
نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت
و تحقیقی در معنای مشتق
موضوع جلسه هشتم از سلسله دروس شرح منظومه، به بررسی ادله و اشکالات ناشی از اعتقاد به اصالت ماهیت اختصاص دارد. حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در ابتدا به اشکال ناشی از اعتقاد به اصالت وجود و ماهیت به صورت توأمان اشاره میفرماید و سپس در ادامه، توالی فاسده ناشی از اصالت ماهیت را در 4 مورد بیان میکنند که عبارتند از: ایجاد ترکیب در صادر اول، تقرّر ماهیت به امر عدمی، عدم صحت حمل وجود بر ماهیت و ثنویت نفس الامریه. حضرت استاد در ادامه بحث، به بررسی دقیق معنای مشتق و کیفیت اشتقاق از مصدر با عنایت به کلام سید میر شریف جرجانی میپردازد؛ سپس با نظر به نتیجه مبحث مشتق، دلیل قائلین به اصالت ماهیت را مطرح و مورد نقد قرار داده و با اشاره به معنای دقیق لفظ «موجودٌ» اشکال بر اصالت وجود را پاسخ میدهند. بخش پایانی این درس به تطبیق متن شرح منظومه حاجی سبزواری اختصاص یافته است.
نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت
9خداوند تمام این افعال را در اینجا نه به عنوان تأکید بر وقوع فعل و نه به عنوان مجاز در کلمه آورده است، بلکه تمام اینها بهخاطر این است که چون این اخبار، اخبار متحقّق الوقوع و متیقّن الوقوع است؛ لذا خداوند در اینجا این افعال را به همان صیغۀ خودش که صیغۀ ماضی است آورده است. و علاوه بر این میرساند که این مسئله، مسئلۀ حقیقی است و شما یقین داشته باشید که این مسئله انجام شدنی است!
یا در مواردی که شما میبینید یک امری قطعاً از شما سر خواهد زد، آن امر و مطلب را به صیغۀ ماضی میآورید، گرچه به تأکید آن عنایت دارید، اما در نفس و نزد خود این مطلب را تحقّق یافته میپندارید. فرض کنید که در مورد یک مسئلهای که خیلی به آن عنایت دارید، شخص سؤال میکند که «آقا شما این کار را میکنید؟» شما میگویید: «من این کار را کردهام!» یعنی تو یقین بدان این از من تحقّق پیدا کرده است و در تحقّق آن اصلاً حرف و مطلبی نیست، و این کار تحقّق پیدا کرده است.
نهاینکه آن شخص میداند که این کار از او تحقّق پیدا نکرده است و مجازاً برای تأکید این را میگوید که تحقّق پیدا کرده است، بلکه در عالم خود و عالم ذهن خود چون این مطلب را از خودش تحقّق یافته میبیند؛ لذا این مطلب را به صیغۀ ماضی میگوید. به دنبال آن قضیّه خواستم این را هم خدمتتان عرض بکنم.
کلام میر سید شریف در «مشتق»
آن مطلبی که مرحوم سید شریف ـ رحمة الله علیه ـ در اینجا مطرح کردهاند این است که آن اوصافی که مبدأ اشتقاق در آنها لحاظ شده است و وصف، وصف مشتق است؛ آیا لازمهاش این است که ما برای آن اوصاف یک ماهیتی جدای از آن مبدأ اشتقاق فرض بکنیم؟ و به عبارت دیگر دو شیء را در تعریف وصف بیاوریم یا یک شیء تنها کفایت میکند؟
