
نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت
و تحقیقی در معنای مشتق
موضوع جلسه هشتم از سلسله دروس شرح منظومه، به بررسی ادله و اشکالات ناشی از اعتقاد به اصالت ماهیت اختصاص دارد. حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در ابتدا به اشکال ناشی از اعتقاد به اصالت وجود و ماهیت به صورت توأمان اشاره میفرماید و سپس در ادامه، توالی فاسده ناشی از اصالت ماهیت را در 4 مورد بیان میکنند که عبارتند از: ایجاد ترکیب در صادر اول، تقرّر ماهیت به امر عدمی، عدم صحت حمل وجود بر ماهیت و ثنویت نفس الامریه. حضرت استاد در ادامه بحث، به بررسی دقیق معنای مشتق و کیفیت اشتقاق از مصدر با عنایت به کلام سید میر شریف جرجانی میپردازد؛ سپس با نظر به نتیجه مبحث مشتق، دلیل قائلین به اصالت ماهیت را مطرح و مورد نقد قرار داده و با اشاره به معنای دقیق لفظ «موجودٌ» اشکال بر اصالت وجود را پاسخ میدهند. بخش پایانی این درس به تطبیق متن شرح منظومه حاجی سبزواری اختصاص یافته است.
نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت
11دلیل قائلین به اصالت ماهیت
روی این حساب دلیلی که مرحوم شیخ اشراق و بهطورکلی قائلین به اصالةالماهیة آوردهاند این است که شما میگویید که زید موجود است. شما وجودی را که بر زید حمل میکنید و وجودی را که عارض بر این ماهیت زید میدانید، خود آن وجود آیا موجود است یا معدوم؟
اگر بگویید موجود است یعنی ذاتٌ ثبت له الوجود است، پس آن وجود یک ذاتی پیدا میکند و یک وجودی پیدا میکند؛ به دو تکّه تقسیم میشود: یکی ذات و دیگری وجود، چون میگویید که ذاتٌ ثبت له الوجود.
سراغ آن ذاتٌ ثبت له الوجود میرویم و آن وجود را بر آن ذات حمل میکنیم، حالا آن وجودی که بر آن ذات حمل شده است موجود است ام لا؟ دوباره و هلمّ جَرّاً و یتسلسل. پس بنابراین این وجود نباید تعیّن و تحقّق داشته باشد تا اینکه تسلسل لازم بیاید.
و اما اگر ما این وجود را اعتباری دانستیم، تسلسل لازم بیاید هم اشکال ندارد؛ چون تسلسل در امر اعتباری اشکال ندارد. پس حقیقت برای ماهیت است و وجود که امر اعتباری است، حالا تسلسل پیدا بکند یا اصلاً دور پیدا بکند، یعنی از تسلسل هم بالاتر بگوییم، هیچ اشکالی ندارد.
و همین مسئله در مورد اضافه هم هست، قوام فوقیّت به تحتیّت است؛ و قوام تحتیت به فوقیت است؛ چون امر اعتباری است. این عنوان قوام دو شیء به همدیگر است، پس تا تحتیّتی نباشد فوقیتی معنا نمیدهد و تا فوقیّتی نباشد تحتیّتی معنا نمیدهد.
شما اصلاً بگویید که دور هم پیش میآید ـ البتّه در اینجا دور نیست ـ حالا به فرض بگویید که دور هم پیش میآید، پیش بیاید اشکال ندارد؛ چون امر اعتباری و اضافی است و دور در اعیان خارج محال است، دور در عالم و وعاء حقیقت محال است، ولی حالا دور در عالم اعتبار پیدا بشود، مسئلهای نیست. مثلاً هر رئیسی یک مرئوسی میخواهد و هر مرئوسی یک رئیسی میخواهد، تا به هم قوام داشته باشند این هم اعتباری است و این اشکالی ندارد. خود بنده و خود سرکار دو امر جدای از همدیگر هستیم، نه قوام وجود بنده به شما است و نه قوام وجود شما به بنده است. ولی اگر قوام عنوان من به عنوان شما باشد چه اشکالی دارد؟! و قوام عنوان شما به عنوان من باشد، چه اشکالی دارد؟! در امور اعتباری این مسائل اشکال ندارد.
