اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت

و تحقیقی در معنای مشتق

0
منظومه

موضوع جلسه هشتم از سلسله دروس شرح منظومه، به بررسی ادله و اشکالات ناشی از اعتقاد به اصالت ماهیت اختصاص دارد. حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در ابتدا به اشکال ناشی از اعتقاد به اصالت وجود و ماهیت به صورت توأمان اشاره می‌فرماید و سپس در ادامه، توالی فاسده ناشی از اصالت ماهیت را در 4 مورد بیان می‌کنند که عبارتند از: ایجاد ترکیب در صادر اول، تقرّر ماهیت به امر عدمی، عدم صحت حمل وجود بر ماهیت و ثنویت نفس الامریه. حضرت استاد در ادامه بحث، به بررسی دقیق معنای مشتق و کیفیت اشتقاق از مصدر با عنایت به کلام سید میر شریف جرجانی می‌پردازد؛ سپس با نظر به نتیجه مبحث مشتق، دلیل قائلین به اصالت ماهیت را مطرح و مورد نقد قرار داده و با اشاره به معنای دقیق لفظ «موجودٌ» اشکال بر اصالت وجود را پاسخ می‌دهند. بخش پایانی این درس به تطبیق متن شرح منظومه حاجی سبزواری اختصاص یافته است.

نسخه عربی

نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت

14
  • قول حکماء مشّاء و اشراق در اصالت وجود و ماهیّت

  • بل اختلفوا علی قولین؛ أحدهما أنَّ الأصل فی التحقّق هو الوجود، و المهیّة اعتباریّة و مفهومٌ حاک عنه متّحدٌ به؛ و هو قول المحقّقین من المشَّائین1، و هو المختار کما فی النّظم: (إنّ الْوُجُودَ عِنْدَنَا أصِیلٌ)؛

  • «بین آقایان در دو قول اختلاف شده است، قول اول این است که اصل در تحقّق وجود است و ماهیت اعتباری است و مفهومی است که از وجود حکایت می‌کند و متحد با وجود است. و این قول محققین از مشائین و قول مختار است همان‌طور که ما در نظم گفتیم که انّ الوجودَ عندنا اصیلٌ»

  • دلیل قائلین به اصالت ماهیّت

  • و ثانیهما أنَّ الاصل هو المهیّة و الوجود اعتباریٌّ؛ و هو مذهب شیخ الاشراق شهاب‌الدین السّهروردی ـ قدس‌سرّه ـ و هو المشارالیه بقولنا: (دَلِیلُ مَنْ خَالَفَنا عَلِیلٌ)، مِثلُ: «انّ الوجود لو کان حاصلًا فی الاعیان، لکان موجودًا، فله ایضًا وجودٌ، و لوجوده وجودٌ، الی غیر النهایة». و هو مزیَّفٌ بانّ الوجود موجودٌ بنفس ذاته ـ لا بوجودٍ آخر ـ فلا یذهب الأمر إلی غیر النهایة. و قس علیه سایر أدلَّته المذکورة بأجوبتها فی المطوَّلات، و لا نطیل هذا المختصر بذکرها.

  • ثمَّ اشرنا الی بعض ادلّة المذهب المنصور، و هی ستَّةٌ:

  • الأوَّل قولنا: (لِأنّهُ مَنْبَعُ کُلِّ شَرَفٍ)؛

  • «مسلک دوم این است که اصل در تحقّق ماهیت است و وجود یک امر اعتباری است و این مذهب شیخ اشراق شهاب‌الدین سهروردی ـ قدّس‌سرّه ـ است.2 و ما اشاره کردیم به آن با این کلام که «دلیل من خالفنا علیلٌ»، آن دلیل چیست؟ اگر وجود در اعیان خارج تحقّق داشت پس موجود بود، چون آن وجود نمی‌شود که معدوم باشد. (ایشان غافل هستند از اینکه همان شیئی که در خارج است همان وجود است، نه‌اینکه آن وجود، موجود است. پس همان شیئی که در خارج است خودش موجود است.) پس او هم باید یک وجود دیگر داشته باشد و لوجوده وجودٌ و همین‌طور الی غیرالنهایه این مسئله ادامه پیدا می‌کند وتسلسل پیش می‌آید. این اشکال رد می‌شود به اینکه وجود بنفس ذاته موجود است نه به وجود دیگر [و وقتی خود آن ذات وجود باشد، دیگر ذاتٌ ثبت له الوجود در اینجا معنا ندارد و دیگر امر تا بی‌نهایت ادامه پیدا نخواهد کرد.] (اینکه شما می‌گویید که این وجود موجود است یعنی وجود دارد، یعنی وجود دیگری را آمده‌اید و بر این وجود حمل کرده‌اید. یعنی این وجود موجود است و ذاتٌ ثبت له الوجود است و دوباره سراغ آن ذاتٌ ثبت له الوجود رفته‌اید و گفته‌اید آن وجودی که ذاتٌ ثبت له الوجود است، موجود است یا نه؟ می‌گوییم که موجود است. معنای موجود چیست؟ ذاتٌ ثبت له الوجود و هلمّ جرّاً. در جواب می‌گوییم که خود آن ذات بنفسه وجود است. وقتی خود آن ذات وجود باشد، دیگر ذاتٌ ثبت له الوجود در اینجا معنا ندارد.) و سایر ادلۀ ایشان با جوابهایش که ذکر شده است را در مطوّلات3 بیابید و ما این مختصر را به ذکر آنها طولانی نخواهیم نمود.»

    1. الشفاء(الإالهیات)، ص 31، مقالۀ اول، فصل پنجم؛ التحصیل بهمنیار،ص 279 _ 290.
    2. مجموعۀ مصنّفات شیخ اشراق، ج 1، ص 156 و 391 و 402، به تصحیح و مقدّمۀ هانری کربن.
    3.  الأسفار الأربعة: ج 1، ص 54 ـ 62.