اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

و معنای خیر و شر از نظر الهیّون و مادیّون

0
منظومه

حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در نهمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به بیان دلیل اول و دوم حاجی سبزواری بر اصالت وجود پرداخته‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه بحث از اصالت وجود اشاره دارند و در ادامه، دلیل اول را بیان می‌کنند: لانّه مَنبع کلّ شرفٍ. از آنجا که رکن این دلیل، خیر دانستن وجود است، استاد آیةالله حسینی طهرانی به بحث مهم و دقیق خیر و شر ورود کرده و به مسائل مختلفی از جمله معنای خیر و شر از نظر الهیون و مادیون، نسبی بودن معنای خیر و شر، توضیح معنای عدمی شر می‌پردازند. اشکال اصلی این دلیل، مصادره به مطلوب بودن آن است و از این جهت، ناتمام ارزیابی می‌شود. پاسخ مرحوم آشتیانی به این اشکال مطرح و نقد شده و سپس دیدگاه استاد در مورد حلّ آن اشکال بیان می‌شود. حضرت استاد در ادامه، دلیل دوم مرحوم مصنف را بر اصالت وجود بیان کرده و آن را دلیل متقن بشمار می‌آورند. این درس با تطبیق متن شرح منظومه به پایان می‌رسد.

نسخه عربی

ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)

10
  • اگر نگاه بکنیم می‌بینیم که یک‌دفعه ممکن است هزار شر بر همین یک ساعت این آقا تعلّق بگیرد. پس اینکه ما بگوییم که وجود خیر است و منبع برای شر نمی‌شود، اشتباه است. شما هر وجودی را که در نظر بگیرید، از نقطه‌نظر انتسابش به بعضی از جوانب، خیر می‌شود و از نقطه‌نظر انتسابش به بعضی از جوانب دیگر شر می‌شود؛ یعنی مقدمۀ موصله و معدّ برای آن امر عدمی می‌شود. و این یک مطلبی است که ممکن است در بعضی جاها از آن غفلت شده باشد.

  • لذا آقایانی که گفته‌اند وجود فی‌حدّ نفسه خیر است و آن امر عدمی شر است، ما باید از آنها سؤال بکنیم که وجود فی‌حدّ نفسه و با صرف نظر از انتسابش به اطراف و جوانب، خیر است یا شر؟! نه‌خیر است و نه شر، هیچ‌کدام نیست.

  • خود این معلّم را شما در نظر بگیرید؛ اگر این معلّم بخواهد درس ندهد و نفعش هم به کسی نرسد و خودش باشد برای خودش، مثلاً بالای کوه قاف برود و در همان‌جا بماند، هیچ نفعی از این معلّم سرایت نمی‌کند و هیچ ضرری هم از این معلّم به شخص دیگری نمی‌رسد، آیا در این‌صورت به این آقا خیر گفته می‌شود یا شر؟ هیچ‌کدام گفته نمی‌شود یعنی نه‌خیر است و نه شر.

  • خیر و شر همیشه در قیاس به شیء دیگر لحاظ می‌شوند، نه خودش فی‌حدّ نفسه. مثلاً فرض کنید که شما می‌خواهید قانون بگذارید، قانون مجلس بگذارید، این قوانینی که اینها دارند می‌گذارند ـ به یک دانه از اینها هم عمل نمی‌کنند فقط برای یک سری بدبخت‌های بیچاره است ـ برای چه کسی است؟ برای تمدّن است، برای جامعه‌ای است که متمدّن و شهرنشین هستند، اجتماع است، برای مجتمع قانون را وضع می‌کنند.

  • حالا اگر در قم فقط یک نفر بود و راه می‌رفت، این دیگر مجلس می‌خواست؟! این دیگر شورای نگهبان می‌خواست؟! یک نفر است، هر کاری دلت می‌خواهد بکن دیگر، چون فقط یک نفر است. همین‌که دو نفر شدند، در اینجا قانون پیدا می‌شود؛ تو به حدود این تعدّی نکن، این هم به حدود تو تعدّی نکند! تو برای منافع خودت به این ظلم نکن، آن هم برای منافع خودش به تو ظلم نکند!