بیان می‌شود. حضرت استاد در ادامه، دلیل دوم مرحوم مصنف را بر اصالت وجود بیان کرده و آن را دلیل متقن بشمار می‌آورند. این درس با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می‌رسد.

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

15
  • بنا بر اینکه در آنجا اثبات می‌کنیم که چیستی اشیاء خارجی که همان ماهیّت آنها است، همان است که در ذهن ما است بلاتفاوتٍ اصلاً، پس در اینجا بحث پیش می‌آید که اختلاف بین آثار از کجا است؟ چرا آنچه که در خارج هست یک اثر دارد و آنچه که در ذهن من هست یک اثر دیگری دارد؟

  • این بحث موجب می‌شود که ما به ناچار قائل باشیم به اینکه اختلاف در وجود خارجی و وجود ذهنی است. یعنی آنچه که به او آثاری در خارج داده است، آن وجودِ خارج است؛ آنچه که به نار آثار سوزندگی را در خارج می‌دهد، وجود ناریّت است. و آنچه که به ماهیّت ذهنی ما آثار جدای از آثار خارج را می‌دهد، وجود ذهنی ما است.

  • وقتی که وجود با تحفظ ماهیّت در هر دو وعاء، اصل و منشأ برای آثار خارج و ذهن قرار گرفت، مسئله اصالت وجود خودش را نشان می‌دهد و روشن می‌شود. و به نظر من یک دلیل بسیار محکم بر اصالةالوجود همین مسئله «و الفرقُ بین نحوی الکَون یفی» است.

  • متن دلیل اول و دوم مصنّف

  • الاوّل قولنا: (لِأنّهُ مَنْبَعُ کُلِّ شَرَفٍ)، حتّی قال الحکماء: «مسألة انّ الوجود خیرٌ، بدیهیّة.»1 و معلوم أنّه لا شرف و لا خیر فی المفهوم الاعتباریِّ؛ 2

  • «دلیل اول برای اصالت وجود این قول ما است که چون وجود منبع هر شرفی است. حتی حکماء گفته‌اند که این مسئله که خیر از وجود سرچشمه می‌گیرد و وجود خیر است بدیهی است، (حکماء گفته‌اند که وجود از خیر است، منتها بعضی از آقایان می‌گویند که وجود حقیقی خیر است و بعضی می‌گویند که وجود اعتباری خیر است و مثلاً قائلین به اصالةالماهیّة می‌گویند که خیر از وجود است منتها وجودِ منتسب به ماهیّت، وجودی که انتزاع از ماهیّت شده است.) و معلوم است که شرف و خیری در مفهوم اعتباری نیست.»

  • اگر شما وجود را یک امر و مفهوم اعتباری بدانید، مفهوم اعتباری که تحقّق ندارد، درحالی‌که خیر یک امر محقق خارجی است. اگر شما وجود را اعتباری دانسته‌اید چطور یک امر اعتباری علّت برای یک امر محقق خارجی می‌شود؟! شما هزار بار هم بگویید که ریاست ریاست، میز و تخته در جلوی شما پیدا نمی‌شود مگر اینکه یک آقایی میزی را جلوی شما بیاورد. شما هزار بار هم بگویید که ابوّت و بنوّت، پدر و پسری درست نمی‌شود مگر اینکه یک اعمالی انجام بشود.

    1. تجرید الاعتقاد، خواجه نصیرالدین طوسی، ص 107؛ شوارق الالهام، ج 1، ص 53.
    2. شرح المنظومه، ج 2، ص 68.