
اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی
و اشارهای به مبحث حقیقت و مجاز
در چهارمین جلسه از جلسات درس شرح منظومه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) مبحث مهم اصالة الوجود را مطرح کرده و آن را شالوده اساسی غالب مسائل فلسفی میداند. حضرت استاد در پی تنقیح محل بحث در اصالةالوجود، وارد مبحث حقیقت و مجاز و بالخصوص مسئله استعاره شده و میخواهد روشن کند که آیا اطلاق وجود بر موجودات عالم، حقیقت است یا مجاز؟ در همین راستا ایشان به موشکافی دقیق ادبی مبحث استعاره پرداخته است تا حقیقت معنای استعاره و ارتباط آن با حقیقت و مجاز روشن گردد. مرحوم استاد ضمن بیان نحوۀ انتزاع جنس از انواع، به یک نکته کلی در باره مفاهیم عام اشاره میکند: ابهام معنایی؛ سپس همین نکته را در بحث وجود تطبیق کرده و میفرماید: وجود عبارت است از معنای مبهمی که ذهن ما میتواند آن را بپردازد و آن معنا را هم به خدا نسبت دهد و هم به جبرئیل و هم به انسان.
اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی
6پس کاری که ذهن کرده است به عنوان عموم المجاز است، ـ همیشه در در نظر داشته باشید ـ. عموم المجاز چیست؟
مدلول صیغه امر، وجوب است یا عمومالمجاز؟
در بحث اصول هم میگوییم که این امر گاهی اوقات دلالت بر استحباب میکند و بعضیها قائل به عموم المجاز هستند. آیا امر دلالت بر استحباب میکند؟ میگوییم: بله، در خیلی از موارد امر دلالت بر استحباب کرده است. آیا امر دلالت بر وجوب میکند؟ بله، در خیلی از موارد امر دلالت بر وجوب میکند مثل صَلّوا. آیا امر دلالت بر تهدید میکند؟ بله، تهدید که وجوب نیست و میگوید که اگر میتوانی بکن و میگوید اگر انجام بدهی پدرت را در میآورم پدر فلان. آیا امر دلالت بر همان چیزهایی(تهدید و ارعاب و عَرض و تمنّا و....) که در امر است میکند؟ آیا امر دلالت بر عَرض میکند؟ بله، دعای ما به درگاه پروردگار که وجوب نیست بلکه عَرض و تمنّا است و امثالذلک. بالأخره این لفظ برای کدام معنا وضع شده است؟ و ما باید تکلیفمان را با این روشن کنیم که کدامیک از این معانی است؟
بعضیها قائل هستند به اینکه امر دلالت بر وجوب میکند و در بقیّه موارد به عنوان مجاز است. این افراد خودشان را راحت کردهاند و پیکارشان رفتند و گفتهاند که امر دلالت بر وجوب میکند و در استحباب مجاز است، در عرض مجاز است، در تمنّی مجاز است، در تهدید مجاز است، در تخویف مجاز است، در تمام اینها مجاز است.1
و بعضیها آمدهاند و یک عموم المجازی را گرفتهاند2 و ما فعلاً نمیگوییم که کار درستی کردهاند یا نکردهاند و فعلاً ما تصویر اینها را بیان میکنیم که چه تصویری ارائه دادهاند.
گفتهاند که امر در اصل دلالت بر طلب کلّی میکند و آن طلب مصادیق متعدّدهای دارد؛ گاهی اوقات مصداق آن طلب، وجوب است که به آن طلب میگویند طلب وجوبی، یک مصداق آن، استحباب است که میشود طلب استحبابی، یک مصداق آن، عَرض و تمنّا است که میشود طلب عرض و خواهش و تمنای از پروردگار، یک مصداقش تخویف و تهدید است که میشود طلب تهدیدی. اگر میتوانی بکن! یعنی واقعاً از او طلب میکند ولی در این طلب تهدید خوابیده است؛ اگر میتوانی؟! واقعاً دارد طلب میکند نهاینکه مانند صاحب مغنی بگوییم که طلب نمیکند و در اینجا مجاز است.
- کفایة الاصول، ص 63.
- همان.
