
بیانی بدیع بر ردّ اصالةالماهیّة
عدم تحقّق خارجی کلّی طبیعی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در ادامۀ مبحث مهم اصالةالوجود، ابتدا با اشاره به مباحث جلسه قبل مبنی بر عدم امکان تعریف وجود بما هوهو، فرق بین عموم لفظ عام و استعاره، به ضرورت ماهیتهای مبهمه برای شناخت اشیاء در خارج تأکید میکند. مرحوم استاد با اشاره به اینکه ماهیت امری انتزاعی و ساخته و پرداخته ذهن است، در قالب بیانی نو و مثالهایی روشن، به خوبی بیپایگی اصالةالماهیّة را معلوم میکند. ایشان برای تبیین بیشتر بطلان اصالت ماهیت در قبال وجود، برخی از اشعار مولانا را شاهد قرار داده و مثالی برای عدم تحقق خارجی کلی طبیعی بیان می نماید.
بیانی بدیع بر ردّ اصالةالماهیّة
9و از طرف دیگر در خارج برنج گرد و دراز که با همدیگر خلط نمیشوند، برنج نیمه و تمام که با همدیگر خلط نمیشوند، خصوصیّتی که در برنج صدری است در برنج دمسیاه نیست، این دو که با هم خلط نمیشوند؛ پس آنچه که ما در ذهن آوردهایم آیا وجود است یا ماهیّت است؟ بالأخره در ذهن ما چیست؟
ما ماهیّت را در ذهن آوردهایم؛ چون وجود سر جایش است، وجود که همان برنج است و سرجایش است. و ماهیّاتی را که ما در ذهن آوردهایم اصلاً در خارج وجود ندارند؛ یعنی آن ماهیّتی که در ذهن ما است و قابل صدق بر اصناف مختلف است، اصلاً در خارج وجود ندارد. صدری یک صنفش است، دمسیاه یک صنفش است، آملدو یک صنفش است، اصفهانی یک صنفش است، تمام اینها اصناف مختلف آن هستند ولی آن ماهیّت هیچ وعائی جز وعاء ذهن ما ندارد.
پس آنچه که ما در ذهن آوردهایم که عبارت از ماهیّت است، همان منطبَق خارجی است؛ یعنی همان است که بر خارج تطبیق میکند، درحالیکه ماهیّت ساختۀ ذهن ما است و هیچ وجود خارجی ندارد.
اگر ماهیّت را معنای عام بگیرید، همان است که در ذهن آمده است. و اگر شما ماهیّت را آن چیزی که در خارج است بگیرید، در اینصورت دیگر ماهیّت نیست؛ چون آن فقط مال خودش است، یعنی صورت و فصل خودش است و دیگر به آن جنس و فصل کلّی نمیگویند.
إنشاءالله از این بحث، وارد بحث فصوص و امثالذلک میشویم.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد
