
رابطۀ میان وجود و ماهیت
و ادلّۀ بطلان تحقق هردوی آنها در خارج
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در جلسۀ هفتم از درس شرح منظومه، در ابتدا این اصل را متذکر میشوند که همه ممکنات، ترکیبی از ماهیت و وجود هستند. سپس وارد بحث شده و حقیقت ماهیت را در ضمن مثال تعریف میکند و جایگاه وجود و ماهیت را در مقام ثبوت و اثبات و نیز رابطه بین آن دو را با بیاناتی ساده و شیوا تبیین مینماید. استاد در ادامه به بیان این حقیقت میپردازد که تمام ذرات عالم هستی به واسطه وجودی که در خود دارند، قابلیت رسیدن به فعلیت تامه را دارا میباشند که البته این امر مستلزم عنایت علت میباشد. در بخش پایانی از درس، استاد حسینی طهرانی به استدلال بر عدم تحقق همزمان ماهیت و وجود در خارج پرداخته و مواردی را برای نقض این مسئله بیان مینمایند. ایشان در جهت بطلان اصالةالماهیة پرسشی را طرح و ابعاد این دیدگاه و توالی فاسده آن را تشریح مینماید.
رابطۀ میان وجود و ماهیت
6هرچه در عالم هست، وجود است و تمام آثار مربوط به وجود است. و این آثار و تفاوتها فقط به این بستگی دارد که این جناب وجود چه قالبی به خودش میگیرد و به چه شکلی میخواهد در بیاید.
درست مثل یک منبری میماند که وظیفهاش تأیید و تقریر پیشنماز است و در هر مجلسی به مناسبت آن مجلس صحبت کردن. اگر منبری را در مجلس ختم ببرید از مردم گریه میگیرد، بر سرش میزند و مردم را وادار به بر سر زدن میکند. همین منبری را ساعت بعد در مجلس عروسی ببرید شروع میکند به خنداندن مردم.
اگر این منبری در این مسجد برود، از این پیش نماز تعریف میکند و اگر در مسجدی برود که پیشنماز آن با پیشنماز مسجد قبل مخالف باشد، شروع میکند از این پیشنماز دیگر تعریف کردن. منبری میگوید که من نوکر پول هستم و کاری ندارم به اینکه این پیش نماز با آن پیش نماز آشنا است، غریبه است، اختلاف دارد یا ندارد.
پس ما میتوانیم هر لحظه به شکلی درآمدن وجود را در وجود این منبریها تصوّر بکنیم! بسته به اینکه ایشان را در کجا دعوت میکنند، ایشان به مناسبت همان مجلس مطلب را قرار میدهد؛ در یکجا میرود میخندد، در یکجا میرود گریه میکند، در یکجا میرود شوخی میکند، در یکجا میرود ابکاء میکند. اینها همه بسته به حال منبری است.
پس این منبری به هر شکلی میتواند خود را در بیاورد و حالا به هر شکلی که در آمد، آثار خصوصِ همان موقع را به خود میگیرد. پس تمام این آثار در وجود ایشان هستند، منتها بسته به این است که وجود ایشان در هر ظرفی چه نوع شکلی را در خارج محقق بکند و بر اساس تحقق آن شکل چه آثاری را از خودش به وجود بیاورد.
این وجود ما هم همینطور است؛ اگر شما تمام آثار مختلفی که مربوط به عناصر عالم مادّه است و آثاری که مربوط به مجرّدات است را لحاظ بکنید، میبینید که برگشت همه به وجود است. این وجود با این قید، این اثر در او هست و این وجود با آن قید، آن اثر دیگر در او هست.
