اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت

و تحقیقی در معنای مشتق

0
منظومه

موضوع جلسه هشتم از سلسله دروس شرح منظومه، به بررسی ادله و اشکالات ناشی از اعتقاد به اصالت ماهیت اختصاص دارد. حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در ابتدا به اشکال ناشی از اعتقاد به اصالت وجود و ماهیت به صورت توأمان اشاره می‌فرماید و سپس در ادامه، توالی فاسده ناشی از اصالت ماهیت را در 4 مورد بیان می‌کنند که عبارتند از: ایجاد ترکیب در صادر اول، تقرّر ماهیت به امر عدمی، عدم صحت حمل وجود بر ماهیت و ثنویت نفس الامریه. حضرت استاد در ادامه بحث، به بررسی دقیق معنای مشتق و کیفیت اشتقاق از مصدر با عنایت به کلام سید میر شریف جرجانی می‌پردازد؛ سپس با نظر به نتیجه مبحث مشتق، دلیل قائلین به اصالت ماهیت را مطرح و مورد نقد قرار داده و با اشاره به معنای دقیق لفظ «موجودٌ» اشکال بر اصالت وجود را پاسخ می‌دهند. بخش پایانی این درس به تطبیق متن شرح منظومه حاجی سبزواری اختصاص یافته است.

نسخه عربی

نقد و بررسی دیدگاه اصالت ماهیّت

10
  • من‌باب‌مثال وقتی می‌گوییم: «ضارب»، آیا ضارب به معنای ماهیتی است که ضرب از او سرزده است یا اینکه «ضارب» یعنی ضرب و زننده، نه‌اینکه ذاتی که از او این عمل واقع شده است؟. آیا «موجود» یعنی ذاتی که وجود بر او بار شده است، و ذاتی که ثبت له الوجود است؟ یا اینکه نه، «موجود» یعنی آن ذاتی که خود آن ذات وجود است؟ خود همان ذات، وجود است نه‌اینکه ذاتی که وجود از او سرزده است. «ضارب» یعنی ذاتی که خود آن ذات ضرب است.

  • البتّه این مطلبی که ایشان می‌فرمایند یک دنباله‌ای هم دارد و آن دنباله این است که گرچه ممکن است ما ضارب را به این معنا ببینیم و درست هم باشد، یعنی ضارب ذاتٌ ثبت له الضرب نیست یا مضروب ذاتٌ وقع علیه الضرب نیست، بلکه مضروب خود ضرب است، ضارب خود ضرب است، منتها این ضرب از نقطه‌نظر قوام و اتّکاء و تحقّق، قوام به فاعل دارد و در مضروب آن ضرب قوام به مفعول دارد.

  • اگر این مطلب صحیح باشد که ضارب یعنی خود ضرب لابشرط از حمل به ذات، ما باید بتوانیم به جای ضارب مضروب بیاوریم، باید بتوانیم به جای ضارب مضرَب بیاوریم، به جای ضارب مِضراب بیاوریم، ولی این کار صحیح نیست؛ چون آن لابشرطی که ما در اشتقاق آن را لحاظ می‌کنیم، با عنایت به قید و به شرط، این را می‌آوریم.

  • «ضارب» یعنی تحقّق ضرب، «مضروب» یعنی تحقّق ضرب، «مَضرَب» یعنی تحقّق ضرب، «مِضراب» یعنی تحقّق ضرب، ولی تمام این تحقّق ضرب‌ها در ظرف اتکاء به یک مبدأی لحاظ می‌شوند؛ در ضارب معنایش تحقّق ضرب است که آن ضرب از ذاتی نشئت گرفته است، در مضروب تحقّق ضرب است که واقع بر ذات شده است، و همین‌طور در مِضراب تحقّق ضرب است که آن ضرب از آلتی انجام گرفته است، نه‌اینکه ما بتوانیم به صرف تحقّق ضرب، آن هیئات که این مشتق در آن هیئات لحاظ شده است را در جای همدیگر استفاده ببریم و به این نکته باید دقت بکنیم.