اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی

و اشاره‌ای به مبحث حقیقت و مجاز

0
منظومه

در چهارمین جلسه از جلسات درس شرح منظومه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) مبحث مهم اصالة الوجود را مطرح کرده و آن را شالوده اساسی غالب مسائل فلسفی می‌داند. حضرت استاد در پی تنقیح محل بحث در اصالةالوجود، وارد مبحث حقیقت و مجاز و بالخصوص مسئله استعاره شده و می‌خواهد روشن کند که آیا اطلاق وجود بر موجودات عالم، حقیقت است یا مجاز؟ در همین راستا ایشان به موشکافی دقیق ادبی مبحث استعاره پرداخته است تا حقیقت معنای استعاره و ارتباط آن با حقیقت و مجاز روشن گردد. مرحوم استاد ضمن بیان نحوۀ انتزاع جنس از انواع، به یک نکته کلی در باره مفاهیم عام اشاره می‌کند: ابهام معنایی؛ سپس همین نکته را در بحث وجود تطبیق کرده و می‌فرماید: وجود عبارت است از معنای مبهمی که ذهن ما می‌تواند آن را بپردازد و آن معنا را هم به خدا نسبت دهد و هم به جبرئیل و هم به انسان.

نسخه عربی

اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی

8
  • ما اسم آن حیوان مبهم ذهنی را اسد می‌گذاریم. وقتی که اسم آن را اسد گذاشتیم بعد می‌آییم و قشنگ آن را به دو قسم تقسیم می‌کنیم؛ یک قسم را یال و کوپال و کذا و کذا می‌گذاریم و در باغ وحش می‌اندازیم، یک تکیه از آن را انسانی درست می‌کنیم که مو و چشم و ابرو و خال و قد و قامت دارد و آن را در حمام قرار می‌دهیم. پس این دو را مصادیق برای آن شیء مبهم قرار می‌دهیم و این می‌شود استعاره.

  • در دعوای بین سکّاکی و تفتازانی که در مطول آمده است آیا مطلب را این‌طوری برای شما بیان کرده‌اند؟!

  • این استعاره می‌شود. و این‌طور است که این لفظ، آن معنای بلیغ و آن معنای افراط در شجاعت و آن حالت نفسانی و آن‌قدرت و آن قوّت را در این شخص می‌رساند و سکّاکی در آنجا این را می‌خواهد بگوید.1 این می‌شود معنای استعاره و همان معنای بلیغی که متکلّم در استعاره آن معنا را در نظر دارد.

  • نحوه انتزاع جنس از انواع 

  • همین معنا را ما بعینه در مورد جنس و فصل و عام می‌آوریم. من از شما سؤال می‌کنم که انسان چه است؟ شما می‌گویید که انسان حیوان است. انسان کیست؟ بنده و سرکار و بقیّه افراد، انسان هستیم. حالا اگر به ما انسان بگویند و اگر شما این عبد عاصی را هم در جنب خودتان [به عنوان انسان حساب کنید] و بیاورید پنج نفر می‌شویم. بنابراین ما پنج نفر جزء آدمیان و انسان هستیم. بسیار خوب، تاج اشرف مخلوقات را بر سرمان گذاشته‌ایم و فقط دلمان به همین خوش است! گوسفند بیچاره را هم می‌آوریم و آن هم جزء حیوانات است، گاو را هم می‌آوریم و این هم جزء حیوانات است، شتر هم جزء حیوانات است، بقیّه حیوانات را هم می‌آوریم و ما بر هر کدام از اینها اطلاق حیوان می‌کنیم.

  • اصلاً می‌گوییم چرا این‌قدر راه دور برویم و سراغ استعاره برویم؟! همین قضیّه جنس و فصل و صنف و همه را پیش می‌کشیم و حتّی می‌بینیم که روی تک‌تک افراد هم این مسئله هست و تمام اینها بخاطر این ذهنی است که خدا در ما گذاشته است.

    1. من در مبانی خودم در مسائل معانی غالباً مبانی سکّاکی را دارم. اتفاقاً یک بحث مهمّی هم هست که الآن دیگر جای آن نیست و هر وقتی که صحبت کنایه شد آن را بیان می‌کنیم. که آیا کنایه حقیقت است یا مجاز؟ و فرق کنایه و استعاره چیست؟ استعاره بالکنایة چیست؟ و امثال‌ذلک. خیلی وقت است که ما این مطالب را مطالعه نکرده‌ایم و حدود ده دوازده سال می‌شود که ما دیگر مطوّل و اینها را مطالعه نکرده‌ایم و إن‌شاءالله اگر بشود راجع به این قضیّه مراجعه دوباره‌ای بکنیم.