
ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)
و معنای خیر و شر از نظر الهیّون و مادیّون
حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در نهمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به بیان دلیل اول و دوم حاجی سبزواری بر اصالت وجود پرداختهاند. ایشان در ابتدا به جایگاه بحث از اصالت وجود اشاره دارند و در ادامه، دلیل اول را بیان میکنند: لانّه مَنبع کلّ شرفٍ. از آنجا که رکن این دلیل، خیر دانستن وجود است، استاد آیةالله حسینی طهرانی به بحث مهم و دقیق خیر و شر ورود کرده و به مسائل مختلفی از جمله معنای خیر و شر از نظر الهیون و مادیون، نسبی بودن معنای خیر و شر، توضیح معنای عدمی شر میپردازند. اشکال اصلی این دلیل، مصادره به مطلوب بودن آن است و از این جهت، ناتمام ارزیابی میشود. پاسخ مرحوم آشتیانی به این اشکال مطرح و نقد شده و سپس دیدگاه استاد در مورد حلّ آن اشکال بیان میشود. حضرت استاد در ادامه، دلیل دوم مرحوم مصنف را بر اصالت وجود بیان کرده و آن را دلیل متقن بشمار میآورند. این درس با تطبیق متن شرح منظومه به پایان میرسد.
ادله مصنّف بر اصالةالوجود (1)
6شما الآن این لیوان آب را در نظر بگیرید، این لیوان آب از بلور و شیشه تشکیل شده است؛ یعنی از یک ماهیّتی تشکیل شده است که این ماهیّت، شیشه است و به این شکل خاص در آمده است و این خصوصیّات را دارد. شما اگر به خود این لیوان یعنی به نفس و وجود این لیوان نگاه بکنید، آیا این خیر است؟ نه، چرا خیر است؟! آیا این شر است؟ نه، چرا شر است؟! خود این لیوان فیحدّ نفسه نهخیر است و نه شر. نهاینکه لیوان را مثلاً برای آب خوردن لحاظ بکنید بلکه اگر به وجود این لیوان نگاه بکنید که این شیشه است، میگویید که به من چه مربوط است که لیوان از شیشه است و مرا چه؟
منبابمثال اگر شما این لیوان را در نظر بگیرید که در یک کویری افتاده است که کسی از آنجا رد نمیشود تا بخواهد با آن آب بخورد، و کسی هم نمیرود این لیوان را از آنجا بیاورد که بهواسطۀ آوردن نفعی بر آن لیوان مترتّب بشود؛ آیا لیوان در کویر، متّصف به خیر میشود یا نمیشود؟ نه، این چه خیری دارد؟! چون ما گفتیم که خیر یا خودش مغیا و کمال است یا مقدمۀ موصله به کمال است؛ آیا خود این لیوان کمال است؟ نه، چون کمال یعنی اتّصال انسان به مقام قرب، این را کمال میگوییم، پس خود لیوان که کمال نشد. آیا مقدّمۀ برای کمال است؟ نهخیر، این لیوان در کویر چه مقدمیّتی دارد؟ اصلاً مقدمّۀ برای کمال هم نیست. پس بنابراین وقتی که ما این لیوان را فیحدّ نفسه لحاظ میکنیم، اصلاً خیر و شر به آن نمیتوانیم بگوییم.
نسبی بودن معنای خیر و شر
تلمیذ: حقیقت عالم وجود منبسط است و چون تمام ذرّات عالم بهسوی کمال حرکت میکنند، پس هرچه که داریم خیر است و شر اصلاً وجود ندارد؟!
استاد: تمام ذرّات عالم بهسوی کمال هستند، ولی ما در خیری که لحاظ میکنیم، انسان را مبنای برای خیر قرار میدهیم؛ یعنی خوبی به آن چیزی میگویند که برای کمال انسان مفید باشد و ما این را مبنا قرار میدهیم. و اینکه الآن ذرات عالم همه بهسوی کمال هستند، یک مسئلۀ دیگری است که بعداً آن را مطرح میکنیم. البتّه لقائلٍ ان یقول که حالا این لیوان کجایش بد است؟ یا کجای بودن آن فیحدّ نفسه کمال است؟
