
بیانی بدیع بر رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی
نقش مفاهیم ذهنی در شناخت مصادیق خارجی
رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با توضیح تفاوت میان تعریف ماهیت و وجود و نیز فرق میان عموم و استعاره، نشان میدهد که مفاهیم کلی و ماهیات، ساخته و پرداخته ذهن برای شناخت و دستهبندی اشیای خارجی هستند. سپس با بررسی مفهوم «کلی طبیعی» و مثالهایی مانند «عالم» و «برنج» توضیح میدهد که هیچ کلی طبیعی با همان ویژگی فراگیر خود در خارج تحقق ندارد و تنها بر افراد و مصادیق خارجی منطبق میشود. بر همین اساس، ماهیت حقیقتی مستقل در خارج نیست، بلکه مفهومی ذهنی است که بر موجودات خارجی تطبیق میکند. نتیجه بحث این است که با روشن شدن جایگاه کلی طبیعی و ماهیت، مبنای اصالت ماهیت فرو میریزد و اصالت وجود بدون نیاز به استدلالهای پیچیده، بهصورت روشن و قابل فهم اثبات میشود.
بیانی بدیع بر رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی
توضیحات:
رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با توضیح تفاوت میان تعریف ماهیت و وجود و نیز فرق میان عموم و استعاره، نشان میدهد که مفاهیم کلی و ماهیات، ساخته و پرداخته ذهن برای شناخت و دستهبندی اشیای خارجی هستند. سپس با بررسی مفهوم «کلی طبیعی» و مثالهایی مانند «عالم» و «برنج» توضیح میدهد که هیچ کلی طبیعی با همان ویژگی فراگیر خود در خارج تحقق ندارد و تنها بر افراد و مصادیق خارجی منطبق میشود. بر همین اساس، ماهیت حقیقتی مستقل در خارج نیست، بلکه مفهومی ذهنی است که بر موجودات خارجی تطبیق میکند. نتیجه بحث این است که با روشن شدن جایگاه کلی طبیعی و ماهیت، مبنای اصالت ماهیت فرو میریزد و اصالت وجود بدون نیاز به استدلالهای پیچیده، بهصورت روشن و قابل فهم اثبات میشود.
بیانی بدیع بر رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی
6من بعضی وقتها به خودم میگویم و اصلاً تِز1 من است که خوشحال کردن مردم برای التذاذ همین نفس مادّی بهتر است از اینکه انسان هزار تومان بیشتر بهدست آورد. اگر انسان برای خدا هم نمیخواهد کار کند یعنی نه خدایی، نه پیغمبری، نه قیامتی، هیچ در نظرش نباشد، همینقدر که انسان کاری بکند که مردم خوبی او را بگویند، این برای نفس بهتر است یا اینکه یک پول مادی ببرد و مردم بدی او را بگویند؟! کدام بهتر است؟! آدم عملی را نه بهخاطر خدا بلکه اصلاً عمل مادی انجام بدهد اما ببیند که مردم از او تمجید و تعریف میکنند، این بهتر است و بیشتر به نفس آدم میچسبد یا اینکه هزار تومان بیشتر بهدست آورد؟! یعنی حتی عمل را هم بهخاطر نفس مادی انجام بدهد نه نفس روحانی و ملکوتی.(خدایی هم در کار نیست) این بهتر است یا اینکه انسان بیاید و کاری را انجام بدهد که مردم به او فحش بدهند ولی این هزار تومان بیشتر نصیبش شده باشد؟! آدم باید خیلی احمق باشد که این طرف را بخواهد بگیرد.
مولانا اینطور میفرمایند که مردم تمام عمرشان را دنبال دنیا میروند و زحمت میکشند بعد چه چیزی نصیبشان شده است؟ فقط خیال نصیبشان شده است، خیال. در خیال میگوید که این ملک، مال من است، در خیال!
یکدفعه زلزله میآید و میزند اول و آخر را به هم(میمالاند) میریزد. چه شد؟ هیچ. در خیالم است که فلان مزرعه مال من است، خیال است. مال تو است؟ پس چطور وقتی که میگذاری و میروی با خودت در قبر نمیبری؟! دارد دنبال خیال میگردد.
آنوقت نتیجهاش چیست؟ اعصابش را خرد میکند، خودش را بیچاره میکند و خودش را به سختی میاندازد، قلبش را به درد میآورد، سکته میکند و....
در جریان این قطعنامه میگویند که یک قسمت بیمارستان برای سکتهایهای قطعنامه بود. طلا فروشها، ماشین فروشها و....
من یکجایی بودم و فردی به من میگفت که به عیادت شخصی رفته بودم، دیدم سیسییو پر است و دیگر جا نیست و افراد همینطور دراز به دراز داخل راهرو خوابیدهاند، تا یکییکی آنها را به بخش ببرند و بعضی را به سیسییو!
- رای، عقیده، نظر.
